تبليغاتX
مرند اوغلو

کمتر از 1 قرن پیش، در زمانی که دنیا در آتش جنگ جهانی اول می‌سوخت، ایران هم از این قاعده مستثنی نبود و ناخواسته وارد این جنگ شده بود. آذربایجان ایران هم بیشتر از دیگر جاها درگیر بود و از آنجایی که قفقاز و شمال غرب ایران، منطقه استراتژیک مهمی هستند، مثل دیگر زمان‌ها، در این زمان هم مکان تاخت و تاز بود.


ارامنه که به تازگی حزب نژادپرست و توسعه‌طلب داشناک را بنیاد نهاده بودند و در آرزوی «از دریا تا دریا»ی خود بودند، در حال جامه عمل پوشاندن به این آرزوی شوم بودند و آن وقایع وحشتناک را در ایروان و به اصطلاح «ارمنستان» امروزی انجام دادند قصد داشتند تا آذربایجان ایران را هم در این نقشه شوم خود بگنجانند. در آن زمان روباه پیر، انگلیس هم به کمک ارامنه شتافت و با تحریک ارامنه و آشوریان ساکن در آذربایجان غربی و با وعده تشکیل کشور مسیحی در خاک استان «آذربایجان غربی» امروزی، آنها را به اتحاد با داشناک‌ها فراخواند و آن وقایع وحشتناک و تأسف‌آور در ارومیه و سلماس و … را به وجود آورد.


دوران جنگ جهانی اول در آذربایجان ایران، سراسر غم و اندوه و از دست دادن عزیزان و اشغال خاک توسط بیگانگان بوده و یادآور چیز دیگری نیست، اما در این میان تنها یک حادثه خوب و روحیه‌بخش و در حقیقت یک حماسه وجود داشت و آن حماسه مقاومت مردم خوی در مقابل ارتش آندارنیک ارمنی بود.

آندرانیک ارمنی با لشگری متشکل از 3 هزار الی 12 هزار نفر (طبق روایات مختلف) به جهت پیوست دادن خاک آذربایجان به ارمنستان به سمت خوی حرکت کرد تا شهرها را به گمان خود یکی پس از دیگری اشغال کند. در این میان، مردم دست خالی شهر خوی حماسه ماندگاری را آفریدند و چندین روز در مقابل لشگر ارامنه مقاومت کردند تا بالاخره لشگر عثمانی آمد و متجاوزان را فراری داد.

مردم خوی که موقع شروع این حادثه در شوک حوادث ارومیه و سلماس بودند و عاقبت مشابهی را برای خود میدیدند، تسلیم نشده و امید خود را از دست ندادند و مقاومت دلیرانه‌ای کردند به طوری که نه تنها وجبی از خاک شهر خود را تسلیم اشغالگران نکردند، بلکه فقط حدود 15 شهید دادند و مثل مردم ارومیه دچار قتلعام نشدند. علاوه بر حماسه‌هایی که توسط مردم خوی در آن چند روز به وقوع پیوست، مثل مبارزه آن سرباز عثمانی تیر خورده و یا حرف‌های دلیرانه آن دلیرزن خویی که سربازان فراری از دروازه را به سرجای خود برگرداند و یا عمل انتحاری آن کسی که دلیرانه به پشت دروازه رفت و نیرنگ چند سرباز ارمنی در لباس عثمانی را رسوا ساخت و ده‌ها حادثه تحسین‌برانگیز دیگر، نتیجه این حماسه عظیم قابل توجه است.


این حماسه عظیم، تاریخ ماندگاری در دوران غم‌انگیز جنگ جهانی است. و البته شرح این حادثه در کتب تاریخی و از جمله نوشته‌های احمد کسروی مرتد که مدعیان وطنپرستی او را تاحد پیامبر قبول دارند، به تفصیل آمده است و قابل انکار نیست.


اما نکته‌ای تأسف‌آوری که امروزه به چشم می‌خورد، این است که مدعیان وطنپرستی و آن کسانی که دنبال نقشه ایران از چین تا ایتالیا هستند و هر کس مخالف خودشان را دشمن ایران اعلام می‌کنند، در مقابل این حماسه عظیم کاملاً سکوت اختیار کرده‌اند و حتی یک بار هم در سالگرد این حماسه و یا دیگر مناسبت‌ها هیچ سخنی به میان نیاورده‌اند. به راستی آیا مایل بودند که الان خوی و ارومیه و چند شهر دیگر هم جزو خاک ارمنستان بود؟ شاید اینگونه دلشان خنک‌تر بود!

کاملاً می‌بینیم که مدعیان وطنپرستی امروزی، هر روزه صحبت از لغو شدن گلستان و ترکمنچای و ادعای دروغین مدتدار بودن آنها را دارند، فقط صحبت از بازگردانی باکو و نخجوان و گنجه به آغوش وطن دارند ولی هرگز صحبت از بازگرداندن ایروان ندارند! مگر ایروان به همراه نخجوان از ایران جدا نشد؟ واضح است که اگر خدای نکرده، آن روز، خوی تسلیم شده بود و مردمش قتل عام شده و امروزه یک شهر ارمنی نشین در خاک ارمنستان بود، این مدعیان وطن‌پرستی هیچ ادعایی نسبت به آنجا نداشتند!

مرند اوغلو یازیب، 87/11/06 تاریخینده، ساعت 13:38 | لینک |

این روزها نسبت به چندین سال قبل، وضع فرهنگی‌مان (وضع غیرتی‌مان!) کمی بهتر شده است. خوشبختانه در سایت‌ها و فروم‌های مختلف می‌توان آذربایجانی‌هایی را دید که به زبان و فرهنگ و تاریخ خودشان افتخار می‌کنند. نوشتن ترکی هم در ایران کم‌کم در حال رواج است. چه در سایت‌ها، چه در ایمیل، چه در SMS و ... .

اما در این میان یک نکته بسیار تأسف‌انگیز وجود دارد و آن هم موقع لاتین‌نویسی ترکی دیده می‌شود. ترک‌هایی که با نگارش لاتین ترکی آشنا نیستند، لاتین‌نویسی ترکی را با فینگلیش اشتباه می‌گیرند و از همان قواعد نانوشته‌ای که موقع نوشتن فارسی با خط انگلیسی (فینگلیش) استفاده می‌کنند، در لاتین‌نویسی ترکی هم از همان‌ها استفاده می‌کنند. از نظر من، ماهایی که با لاتین‌نویسی آشنا هستیم باید هنگام مشاهده این موارد، به دوستان تذکر داده و راه درست نوشتن را به آنها نشان دهیم.

 

امیدوارم تا اینجا مطلبی که در ذهن من است را گرفته باشید. من قصد آموزش خط لاتین ترکی آذربایجانی را ندارم، بلکه هدفم درست نوشتن خط لاتین ترکی بدون کاراکترهای خاص است. درست است که زبان ترکی آذربایجانی ما دارای خط لاتین بسیار زیبا با کاراکترهای اضافه بر انگلیسی (ü، ö، ı، ə، ğ، ş و ç) است؛ اما مواقعی پیش می‌آید که امکان استفاده از این کاراکترهای خاص نیست. مثلاً اگر پشت کامپیوتر دیگری نشسته‌اید و آن کامپیوتر keyboard ترکی آذربایجانی ندارد و یا وقتی می‌خواهید SMS بنویسید و یا اصلاً وقتی در کامپیوتر می‌خواهید مطلبی را سریع و بدون استفاده از keyboard ترکی بنویسید، و یا وقتی برای سایت یا وبلاگتان می‌خواهید نامی ترکی برگزینید، در آن صورت باید از خط لاتین ترکی بدون کاراکترهای خاص استفاده کنید. این حالت معادل نوشتن فینگلیش در فارسی است و من به آن اسم تینگلیش(!) می‌دهم.

 

باید در نظر داشت که تینگلیش با فینگلیش یکی نیست. در فینگلیش حرف «ش» را با sh نشان می‌دهند اما در تینگلیش آن را فقط با s نشان می‌دهند. همین طور است برای حرف‌های «چ»، «غ» و ... . تفاوت‌های فینگلیش و تینگلیش را در زیر نوشته‌ام:

 

حرف دی خط عربی فینگلیش تینگلیش
ش sh s
ج g - j c
چ ch c
غ gh g
ق g - gh q
اَ a e
آ a - aa a
ژ zh - j j
خ kh x

   

همانطور که می‌بینید ما در تینگلیش برای هیچ واجی از دو کاراکتر لاتین استفاده نمی‌کنیم. نکته دیگر هم اینکه خط فینگلیش یک خط بی‌نظم و بی‌قاعده است و همانطور که در جدول هم می‌بینید افراد متفاوت برای خیلی از صداها از کاراکترهای متفاوتی استفاده می‌کنند. اما تینگلیش کاملاً باقاعده است.

 

 

و اما چرا؟

چرا «ش» را باید با s بنویسیم و نه با sh؟ در جواب این سؤال باید مقدماتی را بگویم.

بچه‌ها وقتی برای اولین بار نحوه خواندن را یاد می‌گیرند، حرف‌ها را می‌آموزند و سپس در خواندن کلمات آنها را حرف به حرف می‌خوانند. اما وقتی در خواندن مهارت پیدا می‌کنند، این روند عوض می‌شود. دیگر برای خواندن کلمات آشنا آنها را حرف به حرف نمی‌خوانند بلکه کل کلمه را یکجا می‌خوانند. یعنی با دیدن شکل کلمه بدون این که حرف‌هایش را بخوانند، چون آن کلمه قبلاً هزاران بار دیده‌اند و تصویرش به ذهنشان چسبیده است، آن را از حافظه تصویری‌شان می‌خوانند.

حالا می‌توانیم به سؤال بالا جواب دهیم. «ش» در ترکی با کاراکتر ş نوشته می‌شود. اما وقتی این کاراکتر در دسترس نیست، نزدیکترین کاراکتر از لحاظ قیافه به آن، s است. با جایگزینی s به جای ş ظاهر کلمه دارای تفاوت آنچنانی نمی‌شود و ذهن می‌تواند باز هم کلم دارای آن حرف را به راحتی از حافظه تصویری بخواند. اما اگر به جای ş از sh استفاده کنیم، کلمه دارای تغییر زیادی شده و خواندن تصویری آن مختل می‌شود، در این حالت چون ظاهر کلمه ناآشنا می‌شود، انسان مجبور است از همان مکانیسم قدیمی حرف به حرف خواندن استفاده کند و در نتیجه سرعت خواندن کاهش یابد!

همانطور که می‌بینید همان تشابه ظاهری برای دیگر حرف‌های جدول بالا هم برقرار است:

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ğ، حرف g است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ç، حرف c است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ı، حرف i است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به İ، حرف I است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ə، حرف e است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ö، حرف o است.

نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ü، حرف u است.

 

 

دیگر حالت‌های متفاوت بین تینگلیش و فینگلیش هم مربوط به خط لاتین ترکی است. در ترکی «ج» با c نوشته می‌شود. این کاراکتر همیشه در دسترس است و اصلاً درست نیست به جای آن از کاراکتر دیگری استفاده کنیم. همینطور است برای «خ»، «ژ» و ... .

 

 

دقت: هدف من از این نوشته ترویج تینگلیش نیست. اتفاقاً تینگلیش نوعی آفت برای خط ترکی است و چه خوب است که ما همیشه از خط زیبای ترکی با کاراکترهای مخصوصش استفاده کنیم اما همانطور که در بالا گفتم، اگر در موقعیتی مجبور شدیم از تینگلیش استفاده کنیم، آن را درست بنویسیم و از فینگلیش‌نویسی پرهیز کنیم. به عبارت دیگر، حداقل بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم.

مرند اوغلو یازیب، 87/06/03 تاریخینده، ساعت 0:19 | لینک |

دشمنان زبان ترکی که از هشتاد سال پیش برای از بین بردن این زبان در آذربایجان، تمام تلاششان را کرده و از هر دری و از هر ترفند کثیفی برای این کار استفاده کرده ولی همیشه به در بسته خورده بودند، مدتی است که روش جدیدی به کار بسته‌اند. این دفعه از در دوستی و خیرخواهی وارد شده‌اند و دایه مهربان‌تر از مادر برای ترکی شده‌اند.

هر موقع در نوشتن و یا در صحبت‌های رسمی، از یک کلمه اصیل ترکی که متأسفانه در زبان فعلی آذربایجان از بین رفته و جای خود را به کلمه فارسی و عربی داده است، ولی در ترکی استانبولی وجود دارد، استفاده می‌کنیم، سریع جبهه گرفته و به ما می‌تازند که شما در حال تبدیل زبان ترکی آذربایجانی به زبان بیگانه ترکی استانبولی و به عبارت دیگر «خیانت» هستید! و به این طریق از احساسات پاک آذربایجانی‌هایی که به زبان مادری خود علاقه دارند و زیاد از موضوع مطلع نیستند، سوءاستفاده می‌کنند.

البته با کوچکترین اندیشه‌ای می‌توان دروغگویی اینها را فهمید. این که اگر شما دوستدار زبان ترکی آذربایجانی هستید، چرا در مقابل سیل ورود کلمات فارسی به این زبان سکوت می‌کنید؟ چرا در مقابل جملات مفتضحی که مثلاً به ترکی آذربایجانی است و از تلویزیون و رادیوی مثلاً ترکی پخش می‌شوند چیزی نمی‌گویید؟ چرا جمله‌ای مثل «نقدینگی یکی از پایه‌های اصلی تورم در جامعه دی» را انحراف ترکی آذربایجانی نمی‌دانید ولی جمله «بو باشقا سؤزدور» را به خاطر استفاده از کلمه اصیل ترکی «باشقا»، نشانه بیگانه‌گرایی می‌دانید؟ به راحتی اثبات می‌شود که شما هیچ علاقه‌ای به ترکی آذربایجانی ندارید و به هیچ وجه درد آن را ندارید. جنابان، پان‌ایرانیستان و یا به عبارت دیگر قومیت‌گرایان پشت ماسک ملیت‌گرایی، تمامیت‌خواهان، یکه‌تازبان قومیتی و زبانی، این نقشه شما هم با شکست مواجه است!

 

اگر درد ترکی آذربایجانی را دارید، چرا در مقابل درخواست‌های قومیتی به حق ما از جمله تأسیس فرهنگستان زبان ترکی آذربایجانی، مخالفت و کارشکنی می‌کنید؟ چرا نمی‌گذارید تا این فرهنگستان تشکیل شود و ترکی آذربایجانی را از شر هر زبان بیگانه‌ای نجات دهد؟

 

جنابان آیا می‌توانید در نوشته‌های ترکی هویت‌طلبان کلمه «حابر» را به جای «خبر» مشاهده کنید؟ آیا می‌توانید تلفظ‌هایی مثل «یوکاری» را به جای «یوخاری» ببینید؟ حتی یک مورد هم نمی‌توانید پیدا کنید. هیچ کسی در حال تبدیل ترکی آذربایجانی به ترکی استانبولی نیست. اما افراد زیادی هستند که در حال تبدیل ترکی آذربایجانی به فارسی هستند. ترکی استانبولی به لطف TDK، ذخایر واژگانی ترکی خوبی دارد و ما از آنها برای جایگزینی واژگان بیگانه استفاده می‌کنیم، مثل «بیلگی‌سایار» به جای واژه بیگانه «کامپیوتر»، «اؤیرنجی» به جای واژه بیگانه «دانشجو» و ... . اینها به هیچ وجه بیگانه‌گرایی نیست. همانطور که استفاده از کلمات «دانشگاه» و «دانشکده» در زبان فارسی دری افغانستان هم بیگانه‌گرایی برای افغانستانی‌ها نیست.

 

 

جنابان! دنبال یک نقشه شوم دیگر برای از بین ترکی آذربایجانی در آذربایجان باشید!

مرند اوغلو یازیب، 87/05/30 تاریخینده، ساعت 0:12 | لینک |

الفبا در دیگ جوشان سیاست


نویسنده: ابوالفضل بهادری ترجمه به فارسی: مرند اوغلو

 

الفبای ترکی آذربایجانی بدون این که زبان دچار تغییر شود، تا به امروز 4 بار عوض شده است؛ به عربی بعد از اسلام، به لاتین (1928-1938)، به سریلیک (1939-1991) و به لاتین (1991 تا امروز). در تمام این وضعیت‌ها، علت اصلی تغییر، علت سیاسی بوده است. البته اگر ما تغییرات کوچک مثل تغییر یک حرف را هم حساب کنیم، در آن صورت الفبای ترکی آذربایجانی تا حالا 10 بار تغییر یافته است. (جداول 2، 3 و 4) البته در اینجا دوران قبل از اسلام حساب نشده است. اگر اسکریپت‌های استفاده شده توسط تمدنهای ترک و دیگر اجداد آذربایجانی‌های امروزی مثل آلبانیاییهای قفقاز را هم اضافه کنیم، این عدد به 20 و یا بیشتر افزایش پیدا می‌کند، بسته به این که ما چقدر در زمان جلو برویم و چقدر از اسکریپتهای قدیمی را بسناسیم.

در ادامه مطلب بخوانید...


مطلبین داوامی
مرند اوغلو یازیب، 87/04/31 تاریخینده، ساعت 17:43 | لینک |

دشمنان آذربایجان و نژادپرستان و شوونیست‌ها همیشه عنوان کرده‌اند که ترکی استانبولی یک زبان متفاوت از ترکی آذربایجانی است و یک ترک آذربایجان (و یا به قول آنها آذری!) نمی‌تواند به راحتی ترکی استانبولی را بفهمد و برای این موضوع هم همیشه پدر و یا یک فامیل آذری خودشان را مثال می‌زنند که مثلاً فلان فرد وقتی به کانال‌های ترکیه نگاه می‌کند، به جز چند کلمه هیچ چیزی را نمی‌فهمد!

اما آیا واقعاً گفته این ساتقین‌ها درست است؟! در این نوشته به شما اثبات می‌کنم که این گونه نیست و نسبت این دو فقط لهجه است و حتی گویش هم نیست چه برسد به زبان!

به ادامه مطلب مراجعه کنید.


مطلبین داوامی
مرند اوغلو یازیب، 87/04/16 تاریخینده، ساعت 13:42 | لینک |

توجه: این مطلب تماماً نظر شخصی و دیدگاه من است و ممکن است از نظر علمی دارای اشکال باشد!


یکی از مسائل مهمی که از سال 1924 به این طرف، ذهن بشر را به خودش مشغول کرده است، مسئله صدای ə در زبان ترکی استانبولی است!

به ادامه مطلب مراجعه کنید...


مطلبین داوامی
مرند اوغلو یازیب، 87/04/10 تاریخینده، ساعت 21:54 | لینک |
 

جالب است، نه؟ تا حالا شنیده‌اید که کسی زبان مادری‌اش را بلد نباشد؟ اصلاً چنین چیزی امکان دارد؟

بله این جمله درست است. در مورد من و خیلی از هموطنانم، این جمله درست است.

طبق تعریف، یک فرد وقتی می‌تواند ادعا کند زبانی را بلد است که چهار مهارت Reading، Writing، Speaking و Listening را در آن زبان به خوبی یاد بگیرد. یعنی حرف‌های کسی که به آن زبان حرف می‌زند را بفهمد، بتواند به آن زبان به راحتی صحبت کند، با آن زبان بنویسد و بتواند نوشته‌های آن را بخواند.

من و خیلی از هموطنان ترک دیگر (و حتی متکلمان زبان‌های غیرفارسی دیگر) در دو مهارت Reading و Writing به زبان خودشان مشکل دارند. یعنی به راحتی نمی‌توانند مطالب نوشته شده به زبان مادری‌شان را بخوانند و یا چیزی به آن زبان بنویسند.

 

پس ما هرگز نمی‌توانیم ادعا کنیم که زبان مادری‌مان را بلدیم!!!

اینجا از همه هموطنان فارسی‌زبان خودم می‌پرسم: «اگر شما زبان مادری‌تان را بلد نبودید، چه حسی داشتید؟»

مرند اوغلو یازیب، 86/07/29 تاریخینده، ساعت 18:22 | لینک |
 
business articles