اویرنجی: آیت الله حسینعلی منتظری یکی از مراجع تقلید با انتشار فتوایی خواستار احترام و بقای زبان ترکی در ایران شده است. این مجتهد معترض در ایران که به سیاستهای حکومت اعتراض دارد با این فتوای خود خواهان اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی شده است. ایشان از ترکها خواسته است که حقوق قانونی و شرعی خود را از طریق مجاری قانونی تعقیب کنند. اصل فتوا که در سایت ملی حرکت آمده است در زیر می آید.

ویرایش 3 نرم افزار AzConvert با تغییرات ظاهری و درونی فراوان نسبت به قبل آماده شد. از جمله تغییرات مهم در این ورژن، مهاجرت از #C به Qt و در نتیجه عدم نیاز به netframework. است. همچنین از آنجایی که در متنهای با خط عربی، معمولاً از تقویم جلالی استفاده میشود و در نوشتههای لاتین، از تقریم گریگوری، بنابراین یک مبدل تقویم هم به برنامه اضافه شده است.

جهت توضیحات بیشتر به وبلاگ مخصوص AzConvert مراجعه شود.
توجه: برای بهبود کیفیت تبدیل عربی-->لاتین، کمک نیاز دارم. دوستانی که اطلاعات خوبی درباره ترکی آذربایجانی دارند و میتوانند الگوریتمهای مفید برای این کار ارائه دهند، لطفاً با من در تماس باشند. از جمله قواعد و الگوریتمهایی که نیاز دارم، اینها هستند:
1) تشخیص əهای حذف شده در خط عربی. یعنی یک کلمه گرفته شود و به طور هوشمند، از روی قواعد زبان، تشخیص داده شود که در کجا ə وجود داشته است که در خط عربی نوشته نشده است.
2) تشخیص این که حرف «ی» موجود در یک کلمه، صدادار است (یعنی i و ı) یا صامت (یعنی y) و درصورت صدادار بودن، کدام است.
3) تشخیص این که حرف «و» موجود در یک کلمه، صدادار است (یعنی u و ü و o) و یا این که صامت است (یعنی v) و در صورت صدادار بودن، کدام است.
4) تشخیص این که یک کلمه آیا دارای مصوتهای جلویی (ə و e و i و ü و ö) است یا پشتی (a و ı و u و o).
5) تشخیص این که حرف nام در یک کلمه، در چندمین هجا است.
هر گونه الگوریتمی برای مسائل بالا، کمک بزرگی خواهد بود.
به زودی هم این برنامه OpenSource خواهد شد، و دوستان علاقمند میتوانند در توسعه این برنامه مشارکت کنند.
بدهی به قومیتها در ایران - یادداشتی از یک روزنامه نگار فارسی زبان
سالمرگ صمد بهرنگی مردی که در زمان حیاتش هرگز تسلیم ظلم حکومت نشد و فشار حکومت تنها توانست او را قوی تر سازد بهانهای شد برای نوشتن نامه به همه سبزهای ایرانی:
من یک روزنامه نگار ساکن تهران هستم اصلیتم به شمیران میرسد اما به دلیل تهدیدات فراوان تهران را به مقصد یکی از شهرهای کوچک آذربایجان غربی ترک گفتم از وقتی به این شهر آمادهام با بسیاری از ترکها صحبت کردم و دائم به دنبال جواب این سوال بودم که از روز بیست پنج خرداد ذهنم را آزار می داد :چرا تبریز که همیشه از پیش قراولان مبارزه با ظلم و جور حکومت مرکزی بود مانند گذشته همکاری نکرد؟چرا ستار خانها و باقر خانهای این خطه در مقابل این همه ظلم و جور سکوت پیشه کردند؟و من امروز جواب این سوال را در متفق القول بودن مردم ترک یافتم آنها میگویند چون در زمانی که ما با ظلمی که حکومت به ما می کرد مبارزه می کردیم ودست به تظاهرات میزدیم مردم مرکز نه تنها به یاری ما نیامدند بلکه به ما خندیدند. اعتراف میکنم من یکی از کسانی بودم که اعتراض به حق قوم ترک نسبت به کاریکاتور ما نا نیستانی* را به سخره گرفتم و گفتم چه مردم بی کاری که برای یک همچنین چیز کوچکی به خیابانها می ریزند.آن زمانها متوجه این موضوع نبودم که هویت و ملیت مانند ناموس مردم است چون هیچوقت به هویتو ملیتم توهین نشده بود. از زمانی که یادم می اید در ایران و در مرکز قومیتها مسخره میشدند و تک تک ما سربازان گمنامی بودیم که تیشه به ریشه اتحاد ایران زمین می زدیم. یادم می اید زمانی که به مدرسه ابتدایی می رفتم مدیر مدرسه ما برای اینکه بچهها را شاد کنند به قیمت خرد کردن شخصیت بچههای ترک زبان صبحها سر صف یک جک ترکی تعریف می کرد. همین الان آنقدر از این دست جوکها در ذهن دارمکه میتوانم کتابی در این مورد بنویسم اما میخواهم همه را به زباله دن تاریخ بریزم چرا که اگر همه این کار را نکنیم و جبران مافات نکنیم نه تنها جلوی دیکتاتوری شکست خواهیم خرد بلکه دچار مشکلاتی عدیده بین خودمان خواهیم شد دوستانم ایران فقط تهران نیست ایران از کوه گوات تا سرخس و خرم شهر است چرا نباید هرکس بتواند عشقش را به زبان مادری در آن فریاد بزند بدانید بدون اتحاد اقوام ایران معنایی ندارد -من فارس نیستم من ایرانیم.
حکومتهای دیکتاتوری همیشه در ایران توانسته اند از تفرقهٔ موجود بین قومیتها اتحاد را از آنها بستانند و متاسفانه هیچ وقت نیروهای مخالف حاکمیت این هوشیاری را نداشتند که باور کنند ایران برای همهٔ ایرانیان است و فقط با اتحاد است که می توانند از عهدهٔ حکومت مرکزی برایند. باور کنید آنقدر که خودمان آب به آسیاب حکومت ریختیم و به آنها اجازهٔ بهر برداری از این موضوع را دادیم و به خواستههای به حق قومیتها از منظر تجزیه طلبی نگاه کردیم حکومت نتوانسته این کار را انجام دهد. شاید شما هم این سوال در ذهنتان شکل گرفته باشد چرا وقتی بیشترین انگیزه مبارزه با حکومت را قومیتها دارند نتوانستیم از این پتانسیل استفاده کنیم؟هم اکنون هم که مشغول خواندن این مطلب هستید با خود میگوئید الان که وقت این حرفها نیست الان مسائل بزرگتری پیشروی جنبش هست بعدأ راجع این موضوعات صحبت خواهیم کرد دوستان من می شود به من بگوید کی وقت این حرف ها می شود از قبل از انقلاب مشروطه هر گاه اقوام , کوچکترین خواستههای خود را طلب کرده اند به آنها گفتهایم فعلا وقتش نیست ایران الان در شرایطی نیست که راجع به این چیزها صحبت کنیم همیشه هم الی ماشاا... بهانه داشتیم :کودتا, انقلاب, جنگ و بازیها روزمرهای که حکومت برایمان می ساخت امید قومیتها را برای احقاق حقوقشان در ایران زمین از بین برد و ما همیشه از اقوام این انتظار را داشتیم که از کمترین حقوق خود بگذرند و ۱۰۰ سال است که داستان به همین منوال میگذرد و همیشه مردم مرکز در کنار حکومت متفق القول به قومیتها گفته اند حالا نوبت شما نیست بفرمائید ته صف. آن بیچارهها هم همیشه منافعی که ما نام ملی به روی آن گذاشتیم را بر منافعی قومی خود ترجیح دادند و سکوت کردند .
درست است که حکومتهای دیکتاتوریهرگز تاریخ را مطالعه نمی کنند اما ماهم که در حال مبارزه با آنها هستیم نباید این کار را بکنیم؟جنبش مشروطه را بررسی کنید اتحاد شکل گرفته در آن زمان باعث رسیدن مردم به حقوق خودشان شد اتحادی که روز به روز خلأاش بیشتر در جبش حس میشود جنبشی که تنها با اتحاد همهٔ اقوام می تواند ایران زمین را از دست این با دوستی دشمنان نجات دهد.
باور کنیم ما مقصر بودیم و هستیم و جوابی برای این گفتهشان نداریم وقتی میگویند انقلاب ۵۷ ما به مرکز پیوستیم چه شد؟ چه روز نویی برایمان پدید آمد؟ نصیبمان جز مسخره کردن هویت مان چه بود؟ به هویت و ملیتمان توهین کردند و گفتند شما ترک نیستید شما آذری زبانید, زبان شما یک لهجه از زبان فارسی است قومیتمان را به سخره گرفتند و مارا تجزیه طلب خواندند در حالی که خودشان مارا به این سمت سوق دادند وقتی هیچ حقی را برای ما قائل نشدید ما مجبور به بیان تفکر تجزیه شدیم حالا به ما بگویید تجزیه طلب ما هستیم یا شما؟ما ترک به دنیا آمدیم حالا باید چکار کنیم؟گناهمان چیست؟حالا باید چکار کنیم؟با انگ تجزیه طلبی نمی گذارید در مدرسههایمان زبان ترکی تدریس شود و فرزندانمان زبان مادری خود را بیاموزند چرا معلمانی که خارج از وقت کاری خود زبان مادریمان را تدریس می کنند به شدت مورد مواخذه قرار می دهید و به جرم اقدام علیه امنیت ملی او را به زندان میافکنید؟کدام امنیت ملی ملیت یک قوم را تا آنجا زیر سوال می برد که به او میگویند باید زبان مادریت را فراموش کنی؟این اقدام علیه امنیت ملیست, یا جلوگیری از رواج تفکر فاشیستی؟
آری دوستان سبز اندیش من, هیچ جواب قانع کننندهای در مقابل آنها نداریم و همین امربود که باعث خاموشی حواشی کشور بعد از جریان انتخابات شد تا به حال به این موضوع فکر کرده بودید که قبل از شروع انتخابات چرا همه جا شلوغ بود و مرکز آرام اما بعد از انتخابات جای مرکز و حواشی عوض شد؟جواب یک دوست ترکم این است: وقتی جلوی چشم من به کسی ظلمی شود و من از او دفاع نکنم نباید انتظار این موضوع را داشته باشم که زمانی که به من ظلمی شد او از من هواخواهی کند.
هموطنانم, برادرو خواهر ترک و کرد و لر و بلوچ و گیلکی و مازنیم من به عنوان فرزند کوچک شما به عنوان قطره ای از دریای ایران رسما بخاطر تمام ظلم هایی که به شما خوداگاه و ناخود آگاه رفته عذر خواهی میکنم و هر کاری میکنم تا بتوانم این موضوع را جبران کنم از همهٔ برادران و خواهران تهرانی و فارسم نیز میخواهم برای موفقیت علیه کودتا چیان باید ظلم هایی را که خواسته یا ناخواسته علیه قومیتها کرده ایم بپذیریم و به هر نحوه ممکن برای جبران این موضوع تلاش کنیم و دل شکستهشان را التیام بخشیم واولین قدم را به سمت اتحاد برداریم و اشتباهات گذشته خود را جبران نمائیم که برای این مهم من کارهأی که باید انجام دهیم را به شرح زیر دسته بندی کردم: 1-باید همه به این باور برسیم که ایران برای همهٔ ایرانیان است و ایران کشور فارسها نیست که اگر بود نامش فارسستان بود نه ایران و کسی در ایران نوین جایگاه ویژهای به سبب قومیت خود ندارد 2-به قومیتها اطمینان دهیم که در صورت تغییر حق ما و حق آنان از ایران برابر است و ما تنها زمانی که به آنها نیاز داریم آنها را برادر و خواهر خود خود نمی دانیم و ایران را برای همهٔ ایرانیان میدانیم و در مقابل خواستههایشان به آنها انگ تجزیه طلبی نخواهیم زد 3-این کارخانهٔ جوک سازی و تخریب هویت را تعطیل کنیم و به هیچ وجه نگذاریم ملیت کسی مورد تمسخر قرار گیرد و هیچوقت دوباره در این چاه گرفتار نشویم و اگر کسی هم خواست جلوی ما جوکی بگوید با او مخالفت کنیم تا به یاری خداوند بتوانیم اعتماد از دست رفتهٔ حواشی به مرکز را دوباره احیا کنیم.
سردمداران جنبش ایران نوین اکنون یک ترک و یک لر هستند حیف نیست اقوام این دو راد مرد به ما اعتماد ندارند و به یاری ما نمیآیند اگر این کار هارا کردیم و به این باور رسیدیم که با انحصار طلبی مبارزه کنیم و ایران را برای تمامی ایرانیان بخواهیم پیروز خواهیم شد.اما, اما مادامیکه به این باور نرسیدیم و این حقیقت را در نظر نگرفتیم بزرگترین کمک را به حکومت جبرو جور کردیم و محکوم به شکست خواهیم شد و دیری نخواهد پایید که سبزیمان به زردی خواهد گرایید.
علی شکیبا 14/06/88
پی نوشت:
-------
*مانا نیستانی در این کاریکاتور با یکی از الفاظ ترکی متاسفانه چیزی را به قوم ترک نسبت داده بود. هرچند که آن روزها من با مانا صحبت کردم و او گفت از این عمل قصدش توهین نبود و نیز بسیار از این اشتباه پشیمان بود اما این دلیل به مسخره گرفتن اعتراض به حق ترک ها نمیشد
با این نرمافزار ساده میتوانید حساب قرض و قولههایتان(!) را داشته باشید. برنامه به سه زبان ترکی، انگلیسی و فارسی نوشته شده است و موقع نصب، زبان مورد نظر را از شما میپرسد، البته اگر زبان موبایلتان یکی از این سه باشد، خود سیستم آن را انتخاب میکند و دیگر از شما پرسیده نمیشود.
این نرمافزار برای سیستم عامل سیمبین ورژن 9.1 به بالا نوشته شده است. بنابراین شرمنده سیستمهای دیگر!
عکسهایی از برنامه در موبایل خود من:


برنامه به صورت Open source نوشته شده است، بنابراین کد برنامه را هم در صورت تمایل میتوانید دانلود کنید:
اگر از دوستان کسی سؤالی در مورد نحوه کار برنامه و یا ... داشت، در بخش نظرات در خدمت هستم.
ورژن جدید لینوکس محبوب و معروف پاردوس (Pardus) منتشر شد. میتوانید این سیستم عامل را از لینکهای زیر به حجم 1 CD دانلود کنید:
(برای دیدن تصویر بزرگتر، روی عکس کلیک کنید.)
Mevcut yansı adresleri
Torrent indirme
Pardus 2009'u torrent adresini kullanarak P2P araçları ile de indirebilirsiniz.همچنین شماره جدید نشریه الکترونیک Özgürlükİçin هم که مختص پاردوس 2009 است، منتشر شد. میتوانید از لینکهای زیر دانلود کنید:
İndir:
300 dpi (26.3 MB)
96 dpi (7.6 MB)منابع بیشتر در مورد پاردوس:
ویکی پاردوس (به ترکی استانبولی)

مهدی کروبی یک بیانیه در رابطه با حقوق اقوام و مذاهب منتشر کرد که بسیار باعث خوشحالی فعالان حقوق قومیتی واقع شد. البته این بیانیه باعث جذب خوب اقوام غیرفارس و مذاهب غیرشیعه به سمت او شد. رقبایش هم که از این رویه احساس ترس کردند، دست به کارهای مشابه زدند. چندی پس از آن، میرحسین موسوی هم بیانیه مشابهی داد و در آن سخن از احیای حقوق اقوام و اجرای قوانین معطل مانده 15 و 19 خبر داد و در سخنرانی هایش در تبریز و ارومیه هم چندین بار بر آن تأکید کرد. محسن رضایی هم اعلام کرد که در دانشگاهها زبانهای اقوام ایرانی را تدریس خواهد کرد تا پس از چند سال با ترتیب نیروهای لازم، این طرح به مدارس انتقال داده شود. محمود احمدی نژاد هم در جلسه هیئت دولت، طرحی تصویب کرد که به موجب آن، زبانهای اقوام ایرانی در دانشگاههای استانهای مربوطه به صورت درس اختیاری، تدریس خواهند شد.
البته تأکید میکنم که فعلاً زمان انتخابات و زمان وعده و وعید است و احتمال اجرای این شعارها در فردای انتخاب کم است، اما این مسئله که همه کاندیداهای ریاست جمهوری به بحث حقوق اقوام رسیده اند و حداقل در ظاهر آن را قبول دارند و بر احیای حقوق اقوام و زبانها تأکید میکنند، خود پیروزی بزرگی است و این پیروزی به دست نیامده است، جز از طریق فعالیتها و روشنگریهای فعالان قومیتی. من خودم اکنون 20 ساله هستم. تا سن 17 سالگی، اصلاً نمیدانستم که زبان ترکی را میشود نوشت!! اما با روشنگریهای و فعالیتهای فعالان، فهمیدم که نه تنها ترکی را میشود نوشت، بلکه حق قانونی و مشروع ما است که به زبان ترکی بخوانیم و بنویسیم و حق ما بر گردن دولت است که زمینه این کار را فراهم کند.
پس جا دارد در اینجا یاد و خاطره 4 شهید سولدوز و دهها شهید دیگر و هزاران فرد زندانی شده در این راه آزادی زبان و مبارزه با یکسانسازی و یکه تازی پارسی را گرامی داریم و به آنها اعلام کنیم که خونها و ضجر کشیدنهایتان در حال نتیجه دادن است.
به امید ایرانی برابر برای تمام اقوام
اگر ما خر نیستیم، پس چرا زبان مادریمان را فراموش کرده و به فرزندانمان زبان بیگانه آموزش میدهیم؟
اگر ما خر نیستیم، پس چرا عدهای از ما گول سیاست یکسانسازی دوران ستمشاهی پهلوی و حرف احمد کسروی مرتد را خورده و پشت به هویت خود کرده و خود را به قومیت بیگانه چسباندند؟ همین یک مورد کافی است تا خرها در مقابل ما سربلند باشند!
اگر ما خر نیستیم، پس چرا در مقابل سیاستهای قرون وسطایی یکسانسازی زبانی و فرهنگی، حرکت مؤثری نکرده و مدت 80 سال است که از ابتداییترین حقوق خودمان که همانا آموزش به زبان مادری است، محرومیم؟
ما خر هستیم، چرا که مقابل حرفهایی مثل «آذربایجان سر ایران است»، «آذربایجان صاحب انقلاب است» و … خر شدهایم! به راستی هم عجب خری هستیم که در مقابل حرف «آذربایجان سر ایران است»، کاملاً سکوت کرده و اصلاً نمیپرسیم که این آذربایجان چگونه سری است که زبانش با زبان صاحبش فرق میکند!
ما خر هستیم، چرا که 80 سال است نامهای شهرها و روستاها و کوهها و دشتها و رودها و مغازهها و … ما را به زبان بیگانه عوض کردند و هنوز هم میکنند و ما چیزی نمیگوییم!
ما خر هستیم، چرا که نمایندهای به مجلس میفرستیم که این نماینده میرود در مجلس اعتراض میکند که چرا از نام ترکی «دریای خزر» استفاده میکنید و چرا آن را مثل همان موارد بالا تحریف نمیکنید؟
ما خر هستیم، چرا که هیچ وقت به این موضوع اعتراض نکردیم که چرا ارامنه در ایران باید از تمام حقوق خود برخوردار باشند ولی ما نه؟ به راستی ما به این مملکت بیشتر خدمت کردیم یا ارامنه؟ کدامیک به کشور خیانت کردند؟ چرا اعتراض نمیکنیم که چرا به ارامنهای که به خاطر خیانتهایشان در زمان جنگهای ایران و روسیه، آذربایجان شمالی از کشور جدا شد و به خاطر نمکنشناسیهایشان، صدها هزار نفر آذربایجانی در زمان جنگ جهانی کشته شدند و به خاطر تجاوزشان، نزدیک بود خوی و ارومیه و سلماس و … را هم از دست بدهیم و …، حقوقشان را میدهید ولی برای ما ترکها که جز خدمت به مملکت نکردیم، نه؟
ما خر هستیم، چرا که قانونی با این مضمون که «همه زبانهای تکلم شده در ایران، باید با خط فارسی نوشته شوند»، تصویب میکنند و بنابراین ما را از استفاده از خط قوی لاتین محروم میکنند، ولی همین قانون را برای ارامنه اجرا نمیکنند و ارامنه کماکان از خط غیرفارسی خود استفاده میکنند؟
…
حال، آیا نباید به ملتی با این مشخصات، خر یا سوسک یا ... گفت؟
شما هم میتوانید به این لیست اضافه کنید. مطمئنم این لیست خریتهای ما، بیانتهاست!
بخش نظرات در خدمتتان است.
اگر در اینترنت مطالبی در مورد «تغییر خط» جستجویی کرده باشید، احتمالاً به تعدادی سایت در زمینه زبان فارسی هم میرسید که در مورد تاریخ و مسئله تغییر خط در ترکیه و مطرح شدن آن در ایران آن زمان و … مطالبی نوشته شده است. در اکثر این منابع که توسط مدعیان وطنپرستی (بخوانید فارسی پرستی) نوشته شده است، بارها با عبارت «خط فارسی» روبرو میشوید که البته در ظاهر معنای عجیبی ندارد، اما اگر به کاربرد آن در نوشته توجه فرمایید، متوجه چیزهای عجیب میشوید.
پرده اول:
این مدعیان، ادعا دارند که ترکیه، خط فارسی استفاده شده را به خط لاتین تبدیل کرده است! و گاهاً هم برای این کار، دلایلی عجیب و غریبی مثل «جلوگیری از رشد فارسی» برمیشمرند!! حال به بحث نمادین من با یکی از مدعیان توجه فرمایید:
- فرمودید «ترکیه خط فارسی را به لاتین تغییر داد». میتوانم بپرسم چرا خط ترکی عثمانی را «خط فارسی» نام گذاشتید؟
- عثمانیها خطشان را از زبان فارسی گرفته بودند.
- در ظاهر که خط عربی به نظر می آید، حال چگونه مدعی هستید که خطشان از فارسی گرفته شده است؟
- چون دارای حرفهای گ، پ، چ و ژ بود و این خطها هم مختص فارسی است. یعنی موقع برگرفتن خط عربی برای فارسی، به علت کمبود خط عربی برای نمایش فارسی، این حرفها را مختص فارسی افزودند. بنابراین هر خطی که دارای این حروف باشد، «خط فارسی» است.
- خب قبول که عثمانیها خطشان را مستقیماً از اعراب نگرفتند و احتمالاً شما گرفتند. ولی خودشان هم تعدادی حرف مثل «ﯓ» بدان افزودند. حال با افزودن این حروف، چرا هنوز باید اسمش خط فارسی باشد؟ چطور خودتان با افزودتان تعدادی حرف به عربی، نامش را دیگر «خط عربی» نمیگویید ولی انتظار دارید که ترکها با وجود تغییر خط، آن را به نام خط شما بخوانند؟
- !!!
میبینید که این بحث و ادعای این مدعیان، به تناقض میرسد و کاملاً بدیهی است که در راستای اغراضی این گونه سخن میگویند. مثلاً میخواهند بگویند که دنیا در تسخیر ما بود و غرب و غربگرایی و دشمنان زبان فارسی(!) اجازه ندادند و زبان ما را ضعیف کردند!
پرده دوم:
در ویکیپدیای انگلیسی (و گاهاً فارسی) هرجا در مورد استفاده از خط عربی برای ترکی صحبت رانده شده است، عده ای افراد که در نظر خودشان، خود را حافظ زبان و فرهنگ ایرانی میدانند(!) آن را به عبارت «خط فارسی-عربی» (Perso-Arabic Script) عوض (بخوانید تحریف) کرده اند! نمیدانیم خط فارسی-عربی دیگر چه صیغه ای است! از ایشان میپرسیم، جواب میدهند که خطی است که از عربی گرفته شده و توسط فارسی و برای فارسی تغییر داده شده است. برای دیگر زبانها مثل ترکی قدیم و اردو و پشتو و کردی و … از خط تغییر داده شده «فارسی-عربی» استفاده شده است و یا میشود!
حال به این مکالمه توجه داشته باشید:
- وقتی ما میگوییم «ترکی با خط عربی نوشته میشده است» منظورمان ریشه این خط است.
- نخیر. این خط توسط فارسی تغییر کرده است و دیگر خط عربی نیست و باید نام فارسی هم بیاید.
- منظورتان چیست؟
- توسط زبان فارسی چندیدن حرف به خط عربی افزوده شده است و چندین حرف هم املایش تغییر کرده است.
- خب اگر منظور از تغییر این است، در آن صورت در ترکی هم پس از وام گرفتن این خط، تغییراتی روی آن داده شد و تعدادی حرف بدان اضافه شد. پس اگر از قاعده نامگذاری شما استفاده کنیم(!) پس نامش باید باشد «خط عربی-فارسی-ترکی» باشد!
- !!!
و باز هم جوابی ندارند!
چه کنیم با این مدعیانی که در سه جمله صحبت حرفهایشان به تناقض میرسد!
این مدعیان در همان منابعشان نوشته اند: «ازبکستان خط لاتین را جایگزین خط فارسی کرد تا ارتباط فارسی زبانان آسیای مرکزی را با ایران قطع کنید»!
یکی نیست بگوید که چرا فکر میکنید هر جای دنیا هر کاری انجام شده است، حتماً به شما مربوط است؟ ازبکستان از خط عربی استفاده میکرد و مثل خیلی دیگر از ملتها، خطش را به سریلیک و سپس لاتین تغییر داد! این وسط، من ربطی به زبان فارسی شما نمیبینم!
در منابع میخوانیم، از طرف ایران، برنامه مبدل خط سریلیک و فارسی نوشته شده و به تاجیکستان داده شده است تا منابع را به راحتی به خط مقابل تبدیل کنند!
همچنین هزاران جلد کتاب درسی با نام «خط نیاکان» همه ساله به تاجیکستان اهدا میشود تا تاجیکها با خط قبلیشان آشنا شوند!
به راستی چرا باید بیت المال متعلق به 49 درصد غیر فارسی زبان ایرانی، که زبان خودشان در طی دهه ها مورد بیمهری قرار گرفته و بسیار تضعیف شده و در حال نابودی است به طوری که شاید تعداد کسانی که بلدند به زبان مادریشان بخوانند و بنویسند، حتی به 1 درصد هم نرسد، صرف آموزش خط فارسی به تاجیکها شود؟ و البته من مطمئنم از 51 درصد فارسی زبانان هم بسیارند کسانی که هزاران بدبختی دارند و آنها هم با این کار مخالفند.
آیا درد و غم من ترک و آن فرد کرد و آن لر و آن بلوچ و … این است که تاجیکها با خط صد سال پیش آشنا شوند؟
واقعاً حرام است این پولهایی که صرف این مسائل میکنید. بله، روز حسابی در راه است که در آن، کوچکترین عملی بی جواب نخواهد ماند و کوچکترین حق خوری، بی قضاوت نخواه ماند؛ گرچه میدانیم که کسانی که به فکر گسترش زبان خود به قیمت نابودی دهها و صدها زبان و گویش و لهجه هستند و حتی از پول خود این مردم برای نابودی زبانشان و جایگزینی زبانی دیگر میپردازند، چه میدانند قیامت چیست.
از مفاد بیانیه سوم کروبی:
- حقوق اقوام و گروههاي مختلف زباني و مذهبي بايد رعايت شود. كماكان اصل 15 قانون اساسي به اجرا درنيامده است كه نهتنها عدم اجراي آن خلاف قانون است، بلكه به معناي دقيق نافي وحدت ملي نيز هست. وحدت ملي از طريق يكسانسازي محقق نميشود، بلكه از طريق پذيرش و احترام به تفاوتها در ذيل اشتراكات ملي صورت ميگيرد بنابراين اصول معطل مانده قانون اساسي را اجرا خواهيم كرد.
البته هیچ بعید نیست که این موارد، فقط جنبه تبلیغاتی داشته باشند، ولی باز هم جای شکرش باقی است که عبارت بالا را که حرف اول و آخر ماست، را از دهان مسئولان بلندرتبه سابق و شاید آینده حکومتی میشنویم. این امر نشاندهنده این است که عقل و وجدان انسانی هنوز در بعضی مقامات باقی مانده و به افکار آلوده پان ایرانیستی و نژادپرستی و باستانگرایی، آلوده نشده است.
به امید ایرانی برابر برای تمام اقوام
به نقل از تابناک:
اولين بيانيه ستاد دولت ائتلافي
...
بايد از فرصت فعلي استفاده كرد و ايران را تبديل به يك امپراطوري علمي، فرهنگي و اقتصادي نمائيم كه ريال و زبان فارسي، پول و زبان مشترك منطقه گردد.
...
به همین خیال باشین! ما مردمی که هنوز بلد نیستیم به زبون خودمون بخونیم و بنویسیم، حالا بیایم به شما کمک کنیم که زبون خودتون رو به پاکستان و ترکمنستان و آذربایجان و ترکیه و عربستان و عراق و مصر و ... هم تحمیل کنین! عجبا.
ریال را هم شما سعی کنید در همین مملکت خودمان جا بندازید، منطقه پیشکش!
داشتم وبسایت فرهنگستان زبان فارسی را نگاه میکردم، که در بخش اهداف فرهنگستان، عبارت زیر را دیدم:
رواج زبان و ادب فارسى و گسترش حوزه و قلمرو آن در داخل و خارج از كشور؛ [منبع]
با بخش «ادب فارسی» بالا کاری ندارم. همچنین با قسمت «خارج کشور». بنابراین عبارت زیر را میشود از عبارت بالا استخراج کرد:
رواج زبان فارسى و گسترش حوزه و قلمرو آن در داخل كشور؛
به راستی این عبارت چه معنی دارد؟ گسترش «زبان فارسی» در «داخل کشور» چه معنی دارد جز این که زبانهای غیر فارسی دیگر در کشور باید نابود شوند و متکلمانشان به سمت فارسی بیایند؟ آیا کسی معنی غیر از این از عبارت مذکور برداشت میکند؟
عجب کشوری داریم که در آن نه تنها برای n-1 زبان، هیچ امکاناتی وجود ندارد، بلکه از اهداف امکانات آن یک زبان هم این است که بر زبانهای دیگر مسلط شود و آنها را نابود کند. خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند!
مژده به تمام ترکهای علاقمند به زبان مادری خود:
بلاخره کمپین ما جواب داد و گوگل، ترکی را هم وارد سرویس Google translate خود کرد. از این پس میتوانید به راحتی به کمک این سرویس متنهای موجود به بیش از 40 زبان زنده دنیا را به ترکی و بالعکس ترجمه کنید.
کمتر از 1 قرن پیش، در زمانی که دنیا در آتش جنگ جهانی اول میسوخت، ایران هم از این قاعده مستثنی نبود و ناخواسته وارد این جنگ شده بود. آذربایجان ایران هم بیشتر از دیگر جاها درگیر بود و از آنجایی که قفقاز و شمال غرب ایران، منطقه استراتژیک مهمی هستند، مثل دیگر زمانها، در این زمان هم مکان تاخت و تاز بود.
ارامنه که به تازگی حزب نژادپرست و توسعهطلب داشناک را بنیاد نهاده بودند و در آرزوی «از دریا تا دریا»ی خود بودند، در حال جامه عمل پوشاندن به این آرزوی شوم بودند و آن وقایع وحشتناک را در ایروان و به اصطلاح «ارمنستان» امروزی انجام دادند قصد داشتند تا آذربایجان ایران را هم در این نقشه شوم خود بگنجانند. در آن زمان روباه پیر، انگلیس هم به کمک ارامنه شتافت و با تحریک ارامنه و آشوریان ساکن در آذربایجان غربی و با وعده تشکیل کشور مسیحی در خاک استان «آذربایجان غربی» امروزی، آنها را به اتحاد با داشناکها فراخواند و آن وقایع وحشتناک و تأسفآور در ارومیه و سلماس و … را به وجود آورد.
دوران جنگ جهانی اول در آذربایجان ایران، سراسر غم و اندوه و از دست دادن عزیزان و اشغال خاک توسط بیگانگان بوده و یادآور چیز دیگری نیست، اما در این میان تنها یک حادثه خوب و روحیهبخش و در حقیقت یک حماسه وجود داشت و آن حماسه مقاومت مردم خوی در مقابل ارتش آندارنیک ارمنی بود.
آندرانیک ارمنی با لشگری متشکل از 3 هزار الی 12 هزار نفر (طبق روایات مختلف) به جهت پیوست دادن خاک آذربایجان به ارمنستان به سمت خوی حرکت کرد تا شهرها را به گمان خود یکی پس از دیگری اشغال کند. در این میان، مردم دست خالی شهر خوی حماسه ماندگاری را آفریدند و چندین روز در مقابل لشگر ارامنه مقاومت کردند تا بالاخره لشگر عثمانی آمد و متجاوزان را فراری داد.
مردم خوی که موقع شروع این حادثه در شوک حوادث ارومیه و سلماس بودند و عاقبت مشابهی را برای خود میدیدند، تسلیم نشده و امید خود را از دست ندادند و مقاومت دلیرانهای کردند به طوری که نه تنها وجبی از خاک شهر خود را تسلیم اشغالگران نکردند، بلکه فقط حدود 15 شهید دادند و مثل مردم ارومیه دچار قتلعام نشدند. علاوه بر حماسههایی که توسط مردم خوی در آن چند روز به وقوع پیوست، مثل مبارزه آن سرباز عثمانی تیر خورده و یا حرفهای دلیرانه آن دلیرزن خویی که سربازان فراری از دروازه را به سرجای خود برگرداند و یا عمل انتحاری آن کسی که دلیرانه به پشت دروازه رفت و نیرنگ چند سرباز ارمنی در لباس عثمانی را رسوا ساخت و دهها حادثه تحسینبرانگیز دیگر، نتیجه این حماسه عظیم قابل توجه است.
این حماسه عظیم، تاریخ ماندگاری در دوران غمانگیز جنگ جهانی است. و البته شرح این حادثه در کتب تاریخی و از جمله نوشتههای احمد کسروی مرتد که مدعیان وطنپرستی او را تاحد پیامبر قبول دارند، به تفصیل آمده است و قابل انکار نیست.
اما نکتهای تأسفآوری که امروزه به چشم میخورد، این است که مدعیان وطنپرستی و آن کسانی که دنبال نقشه ایران از چین تا ایتالیا هستند و هر کس مخالف خودشان را دشمن ایران اعلام میکنند، در مقابل این حماسه عظیم کاملاً سکوت اختیار کردهاند و حتی یک بار هم در سالگرد این حماسه و یا دیگر مناسبتها هیچ سخنی به میان نیاوردهاند. به راستی آیا مایل بودند که الان خوی و ارومیه و چند شهر دیگر هم جزو خاک ارمنستان بود؟ شاید اینگونه دلشان خنکتر بود!
کاملاً میبینیم که مدعیان وطنپرستی امروزی، هر روزه صحبت از لغو شدن گلستان و ترکمنچای و ادعای دروغین مدتدار بودن آنها را دارند، فقط صحبت از بازگردانی باکو و نخجوان و گنجه به آغوش وطن دارند ولی هرگز صحبت از بازگرداندن ایروان ندارند! مگر ایروان به همراه نخجوان از ایران جدا نشد؟ واضح است که اگر خدای نکرده، آن روز، خوی تسلیم شده بود و مردمش قتل عام شده و امروزه یک شهر ارمنی نشین در خاک ارمنستان بود، این مدعیان وطنپرستی هیچ ادعایی نسبت به آنجا نداشتند!
تیتر بالا مربوط به موضوع «دزدی» و مخصوصاً «دزدی فرهنگی» است که در حقیقت شعار مدعیان وطنپرستی است. البته آن را میتوان برای «دروغ» هم به کار برد.
ماجرا مربوط به باستانپرستان و فارسیتازانی است که گوش فلک را کر کرده اند که «ای داد! ای امان! فلان شاعر ما را دزدیدند، فلان اثر باستانی ما را دزدیدند و به نام خود زدند، فلان هنر معماری ما را دزدیدند، فلان اثر ملی ما را دزدیدند و …» اما کسی نیست به اینها بگوید که خودتان چطور؟ اولاً که چطور همه دنیا را مال خود میدانید، یکی را فقط به خاطر اینکه زبان آثارش فارسی است مال خود میدانید و دیگری را فقط به خاطر این که شهر تولدش در ایران بوده! بالاخره خود کدام را قبول دارید؟ اگر فقط زبان آثار مهم است، پس چرا آنهایی که در ایران به دنیا آمدند ولی تمام آثار علمی و ادبیشان را به عربی خلق کردند را هم ایرانی میدانید؟ اگر محل تولد مهم است، پس چطور انبوه ادبای در اصل متعلق به افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان و … را هم به نام خود میزنید؟
بگذریم، فعلاً قصد صحبت در مورد مولانا و نظامی و … را ندارم، در مورد موضوعات دیگر که تابحال زیادی در موردشان صحبت نشده است، صحبت کنیم.
یکی دیگر از مسائل مورد ادعای این جنابان که توصیفشان در جمله اول پاراگراف دوم به کار رفت، موسیقی و هنر است. به راستی آنهایی که ادعا دارند کل دنیا برایشان بوده و استعمار از کره مریخ آمده و قسمت اعظم دنیا را از دستشان درآورده، چطور جواب نمیدهند که چرا این ایرانیان باتمدن و غنی از فرهنگ و هنر، این همه موزیک ترانههای خوانندگان ترکیه را کُپ زدند؟ چرا؟ مگر مدعی نیستید از موسیقی کم ندارید، پس چرا تابحال موزیک ترانه «بلالیم» ماهسون را دهها بار در ترانه های مضخرف خود استفاده کردید؟ چرا موزیک و ریتم زمینه ترانه های «امراه» را این همه استفاده کردید؟
در مورد دنیای گذشته، هیچ تاریخ واقعی و صد درصد درستی را نمیتوان یافت و بنابراین هیچ حرفی را که در مورد تاریخ و گذشته است را نمیتوان به طور صد در صد پذیرفت، چرا که ما مخاطب معمولی، هیچ نمیدانیم و شیادان از این امر سوءاستفاده کرده و تخیلات خود را به عنوان «تاریخ» به ما قالب میکنند، همانطور که همین الان به وفور تاریخهایی را میتوان یافت که 180 درجه باهم متفاوتند، اما مسائل مربوط به دنیای امروزی را با چشم خود میبینیم. میبینیم که ماهسون خواننده ترکیهای کردتبار، ترانه ترکی به یاد ماندنی «بلالیم» را میسازد و میبینیم که چه کسانی آن را میدزدند! به راستی آیا ممکن نیست هزار سال دیگر اینهایی که هیچ شرمی از تحریف تاریخ ندارند، اعلام کنند که ماهسون ترانهاش را از ایرانیان دزدید؟! من که هیچ بعید نمیدانم.
به این مطلب برگرفته از وبلاگ «قیویر – زیویر» توجه بفرمایید (به فارسی ترجمه شده):
هر هفته در کشور، مجله ای به اسم «همشهری جوان» منتشر میشود. طبیعی است که در ابتدا به قسمت «ایرانشناسی» این مقاله توجه میکنم.
در شما هفته پیش، مضمون پستی از وبلاگم را که مدتی پیش در مورد ترکهای اویغور نوشته بودم، دیدم. به این عکس توجه بفرمایید[1]:
![]()
روی دیوار به ترکی اویغوری جملهای نوشته شده است و در توضیح زیر عکس، اینگونه نوشته شده است:
داستان چین وچین
اینجا شرقیترین شهر ایران باستان است. در چین منطقهای وجود دارد که مردم آن فارسی حرف میزنند. روی دیواری که مرد چینی دوچرخهسوار از کنارش رد میشود، میتوانید جملهای را به خط فارسی ببینید.
باز هم یکی دیگر از آن دروغها را میبینید. به راستی که دروغهای اینچنینی باستانپرستان و فارسیتازان، تمامی ندارد. آنها از چه رنج میبرند؟ چه خلای دارند که تمام فکر و ذکرشان در پی دروغسازی در مورد نه تنها تاریخ هزاران سال پیش، بلکه همین امروز است. چه نیتی دارند که سینکیانگ چین را فارسیزبان معرفی میکنند (در حالی که طبق اطلاعات ویکیپدیا، فقط 0.2 درصد آنجا تاجیک است) و جملهای که به ترکی نوشته شده است، را فارسی معرفی میکنند؟ چه نیتی دارند که به دروغ عهدنامههای گلستان و ترکمنچای را مدتدار اعلام میکنند در حالی که هنوز آن بند مدتدار بودنش را نه خودشان دیدهاند و نه هیچ احدالناس دیگری؟ چه نیتی از ارائه دروغ «شعر سعدی بر سردر سازمان ملل نصب شده است» دارند؟ الله اعلم. خدایا ما از نیات اینها بیخبریم و تو باخبری. خودت ما را حفظ کن.
--------------------------------------------------
1- توضیح اینکه اویغورها قومی ترک هستند که به لهجه ترکی اویغوری صحبت میکنند، اویغورها از معدود اقوام ترک هستند که هنوز خط عربی خود را حفظ کردهاند و با وجود اینکه تلاشهای زیادی صورت گرفته تا خطشان را به لاتین عوض کنند، ولی قوم اویغور که تعصبات مذهبی قوی زیادی دارند هنوز از خط عربی برای نگارش ترکی استفاده میکنند، البته همیشه از زبان رسمی مندرین هم در کنار ترکی اویغوری استفاده میکنند (شاید به خاطر قانون) و همیشه در کنار نوشتههای ایوغوری با خط عربی، معادل مندرین آن هم نوشته میشود. متأسفانه متن نوشته شده در تصویر بالا خوانا نیست اما به این عکس برگرفته از ویکیپدیا توجه بفرمایید که به وضوع میتوانید نوشته ترکی را بخوانید:

نوشتهام را با یک مثال شروع میکنم:
روزگاری نه چندان دور در همین 17 سال پیش، شوروی فروپاشید و 15 جمهوری جدید از جمله «جمهوری آذربایجان» به وجود آمدند. جمهوری آذربایجان کشوری کوچک بود و بنابراین از خیلی جهات از جمله مسائل فرهنگی، باید به کشورهای دیگر وابسته میشد. برای این هدف، برای آذربایجان سه گزینه وجود داشت: روسیه، ترکیه و ایران. روسیه که آذربایجان، تازه از آن جدا شده بود و هیچ اشتراکاتی با آن نداشت، فقط مردم آذربایجان به علت اینکه بیش از یک و نیم قرن جزو آن بودند، زبان آن را بلد بودند. بنابراین این کشور گزینه خوبی نبود.
فقط دو کشور ایران و ترکیه میماندند. ترکیه کشوری است که نه مذهب و نه تقریباً فرهنگ و نه تاریخ و نه چیزهای دیگرش، هیچ اشتراکی با ترکیه نداشت مگر زبان! ایران کشوری است که همه چیزش از جمله مذهب و فرهنگ و تاریخ و … اش با آذربایجان یکی بود مگر زبان! اما همگان در این میان شاهد بودند که این رقابت بزرگ را ترکیه برد و ایران باخت. آذربایجان کاملاً رو به ترکیه کرد و پشت به ایران. خطش را به خط ترکیه تغییر داد و بنابراین مسیر وابستگی فرهنگیاش به ترکیه را هموارتر کرد.
اما چرا؟ خب جوابش در همان تشابهات و تفاوتهایی که ذکر کردیم، آشکار است. زبان. زبان در دنیای امروز عامل بسیار مهمی است و کشورهایی که زبان مشترک دارند، روابطشان از کشورهای که هر چیز دیگرشان مشترک باشد، فراتر و عمیقتر است.
به راستی که اگر در آن زمان، حقوق مسلم و ابتدایی ما ترکهای ایران پرداخته شده بود و زبان ما هم در کنار فارسی، زبان رسمی مملکت و یا حداقل مناطق ترکنشین بود، این وضع پیش میآمد؟ آیا در آن صورت هم آذربایجان، کشوری که همه چیزش از جمله زبان و حتی لهجهاش با آن یکی است را رها میکرد و به کشوری دیگر رو میآورد؟ [1]
همینک ترکیه که کشوری در شرق ماست، در کشورهایی که در غرب ما هستند، نفوذ بیشتری دارد. من خودم شخصاً به سایتهای ترکمنی و ازبکی و … گهگاهی سرمیزنم و واقعاً تأثیر و نفوذ ترکیه را میبینم. حتی در سیاست هم حجم روابط کشورهای آسیای میانه با ترکیه بسیار فراتر از ایران است. تمام اینها به خاطر زبان است. حال اگر در ایران هم زبان ترکی به همران زبان فارسی و دیگر زبانهای قومیتهای ایرانی مثل کردی و … رسمی میبود، آیا قدرت ایران فراتر از ترکیه نمیشد؟
البته ما که غیر از افسوس کار زیادی نمیتوانیم انجام دهیم. افسوس میخوریم به حال کشوری که خودش فقط به خاطر سیاستهای قرون وسطایی یکهتازی زبانی و فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق اقوامش، نه تنها قدرت خارجی خودش را بسیار کاهش داده، بلکه در داخل خود نیز با ندادن حقوق اقوامش، آنها را تحریک به جدایی کرده است. افسوس!
خلاصه این که پانایرانیسم هر لحظه در حال دادن شعارهای اشغالگرانه و کشورگشایانه جدیدی است و هر لحظه در حال پارس کردن هستند که عهدنامههای ترکمنچای و گلستان باید لغو شوند، و در این راه از ساخت هیچ دروغی مثلاً این دروغ که «این عهدنامهها مدتدار بودهاند و وقتشان الان تمام شده است!» فروگذار نیستند. اما بدانند که راه خطا میروند و این شعارهای اشغالگرانه هیچ نتیجهای ندارد. تا زمانی که افکار یکهتازانه زبانی و فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق اقوام ایران را ادامه دهید، نه تنها هیچ عهدنامه ننگینی لغو نخواهد شد، بلکه همین کشور را هم تکه پارچه خواهید کرد.
---------------------------------------------
1- البته خود سیاستمداران ایران هم این را میدانستند و این را از شواهد و ماجراهای آن زمان به خوبی میبینیم. در آن زمان تقریباً تمام روزنامههای مهم و سراسری ایران، صفحاتی به زبان ترکی آذربایجانی افزودند و حتی صفحاتی از اینها را کاملاً به جمهوری آذربایجان نسبت دادند، اما چه میتوان کرد که این کار اندک تأثیربخش نیست و هرگز نمیتواند نقش یک زبان رسمی را بازی کند.
شماره چهارم از نشریه الکترونیک رسمی پاردوس منتشر شد
Pardus-Linux.org E-Dergi 4. Sayı yayımlandı

فایل pdf نشریه را میتوانید از طریق یکی از دو لینک زیر دریافت کنید:
دانلود فایل (96 dpi) با حجم 6 مگابایت
دانلود فایل (300 dpi) با حجم 15 مگابایت
پاردوس یک توزیع بین المللی از لینوکس است که در ترکیه ساخته شده و تبدیل به سیستم عامل ملی ترکیه شده است. پاردوس در یک CD و در ویرایشهای مختلفی عرضه شده است. پاردوس از اوائل انتشارش، نظر منتقدان را به خود جلب کرده و تا الان نیز به سرعت پیشرفت کرده است. فعلاً در سایت distrowatch، چهلمین لینوکس محبوب است. پاردوس از جامعه کاربری بسیار قوی برخوردار است و اکنون در اینترنت دهها فروم و سایت و ویکی و چندین نشریه الکترونیک مخصوص پاردوس وجود دارد. تعدادی از سایتهای مهم مرتبط با پاردوس را در زیر میبینید:
* ویکی غیر رسمی پاردوس (به 11 زبان از جمله ترکی آذربایجانی!)
* سایت نشریه الکترونیک پاردوس (Pardus eDergi)
* سایت «برای آزادی» (این سایت نیز خود دارای یک نشریه الکترونیک دیگر در مورد پاردوس و همچنین فروم و ویکی و تعداد بیشماری مقاله مفید در مورد پاردوس است)
Google Translate Hizmetine Türkçe'yi de eklesense
Google, online çeviri hizmeti Translate'in desteklendiği dil sayısını 23'e çıkardı. Türkiyede 70 milyon dünyada ise 250 – 300 milyon Türkçe konuşan kişi olduğu düşünüldüğünde Türkçe dilinin Google Translate'de hala olmamasına çok içerliyorum. Eminim benim gibi düşünen bir çok insan var ve yanlız değilim. Dileğim en kısa zamanda Google Translate'in içinde Türkçe'yi de görebilmek.
Google Translate hizmetine Türkçe'yi de eklesense
Google Translate'de şu anda yer alan diller (Çince Simplified ve Traditional)
Almanca konuşan kişi sayısı 95 milyon kişi anadil olarak, toplamda 120 milyon
Arapça konuşan kişi sayısı 246 milyon
Bulgarca konuşan kişi sayısı 8 milyon
Çekçe konuşan kişi sayısı 12 milyon
Çince konuşan kişi sayısı 1.3 milyar
Danca konuşan kişi sayısı 5.5 milyon
Fince konuşan kişi sayısı 6 milyon
Fransızca konuşan kişi sayısı 67 milyon anadil, toplam 128 milyon
Hintçe konuşan kişi sayısı Ana dil olarak: 180 milyon İkinci dil olarak: 480 milyon toplam 800 milyon
Hırvatça konuşan kişi sayısı 5 milyon
Hollandaca konuşan kişi sayısı 24 milyon
İspanyolca konuşan kişi sayısı 610 milyon civarı, yaklaçık 460 milyon kişinin ana dili
İsveççe konuşan kişi sayısı 9.6 milyon
İtalyanca konuşan kişi sayısı 70 milyon
Japonca konuşan kişi sayısı 130 milyon
Korece konuşan kişi sayısı 71 milyon
Norveççe konuşan kişi sayısı 4.6 milyon
Polonyaca konuşan kişi sayısı 50 milyon
Portekicze konuşan kişi sayısı Anadili 218 milyon, ikinci dil 230 milyon kişi olarak üzere toplamda 450 milyon kişi (yaklaşık)
Romence konuşan kişi sayısı 28 milyon
Rusça konuşan kişi sayısı 164 milyon kişinin anadili, 114 milyon kişinin ikinci dili
Yunanca konuşan kişi sayısı 15-22 milyon arası
Yukarıdakı tabloyu incelediğimizde Türkçe'nin Google Translate içinde hala olmaması çok üzücü.
Tüm bu verileri düşündüğümüzde Google Translate içinde Türkçe dilinin de olması gerektiğini düşünüyoruz. Google bizi duy ve Translate hizmetine Türkçe'yi de ekle

Kaynak: pdfdergi (25-cı sayısı)
Burada alınmış: http://googletranslateturkce.wordpress.com
همه ما نیک میدانیم که مدعیان امروز وطنپرستی ایرانی، بچه کوروشانی بیش نیستند که میخواهند همانند جدشان کوروش به کشورگشایی بپردازند. این عقیده را میتوان در تک تک نوشته های منابع پان ایرانیستی مشاهده کرد. اخیراً مدتی است که مد شده است در نوشته هایشان اعلام میکنند «قراردادهای گلستان و ترکمنچای مدتدار بوده اند و مدتشان الان تمام شده است»! سایت تابناک هم که متأسفانه مدتی است به اندیشه های باستان پرستانه و کشورگشایانه آلوده شده و در چند هفته اخیر، چندین نوشته تحریک آمیز بر علیه همسایه شمالی ایران یعنی جمهوری آذربایجان پخش کرده، این دروغ بزرگ را نوشته است. دو تا از این نوشته ها را میتوانید در لینکهای زیر ببینید:
* ادعای مشکوک جمهوری آذربایجان
نمیدانم در قرن بیست و یکم و در عصری که همه اطلاعات با یک کلیک در اختیار قرار میگیرد، چگونه رویشان میشود دروغ به این بزرگی را بگویند. هر کاربر اینترنتی به راحتی میتواند الان با یک جستجوی کوچک، مفاد این قراردادها را ببیند. من که تا بحال این چند بند کوتاه را دهها بار مطالعه کرده ام و نمیدانم وطنپرستان (!) محترم این بند مدتدار بودن را از کجای این قرارداد درآورده اند. مفاد قرارداد ترکمنچای را در زیر می آوردم. شاید من مشکل چشمی دارم و این بند را نمیبینیم. خوانندگان محترم وبلاگ، لطفاً مرا در یافتن این بند اسرارآمیز یاری نمایند:
- واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران.
- پرداخت ده کرور تومان (پنج میلیون تومان) به طور اقساط از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگی
- اجازه عبور و مرور آزاد به کشتیهای تجاری روسی در دریای مازندران
- رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روسها لازم بدانند.
- حمایت روسیه از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت رساندن وی پس از مرگ شاه
- استرداد اسرای طرفین
- اعطای حق قضاوت کنسولی به اتباع روسیه
منبع: ویکیپدیا
به راستی این افرادی که در عصر اطلاعات دروغهای به این بزرگی را میسازند و خودشان هم باور میکنند و سعی میکنند به دیگران هم بباورانند(!) در مورد تاریخ چند هزار سال پیش چقدر دروغ گفته اند؟
به راستی ملتی که در قرن بیست و یکم و در عصر اطلاعات، دروغ بزرگ «شعر سعدی بر سردر سازمان ملل نصب شده» را پخش میکنند، درباره تاریخ 2500 سال پیش و جدشان کوروش چقدر دروغها بافته اند و به ما خورانده اند؟ در مورد تاریخ آذربایجان ما چه دروغهایی بافته اند؟ الله اعلم.
به بهانه فشارهای جدید برای بیگانه شمردن واژگان مربوط به زبان مادری در آذربایجان:
اين دود سيه فام که از بام وطن خاست ،از ماست که بر ماست
(نوشته دکتر اکبر اعلمی)
تیر ماه سال گذشته فرماندار و شورای تامین شهرستان تبریز به بهانه اجرای " قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه" ،به مدیر کل سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی ابلاغ کرده بودند که از طریق صدور بخشنامه ای و ابلاغ آن به صاحبان حرف و اصناف مختلف آنها را ملزم به حذف هر گونه اسامی و عبارات ترکی از برچسب محصولات تولیدی و تابلوی سر در مغازه های خود نماید.
نظر به غیر قانونی بودن این اقدام شورای تامین و بخشنامه صادره از سوی سازمان بازرگانی استان ،ضمن اعلام شکایت از بانیان بخشنامه غیر قانونی مزبور به کمیسیون اصل نود مجلس(1) و تذکر به وزرای کشور و بازرگانی که از طریق تریبون مجلس قرائت شد(2) ، باتفاق نماینده وقت بناب در قالب دو سوال مکتوب ،وزرای کشور و بازرگانی را جهت ادای توضیح به مجلس فراخواندیم(3) ،در پی این اقدامات وزرای مذکور طی نامه هائی خطاب به اینجانب ،مصوبه شورای تامین و بخشنامه غیر قانونی سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی را لغو کرده و آنرا کان لم یکن اعلام کردند.(4)
بعضی از قرائن و شواهد حاکیست که اخیرا در استان آذربایجانشرقی به بهانه اجرای " قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه" برخی از صاحبان حرف و اصناف مختلف دوباره تحت فشار قرار گرفته اند تا عبارات و واژگان ترکی را که از دیرباز به عنوان برچسب بر روی کالاها و یا تابلوی سر در مغازه های خود مورد استفاده قرار داده اند حذف و از معادل های فارسی آن استفاده نمایند!
به منظور آگاهی اصناف و صاحبان حرف مناطق ترک نشین و یا مناطق مربوط به سایر اقوام نسبت به حقوق خود ، لازم است که در این رابطه به چند نکته اشاره شود:
یکم- بموجب اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، "زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است . اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد" ،در ادامه این اصل تاکید شده است که " استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي آزاد است ". نتایجی که از قسمت اخیر اصل 15 بدست می آید عبارتند از:
-زبان های محلی و قومی نه تنها زبان بیگانه تلقی نمی شود بلکه جزء غیر قابل تفکیک زبان های ایرانی است و از منظر قران هم اختلاف در زبان ،از آیات و نشانه های الهی محسوب می شود.
-استفاده از زبان های قومی و محلی نه تنها غیر قانونی نبوده و تخلّف محسوب نمی شود ،بلکه به عنوان یک حق قانونی می تواند در مطبوعات و رسانه های گروهی نیز مورد استفاده قرار گرفته و حتی فراتر از آن در مدارس هم تدریس شود.
-هیچ قانون عادی نمی تواند در تعارض و یا تنافر با اصل مذکور به تصویب برسد و در صورت تصویب نیز قابلیت اجرا ندارد.
- با توجه به مراتب فوق ،بطریق اولی بکارگیری اسامي، عناوين و اصطلاحات ترکی ،کردی ،بلوچی ، ترکمنی و سایر زبان های قومی و محلی در تابلوی سر درمغازه ها و برچسب کالاها و نظایر آن نه تنها هیچ منع قانونی ندارد بلکه از حقوق مسلم طبیعی و شهروندی است.
دوم- بموجب بند 7 و 14 قانون اساسی "تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون" و همچنین "تامين حقوق همه جانبه افراد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون" از تکالیف هیات حاکمه بوده و دولت موظف است همه امكانات خود را برای تحقّق آن از جمله حقوق مذکور در اصل 15 این قانون ، به كار برد.
وانگهی اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح می کند که همه افراد ملت در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.
سوم- بموجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی "هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه های حکومتی که برخلاف قانون ، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید ، علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی ، به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد."
نظر باینکه براساس قسمت اخیر اضل 15 قانون اساسی استفاده از زبانهاي محلي و قومي یک حق قانونی و از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی است ،هر مقامی که مردم را از استفاده این حق و آزادی محروم سازد خود مجرم بوده و قابل تعقیب و مجازات است.
چهارم- قانون مربوط به " قرارداد بین المللی رفع هر گونه تبعیض نژادی" در تیرماه 1347 به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است از اینرو مفاد آن از جمله موادی که ناظر به حقوق و آزادی های اقوام مختلف می باشد لازم الاجراست.
پنجم- اساسا قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه مصوب 1375 و آئین نامه اجرائی آن نمی تواند دستاویزی برای اعمال محدویت علیه اقوام ایرانی و اسامی و عناوین و اصطلاحات مربوط بهزبان و گویش آنها باشد ،زیرا موضوع این قانون بیگانه زدائی از فرهنگ و ادبیات فارسی است و همچنانکه اشاره شد اسامي، عناوين و اصطلاحات محلی و قومی در زمره اسامی ، عناوين و اصطلاحات بیگانه واقع نمی شود و حتی در مواردی این قبیل از واژگان چنان با زبان فارسی آمیخته شده است که جدائی آنها از زبان فارسی ناممکن است.
لذا ماده واحده مذکور تنها استفاده از"واژههای بیگانه" را بر روي كليه توليدات داخلي اعم از بخشهاي دولتي و غيردولتي كه در داخل كشور عرضه ميشود ممنوع اعلام کرده و در تبصره 5 این قانون كارخانهها، كارگاهها و اماكن توليدي و خدماتي و تجاري را موظف کرده است تا اسامي توليدات و اماكن خود را به نامها و واژههاي غيربيگانه برگردانند ،در غیر اینصورت مشمول مجازات های مقرر در تبصره 8 این قانون خواهد شد.
حتی استفاده از اسامی خاص متعلق به زبان اقلیت های دینی که به هیچوجه تعداد آنها قابل مقایسه با جمعیت اقوام ایرانی نیست نیز از شمول این قانون مستثنی شده و ماده 6 آئین نامه اجرائی قانون موصوف صراحتا مقرر می داردّ "افرادي كه علاوه بر زبان فارسي به يكي از زبانهاي خاص اقليتهاي ديني شناخته شده در قانون اساسي با گويشهاي محلي و قومي رايج در بعضي مناطق ايران سخن ميگويند، مجازند از اسامي خاص متعلق به آن زبان يا گويش در نامگذاري محصولات و موسسهها و اماكن مربوط به همان مناطق استفاده كنند"
با توجه به موارد یاد شده گرچه برخی از مسئولان مرکزی و پایتخت نشینان نیز اصرار زیادی برای ستیزه جوئی با فرهنگ و زبان اقوام ایرانی خصوصا زبان ترکی و کردی دارند اما واقعیت این است که بیشترین ترک ستیزی از ناحیه برخی مسئولان محلی از خود بیگانه و هویت ستیز و در عین حال فاقد پایگاه اجتماعی در تبریز صورت می گیرد و در واقع این گروه برای خود شیرینی و حفظ موقعیت خویش گاهی هم خودسرانه به اعمال محدودیت های فراقانونی مبادرت می ورزند که در سایر نقاط رایج نیست!
به بیان دیگر گرچه سهم برخی از انحصار طلبان پایتخت نشین در اعمال محدودیت های قانونی و غیر قانونی علیه زبان و ادبیات و فرهنگ اقوام ایرانی و مردم آذربایجان غیر قابل انکار است ،اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مشکلات و فشارها و تنگناهای یاد شده در آذربایجانشرقی و خصوصا تبریز را باید ناشی از خودسری آندسته از مسئولان و دست اندرکاران محلی دانست که بزعم خود برای تامین رضایت پایتخت نشینان و حفظ و یا ارتقاء موقعیت شغلی خود حاضرند بجای کلاه سر بیآورند! اعمال محدودیت های فراقانونی در قلعه بابک در سالروز تولد این سردار وطنپرست ایرانی و آذربایجانی ،اعمال ممنوعیت در استفاده از واژگان مربوط به زبان مادری ،تخریب آثار تاریخی و فرهنگی نظیر تخریب ارک علیشاه به بهانه ساخت مصلّی تبریز و بازارچه سنتي سماورسازان و مغازه هاي درب باغميشه تبريز... از نمونه های بارز این ادعاست. به عبارت دیگر "اين دود سيه فام که از بام وطن خاست ، از ماست که بر ماست"
زیر نویس:
(1)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86 و 7/7/86
(2) خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
(3) خبرگزاری فارس 2/7/86 - کدخبر :8607020471 ،ایسنا مورخ 2/7/86 و آفتاب نیوز 2/7/86 – کدخبر: 65364 و خبرگزاری مهر مورخ 2/7/86 و 2/8/86 و 8 /7/86
(4)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
---------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------
و اما خبری در این رابطه از وبلاگ گروه دانشجویی آرمان:
در پی فشار مسئولین مبنی بر تغییر نام اسامی بیگانه از معابر عمومی
3 مغازه دیگر در شهر تبریز نام تورکی خود را به فارسی تغییر دادند
همانگونه که در چند روز اخیر برخی از مسئولین به اصطلاح فرهنگی شهر تبریز نیز وعده داده بودند !!! فشار بر مغازهداران تبریز و چند شهرستان دیگر آذربایجان شرقی برای تغییر اسامی بیگانه افزایش یافته است . در راستای همین فشارها 3 مغازه در شهر تبریز نام خود را تغییر دادند .
یکی از رستورانهای شهر تبریز که قبلا با نام "ترک" شناخته میشد ،اخیرا با افزودن "الف" به رستوران "اترک" تبدیل شده است .
فروشگاه البسه "آذرترک" واقع در کوی شهریار خیابان خیام نیز با تذکر مسئولین به "توت فرنگی" تغییر یافته است و فروشگاه "دومان" واقع در شریعتی(شهناز) جنوبی نیز از این به بعد با نام "رومان"به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
این موفقیت عظیم را به تمام مسئولین امنیتی و فرهنگی شهر که با این کار فرهنگی شهرمان را نجات دادند تشکر میکنیم.
البته برای اینکه کامنتهای خوانندگان از بین نرود، نوشته را فقط ویرایش میکنم و کامل پاک نمیکنم.
خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند
به صفحه اول این سایت توجه بفرمایید تا متوجه منظورم شوید:
http://www.callingallinnovators.com
* توجه: سایت مذکور از دیروز صفحه اولش را تغییر داده و نقشه مذکور قابل دید نیست. البته یه وقت فکر نکنین که به خاطر ما این کارو کرده! نه، این سایت مخصوص ثبت کردن برنامه های موبایل نوشته شده توسط برنامه نویسان سراسر جهان بود که مدت ارسال برنامه ها تا دیروز (15 دسامبر) بود.
نزدیک دو سال پیش که ویندوز ویستا عرضه شد، از آنجایی که دوست دارم همیشه آپدیت باشم و همیشه از آخرین نسخه نرمافزارها استفاده کنم، من هم نسخه ای از ویستا را روی کامپیوترم نصب کردم. چند روز پس از انتشار ویستا، مایکروسافت برای حدود 30 زبان بزرگ دنیا، بسته ترجمه رابط کاربری ویستا را انتشار داد که در این میان، زبان ترکی (لهجه استانبولی) هم بود. من هم با خوشحالی تمام آن را که حجمش حدود 140 مگابایت بود، دانلود کردم و بر کامپیوترم نصب کردم. تمام ویندوز حتی Helpاش ترکی شد و تا چندین روز فقط در حال گشت و گذار در قسمتهای مختلف سیستم عامل بودم و داشتم از استفاده از سیستم عامل به زبان مادری لذت میبردم. البته این زبان را از دو سال پیش تا همین دیروز داشتم استفاد میکردم اما دیروز متوجه شدم که مدتی است مایکروسافت بسته زبان ترکی لهجه آذربایجانی را هم منتشر کرده است. البته این بسته کامل نیست و فقط قسمتهای پرکاربرد سیستم را ترکی میکند و حجمش هم کم و در حدود 2.6 مگابایت است. این بسته را دانلود کرده و نصب کردم و الان هم دو روز است که در حال گشت و گذار در سیستم به زبان مادری و خصوصاً به لهجه مادری هستم و واقعاً لذت میبرم.
به تمام ترکهای علاقمند به زبان مادریشان توصیه میکنم که این بسته بسیار کم حجم را دانلود کرده و سیستمشان را به زبان مادریشان تبدیل کنند. تعدادی عکس از جاهای مختلف سیستم که به ترکی آذربایجانی ترجمه شده است را در انتهای این نوشته آورده ام.
لینکهای دانلود:
در اینجا لینک سه بسته زبانی ترکی آذربایجانی (مخصوص ویندوز ویستا، ویندوز XP و آفیس 2007) را از سایت مایکروسافت گذاشتهام. به راحتی میتوانید دانلود کرده و از استفاده از تکنولوژی قرن بیست و یکم با زبان مادری لذت ببرید. توجه داشته باشید که نصب این بسته ها از آنجایی که از طرف خود مایکروسافت منتشر شده اند، کاملاً بیخطر است و در صورت پشیمانی (که فکر نمیکنم کسی پیشمان شود!) میتوانید به راحتی سیستم را به زبان اولیه برگردانید.
بسته ترجمه ویستا به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 2.6 مگابایت
بسته ترجمه XP به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 5.4 مگابایت
بسته ترجمه آفیس 2007 به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 23.2 مگابایت
نکته: حدود 60 الی 70 درصد ترکهای آذربایجانی دنیا در ایران زندگی میکنند ولی متأسفانه به علت جریان داشتن سیاستهای تمامیتخواهانه و شوونیستی فرهنگی و زبانی و یکهتازی قومیتی در ایران (جالب است که این اسم این یکهتازی قومیتی پارسی را ملیگرایی گذاشتهاند و اعلام میکنند که ما مخالف قومیتگرایی هستیم!)، تمام این جمعیت از تحصیل به زبان خودشان محروم هستند و بنابراین هیچ آشنایی با نوشتن و خواندن زبان مادریشان ندارند و این امر علاوه بر اینکه ظلم بزرگی در حق این چند ده میلیون نفر است، وضعیت خود زبان ترکی آذربایجانی در دنیای امروز را هم ضعیف کرده است، ولی دیدن این گونه مسائل (انتشار بستههای ترجمه ویندوز و نرم افزارها از طرف مایکروسافت برای ترکی آذربایجانی) بارقه های امید را در دل ما زنده میکند که زبانمان هنوز زنده است و حتی در این مسائل، از زبان فارسی هم جلوتر است. (یادم میآید همان اوائلی که بسته ترجمه ویستا به زبانهای بزرگ جهانی از جمله ترکی منتشر شد، من در انتهای پست معرفی آن نوشتم: «فارسها هنوز منتظر باشند!» اکنون بیشتر از 1 سال و چند ماه از آن روز گذشته و بسته زبان ترکی آذربایجانی هم منتشر شده است و من هنوز هم میگویم: «فارسها منتظر باشند!» و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین – تمامیتخواهان خواستند با محروم کردن قومیتهای غیر فارسی زبان این مملکت از زبان خودشان و تحمیل فارسی بر آنان، وضعیت زبان فارسی در دنیای امروز را به طور نامشروع بهتر و قویتر کنند، در حالی که نتیجه عکس داده و اکنون این زبان که در سه کشور کوچک و بزرگ رسمی است، از زبانی که فقط در یک کشور کوچک 8 میلیونی رسمی است، عقبتر است!)
* امیدوارم هموطنان فارسی زبان عزیز، از این سخنان من ناراحت نشوند و ما را درک کنند. وقتی عده ای تمامیت خواه، ما را از زبان مادریمان دور نگه میدارند و زبان مادری شما را به ما تحمیل میکنند، به وجود آمدن حس نفرت و کینه نسبت به این زبان، چیز عجیبی نیست! بروید یقه آنهایی را بگیرید که باعث به وجود آمدن این حس تنفر در ما نسبت به زبان مادری شما شده اند.

Control Panel:

Internet Explorer:

Context Menu:

Minesweeper:

Notepad:

Common Open Dialog:

MS Paint:

Run Dialog:

Taskbar Properties:

Task Manager:

Windows Media Player:

پیش
از انقلاب همزمان با یکی از سفرهای محمد رضا شاه و همسرش به تبریز ،میهمان
یکی از خویشاوندانم بودم که منزلشان در نصف راه واقع شده بود. آنروز قرار
بود که شاه و کاروان همراهش از مسیر نصف راه به سمت مرکز شهر و استانداری
عبور نمایند. از روستاهای اطراف جمعیت زیادی را با اتوبوس به شهر آورده و
بدست هریک از آنها نیز پرچم سه رنگ شیر و خورشید داده بودند تا در مسیر
عبور شاه از این خیابان از او استقبال کنند. با دیدن این جمعیت دیگران نیز
کنجاو می شدند و بدون آنکه خود بخواهند به صف مستقبلین می پیوستند تا
بالاترین مقام کشور را از نزدیک ببیند. فامیلی که آنروز میزبانی مرا
برعهده داشت و اتفاقا کمی هم تحت تاثیر بدگوئی های من وانمود می کردند که
نسبت به شاه و سیاست هایش دل چرکین هستند ،از جمله کسانی بودند که ولع
شدیدی برای پیوستن به جمعیت حاضر در خیابان مجاور منزلشان از خود نشان می
دادند و با وجود اینکه خیلی تلاش کردم تا هنگام عبور کاروان شاه مانع از
حضور آنها در خیابان شوم اما موفق نشدم و حس کنجکاوی آنها برای مشاهده شاه
و شهبانو بر تقاضای من فائق آمد و به هر قیمتی که بود مرا در خانه خود
تنها گذاشته و به جمع مستقبلین پیوستند تا شاه و شهبانو را از نزدیک
ببینند و پس از بازگشت به خانه می گفتند ازدحام جمعیت در خیابان بحدی بود
که موفق به دیدن فرح نشده اند!
شکی ندارم که شاه و شهبانو هم با دیدن جمعیتی که اینچنین باستقبالشان آمده بودند بوجد آمده و سر از پا نمی شناختند و آنرا به حساب رضایتمندی مردم از خود گذاشته و تصور می کردند که مردم شیفته آنها هستند، اما یکی دو سالی بیشتر طول نکشید که از همین تبریز نهضتی آغاز شد و دودمان شاه و طومار سلطنت را در هم پیچید و جالب اینجاست که همین فامیلم هایم نیز از جمله کسانی بودند که در خیابان های تبریز به صف ‘مرگ بر شاه’ گویان پیوستند!
دومین سفر استانی تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز و نمایش و سازمان دهی به عمل آمده برای استقبال از او و هیات همراهش ،ناخود آگام مرا بیاد سفر آنروز شاه به تبریز و بهره برداری های تبلیغاتی پس از آن انداخت .
عباراتی نظیر: " ازدحام شديد جمعیت، استقبال گرم مردم تبريز ،ابراز احساسات هزاران نفر ، استقبال کم نظیر مردمی ،حضور چشمگیر اقشار مردم ، ازدحام بیش از حد جمعیت ، جمعیت 50 هزار نفری حاضر در ورزشگاه ، ازدحام استقبال کنندگان ، اغلب خيابان هاي منتهي به ورزشگاه تختي با ترافيك شديد مردمي مواجه بود ،حضور پرشمار مردم ، حضور حماسی مردم تبریز در استقبال از هیات دولت ، ورزشگاه "تختی" تبریز مملو از مشتاقان ديدار با رييس جمهوري است. استقبال مردم تبريز از رئيس جمهوري به حدي بود که بسياري از آنان مجبور به تجمع در پشت درهاي ورودي ورزشگاه شدند " که بنوعی تکرار همان تبلیغات اغراق آمیز گذشته است ، کم و بیش مهمترین و برجسته ترین ترجیع بند و پیام نسبتا مشترک اخبار رسانه های دولتی و نیمه دولتی بود که در رابطه با دومین سفر استانی دکتر احمدی نژاد به تبریز ،به خورد مخاطبینشان داده شد.
به موازات انتقال این قبیل پیام های نوشتاری و گفتاری ،صدا و سیما نیز طبق معمول در کنار عکاسان خبرگزاری های دولتی بکمک دوربین های پیشرفته و لنزهاي تله و وايد در پرسپکتيو صحنه، جمعیت پراکنده شرکت کننده در مراسم استقبال از هیات دولت را که در خیابان ها و پیاده رو های باریک مسیر عبور کاروان هیات دولت مجموعا از 15- 20 هزار نفر تجاوز نمی کرد را چنان اغراق آمیز و بیش از واقعیت و بصورت فشرده و انبوه نشان داد که رئیس جمهور را نیز به اشتباه انداخته و در جلسه استانی هیات دولت اظهار داشت: "دیروز دریای انسان های مومن و شجاع به بهانه استقبال از خادمان خود به صحنه آمده بودند"! جالب است بدانیم که همین رسانه ها و مسئولین تظاهرات دهها هزار نفری مردم و خصوصا جوانان تبریزی در اول خرداد 1385 را که از دانشگاه تبریز تا اواسط خیابان امام ادامه داشت را تظاهرات چند صد نفره عده ای اوباش که از بیگانگان خط گرفته اند وانمود می کردند!
گرچه میهمان دوستی ، حقشناسی و قدرشناسی مردم نسبت به زحمتکشان و خدمتگزاران واقعی خود جزء عناصر غیر قابل تفکیک فرهنگ ایرانی و آذربایجانی است و عملی نیکو و مستحسن محسوب می شود و حضرت محمد(ص) می فرماید: "کسیکه سپاس مخلوق را در برابر کار نیکش نگوید از عهده سپاس خالق بر نیاید" اما این قدرشناسی باید مستحق و موجه و توام با دلیل باشد. مردم تبریز در دور اول سفر رئیس جمهور به شهرشان نشان دادند که احمدی نژاد از چنین استحقاقی برخوردار نیست. حال در شرایطی که سیاست های نادرست این دولت و شخص احمدی نژاد امان از روزگار مردم بریده و عرصه را بر مردم تنگ کرده و در عرصه های گونگون تنگناهای فراوانی را برای آنان ایجاد کرده است ،چه اتفاق جدیدی رخ داده است که مردم تبریز در پایان عمر دولت احمدی نژاد این چنین مشتاق دیدار یار شده اند!!
چرا دوسال قبل که نخستین سفر استانی رئیس جمهور به تبریز صورت گرفت ،احمدی نژاد با سردترین استقبال مردم این شهرستان مواجه شد و علیرغم تبلیغات و تدارکات گسترده به عمل آمده و گسیل نیروهای بسیج ادارات و پایگاه ها و سایر نیروهای تشریفاتی ،در هنگام استقبال از رئیس جمهور حتی نیمی از استادیوم 20 هزار نفری تختی نیز پر نشد!
واقعیت این است که تقریبا از یکماه قبل دست اندرکاران دولتی همه تلاش خود را صرف این کرده بودند تا به هر قیمت ممکن حداقل 50 هزار نفر از مردم را در مسیر حرکت اتومبیل حامل رئیس جمهور قرار دهند.
برای همین منظور طبق گزارش رسا نیوز و سایر منابع موثق ،از سوي ارگان هاي دولتي و شهرداري تبريز 50 هزار پرچم، هزار متر بنر و 5 هزار تراكت در استقبال از رئيس جمهور چاپ و توزیع شده بود.(1)
ماه گذشته که در تبریز حضور داشتم بنرهای تبلیغاتی برای سفر رئیس جمهور به در و دیوار نصب شده بود. مناطق مختلف آموزش و پرورش با برگزاری جلسات مختلف از مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش با اصرار می خواستند که به هر نحو ممکن عدم استقبال مردم در نخستین دور سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز را جبران کنند. مسئولیت دو یا سه ناحیه از نواحی پنجگانه آموزش و پرورش تبریز معطوف به بسیج دانش آموزان برای استقبال خیابانی از رئیس جمهور و دو ناحیه دیگر حضور در ورزشگاه تختی شده بود.
طبق گزارشات موثق برخی از پایگاه های بسیج ماموریت یافته بودند تا از اطراف و اکناف شهر تبریز تا آنجا که می توانند مردم را در مسیر عبور کاروان همراه رئیس جمهور قرار دهند. بنا برگزارش خبرگزاری رسا که از حامیان دولت است ،بسياري از استقبال كنندگان از شهرهاي مجاور تبريز و نيز روستاهاي اطراف براي استقبال از رئيس جمهور حضور يافته بودند.(2)
برای جلب توجه گروهی از مردم و کشاندن آنها به خیابان ها ،شهرداری تبریز ده ها ايستگاه صلواتي و پذيرايي از مردم در خيابان هاي مركزي شهر و در مسیر تردد کاروان هیات دولت برپا کرده بود.(3)
صدا و سیمای تبریز از مدتها قبل از سفر احمدی نژاد به تبریز ،در یک تبلیغات بسیار وسیع مردم را به استقبال از رئیس جمهور تشویق می کرد.
مسير 17 كيلومتري حركت رئيس جمهور از فرودگاه تبريز تا ورزشگاه تختي توسط دستگاه های دولتی و شهرداری آذين بندي شده بود.
در روز ورود هیات دولت به تبریز ،اغلب مدارس و دبیرستان های تبریز و خصوصا مدارس و دبیرستان های مجاور استادیوم تختی و مسیر حرکت کاروان هیات دولت تعطیل شده بود. حدود 2000 نفر را در اطراف فرودگاه گردآورده بودند.
با این وصف و علیرغم تبلیغات گسترده دو ضلع استادیوم 20 هزار نفری تختی و بسیاری از جایگاه ها خالی بود. خبرگزاری رسا در توجیه حضور کمرنگ مردم تبریز در استادیوم تختی می نویسد: ‘تاخير دو ساعته سخنراني رئيس جمهور در جمع مردم تبريز باعث برهم خوردن نظم ورزشگاه و پراکنده شدن برخي از جايگاه ها شد.’ (4)
اگر از این نمایش های تبلیغاتی صرفنظر نمائیم ،مصوبات دولت نیز بنوبه خود در خور توجه و قابل نقد و بررسی است؛
واقعیت این است که مصوبات سفرهای استانی هیات دولت ،اقدامی پوپولیستی و غیر اخلاقی برای شخصی جلوه دادن تلاش و تصمیمات جمعی قوای سه گانه و جایزه و عطیه وانمود کردن وظایف حاکمیتی و سهم مناطق مختلف از درآمدهای ملی با هدف بهره برداری های شخصی و تبلیغاتی است که اگر در جوامع توسعه یافته چنین روشی(تبلیغ شخصی با بودجه عمومی) اتخاذ شود ،چه بسا مرتکب به عنوان قانون شکنی و سوء استفاده از بودجه عمومی برای انجام تبلیغات انتخاباتی تحت تعقیب قرار گیرد.
احمدی نژاد در این سفر نیز مدعی شد که از میان ٢هزار و ٥١٠ پروژه تصويب شده در دور اول سفر هیات دولت به استان آذربایجانشرقی 2 هزار و ٣٧پروژه به مرحله نهايي رسيده است!(مصوبات مذکور در واقع کلیه طرح ها و پروژه های ملی ،استانی سهم آذربایجانشرقی در طول چند سال است که ارتباطی با سفر هیات دولت ندارد و در بودجه های سنواتی منظور می شود) و این در حالی است که پس از گذشت دو سال برخلاف ادعای احمدی نژاد ارزش ریالی پروژه های باجرا در آمده حتی یکسوم ارزش کل مصوبات قبلی هیات دولت نیز نبوده است و همچنانکه اشاره شد کل این مصوبات سهم استان آذربایجانشرقی از بودجه عمومی است و دولت به بهانه سفرهای استانی خود برای عوامفریبی آنرا به سفر استانی خود پیوند زده و بنام خود تمام می کند!
در این دور از سفر استانی هیات دولت به تبریز هم ،رسانه های دولتی خبر دادند که هیات دولت برای شتاب بخشيدن به روند توسعه و آباداني در دور دوم سفرهای استاني خود به استان آذربايجان شرقي بيش از 220 مصوبه داشته است!!
برای آگاهی مردم از ماهیت مصوبات و اینکه احمدی نژاد وانمود می کند که مصوبات استانی در حکم پاداش دولت به به منطقه ای است که به آنجا سفر کرده است ،لازم است به چند اصل از اصول قانون اساسی اشاره نمایم تا معلوم شود که مصوبات هیات دولت پدیده جدیدی نیست که بدون سفر قابل تحقق نباشد و در واقع سهم همان استان از درآمد ملی است که به عنوان عطیه و نتیجه سفر دولت به آن مناطق به خورد ملت داده می شود:
یک- طبق اصل 74 قانون اساسی ،لوایح قانونی پس از تصویب مجلس قابلیت اجرا دارد.
دو- بموجب اصل 53 قانون اساسی همه پرداختهای دستگاه های دولتی در حدود اعتبار مصوب و به موجب قانون انجام می گیرد.
سه- بموجب اصل 52 قانون اساسی ، بودجه سالانه کل کشور از سوی دولت تهیه و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی قابل اجراست. هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.
چهار- طبق اصل 51 قانون اساسی هرگونه معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود.
پنج- مستفاد از اصل 55 قانون اساسی هزینه های هیچ دستگاهی نمی تواند از اعتبارات مصوب تجاوز کند و هر وجهی باید در محل خود به مصرف برسد.
با توجه به محدودیت های قانونی فوق الاشاره ،هیات دولت خارج از چارچوب های تعیین شده در قانون اساسی و سقف بودجه مصوب مجلس و سایر قوانین مصوب اساسا نمی تواند بصورت خودسرانه تصمیم گرفته و یا مازاد برآنچه در قانون آمده است را حاتم بخشی نماید ،بنابراین ؛براساس بررسی های بعمل آمده ماهیت مصوبات سفرهای استانی و مشخصا 220 مصوبه اخیر هیات دولت در استان آذربایجانشرقی و منابع تامین اعتبارات آن را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
- قسمتی از مصوبات ،همان چیزی است که قبلا در قانون بودجه سنوات گذشته و سالجاری به تصویب رسیده است و در واقع سهم استان از درآمدهای ملی و نفتی و درآمد های استانی (بودجه عمومی دولت) محسوب و ارتباطی به سفرهای نمایشی و تبلیغاتی ندارد.
- اعتبار بخشی از مصوبات از محل جابجائی اعتبارات ملی ، استانی و اعتبارات دستگاه های اجرائی سهم قانونی استان می باشد و اعتبار جدیدی را برای استان بارمغان نخواهد آورد.
- بخشی از مصوبات ،تنها نوعی قانونگذاری است و فاقد ارزش اقتصادی می باشد.
- دسته ای از مصوبات تکرار شعارها و وعده های بلاعمل و تحقق نایافته سفر نخست هیات دولت به آذربایجانشرقی است.
بخشی از مصوبات بی پایه و اساس بوده و با هدف بازی دادن افکار عمومی است و فاقد هرگونه ضمانت اجرائی و پشتوانه قانونی است و یقینا تحقق نخواهد یافت.
- قسمتی از مصوبات در تعارض آشکار با قانون اساسی و قوانین موضوعه بوده و مادامیکه قوانین اصلاح نشده قابل اجرا نخواهد بود.
- بخشی از مصوبات ،جز وظایف وزارتخانه ها و دستگاه های مختلف دولتی است که بصورت قانونی باید باجرا درآید.
- بخش دیگری از مصوبات نیز در حکم وعده سرخرمن است و چنانکه تجربه نشان داده پس از سفر به فراموشی سپرده خواهد شد.
اعتبار باقیمانده مصوبات هم از محل اعتبارات استانی تامین می شود و در واقع هیات دولت سطح خود را در حد شورای برنامه ریزی استان و شهرستان ها تنزل داده و با دخالت در کار و تصمیمات این شوراها بجای آنها تصمیم می گیرد تا ایندسته از مصوبات را هم بنام خود تبلیغ کرده و پیشاپیش ترجیحات و اولویت های استانی و شهرستانی را بجای شورای برنامه ریزی استان و شهرستان تعیین نماید!!
اجرای بخشی از مصوبات هم در گرو تصویب مجلس و یا دولت آینده است و از حدود اختیارات دولت کنونی خارج است. عوامفریبانه بودن مصوبات اخیر زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بودجه سال 1387 قبلا به تصویب رسیده و بودجه 1388 هم یکساله بوده و عملیاتی شدن آن درگرو تصویب مجلس است و عمر دولت نهم در سوم تیر 1388 بپایان خواهد رسید و تصمیمات آن برای دولت دیگر الزام آور نیست. به عبارت دیگر تنها آندسته از مصوبات که قابلیت اجرا دارد در واقع سهم استان از بودجه عمومی در سال های آینده است که بدلیل عدم زمانبندی و مشخص نبودن آغاز و پایان اجرای آن ،پیشاپیش سهم استان از بودجه عمومی در سنوات آتی بدون آنکه کار کارشناسی انجام گیرد اولویت بندی شده است!
زیر نویس:
* این گزارش با استناد به اطلاعات گرد آوری شده از سوی خبرنگاران محلی و افراد مورد وثوق در تبریز تهیه شده است.
(1-4)خبرگزاری رسا- 13/9/87
عید بزرگ قربان بر تمامی مسلمانان مبارک و بر تمامی باستان پرستان و کوروش پرستانی که در فکر بازگشت به دوران قبل اسلام هستند، تسلیت باد!








داشتم تو تابناک عکسهای مراسم استقبال از احمدینژاد در تبریز رو نگاه میکردم که یه عکس جالبی دیدم:

تاریخی که امروزه در ایران، در گوش ما می خوانند، عبارت است از اینکه «پارسیان اولین تمدن جهان را ایجاد کردند و همین پارسیان، چنان و چنان بودند»، «مغولهای وحشی ایران را نابود کردند»، «اسکندر حکومت آسمانی هخامنشیان را نابود کرده و ایران را اشغال کرد و فلان وحشی گری ها که نکرد و ...»، «کوروش پادشاه پارسیان، فرشته بود و ملک بود و پیامبر خدا بود و اولین بانی حقوق بشر بود و ...» اما در همین اطراف ما و در همین دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم، نکات زیادی وجود دارد که با اندکی تفکر در آن به راحتی به این گفته هایی که به عنوان «تاریخ» در ذهن ما فرو میکنند، شک میکنیم.
به ما میگویند هخامنشیان آن چنان حکومتی بودند و پادشاهشان کوروش آن گونه شخصی بود، پیامبر بود و ناجی ملتها بود و … ولی واقعاً این گونه پادشاه و پیامبر بزرگی که احتمالاً نمونه اش در هیچ جای تاریخ دیده نمیشود، چگونه ملت ایران این شخص را از یاد بردند و تا قبل از قرن اخیر که صهیونیستها این فرد را این گونه معرفی کردند، در هیچ جای این سرزمین مردم نامش را بر فرزندانشان نگذاشتند؟! آیا عجیب نیست؟ چرا همین ملتهایی که کوروش سرزمینشان را اشغال کرد و به تعبیر خود کوروش پرستان، آنها را نجات داد و آزادشان کرد(!)، از این فرد در تاریخشان به خوشی یاد نمیکنند؟ به ما میگویند اسکندر اینگونه بد آدمی بود و در وصف بدیهایش آن چنان نوشته هایی مینویسند که انسان می گوید هزار رحمت به شیطان! ولی چرا مردم از روزگاران روز تا الان نامش را زنده نگه داشتند و نامش را بر فرزندانشان گذاشتند؟ چرا مردم اسم قاتل دوستان و خویشانشان و اشغالگر کشورشان را بر فرزندانشان گذاشتند؟ چرا نظامی گنجوی در وصف همین اسکندر آن منظومه عظیم را نوشت؟ چرا در وصف یک اشغالگر و آدمکش و فرد فاسد و … باید عمری گذاشته و منظومه ای عظیم بیافریند؟ اصلاً چرا باید تمام کشورهای امروزی که در آن روزگار به دست اسکندر افتاد، غیر از ایران همه او را ستوده اند؟ به ما میگویند چنگیز فردی بسیار وحشی و خونخوار و خونریز و … بوده است. اما چرا مردم از این فرد خاطره بدی ندارند و باز هم مثل اسکندر نامش را بر فرزندانشان گذاشتند؟ و همینطور تیمور که او را هم، همین به اصطلاح «تاریخ»، برای ما فرد رذلی نشان میدهد، اما شواهد این گونه نشان نمیدهد!
آیا این موضوعات کوچک نباید این شک را در دل ما ایجاد کند که آن چیزی که اکنون به عنوان «تاریخ» به خورد ما میدهند، چرندیات و تحریفی بیش نیست؟ اکنون هیچ فرد شیعه ای امکان ندارد که نام فرزندش را «یزید» بگذارد، حتی اگر این نام، نامی زیبا و با معنی والا و حتی نام انسانهای خوب دیگری هم قبل از یزید معروف باشد! بدیهی است چون مردم واقعاً این فرد متنفرند و آن چنان خاطره بدی از او دارند که امکان ندارد نام فرزندشان را «یزید» بگذارند. اما چرا این قاعده در مورد اسکندر و چنگیز و تیمور و دهها فرد دیگر صادق نیست؟ مردم ما اسم بابک را بر فرزندانشان میگذازند چون بابک جانش را نثار آزادی همین مردم کرد و مردم خود را مدیون او میدانند، اما چرا این قاعده در مورد کوروش، که «تاریخ(!)» او را بسیار بزرگتر از بابک نشان میدهد، صادق نیست؟
آن کسانی که این نکات آشکار و واضح را میبینند ولی چشم خودشان را بسته و بر حرف خود پافشاری میکنند را آیا نباید مصداق واضح «صم بکم» دانست؟
چندی پیش نوشتهای در مورد مجلههای ترکی رایگان در روی وب نوشتم که مورد استقبال زیادی از طرف دوستان واقع گردید. امروز هم مطلبی در همین مورد، با نشریههای جدیدتر آماده کردهام، اما نشریههایی که امروز معرفی میکنم، همگی در مورد یک موضوع خاص هستند: لینوکس.
لینوکس که امروزه معرف حضور همگان است، سیستم عاملی آزاد و رایگان، پر از جذابیتها و ویژگیهای خاص و البته دارای اندکی سختی و مشقت (که البته همین سختیهایش و حل آنها هم لذت خودش را دارد) است. انشاءالله بعد از آن که مملکت ما هم به زمره کشورهای حامی کپی رایت پیوست، ملت ما که عادت به پرداخت بیش از 500 تومان برای هر نرمافزاری را ندارند، حتی اگر دوست هم نداشته باشند، به سمت این سیستم عامل خواهند شتافت. بگذریم.
لینوکس سیستمی عاملی رایگان با نرم افزارهای متنوع رایگان است. اصولاً لینوکسیها هم بر همین اساس، آدمهای رایگانی هستند(!) یعنی همینک روی وب به مقدار نامتناهی منبع و نوشته در مورد لینوکس موجود است که همگی توسط دوستداران لینوکس تهیه شده و به طور رایگان در اختیار بقیه قرار داده شده است. از جمله این منابع هم، مجلات الکترونیک هستند و از آنجایی هم که تا الان حدس زدهاید، قصد صحبت درباره مجلات الکترونیک ترکی موجود در مورد لینوکس را داریم.
من تاکنون مجله لینوکسی اینترنتی به زبان فارسی، فقط یک مورد مجله تکنوتاکس را مشاهده کردهام که البته همین مجله هم به صورت متراکم و در قالب یک فایل منتشر نمیشود، بلکه مقالهها و خبرها را به صورت جداگانه در سایت قرار میدهند. به زبان انگلیسی هم منابع زیادی وجود دارد، ولی مجله الکترونیکی، فقط مجله معروف Full Circle Magazine را سراغ دارم. البته شاید منابع زیادی باشند ولی من دنبالشان نبودهام و اطلاعاتم در این مورد اندک است، اما در زبان ترکی وضع چگونه است؟ شاید متعجب شوید از شنیدن این که به ترکی حداقل 5 مجله الکترونیکی رایگان لینوکس به طور منظم منتشر میشوند! در اینجا از عبارت «حداقل» استفاده کردم، چون من همینها را میشناسم و احتمال دارد موارد دیگری هم موجود باشند. در این پست قصد معرفی این 5 مجله را دارم (تمام شمارههای همه مجلههای معرفی شده را میتوانید از سایتشان که آدرس دادهام، دانلود کنید.):
1) مجله الکترونیک eniXma:

این نشریه را در پست قبلی هم معرفی کرده بودم. باسابقهترین نشریه در بین این 5 مورد است. تاکنون 26 شماره از آن منتشر شده است و در شماره قبلی آن هم جشن 3 سالگی مجله برپاشده بود. هر شماره آن در حدود 40 – 50 صفحه دارد. این مجله به طور کلی در مورد لینوکس است و فقط برای توزیع خاصی نیست. در نوشتههای آن میتوانید معرفی نرمافزارهای لینوکس و معرفی توزیعهای جدید لینوکس را ببینید. آموزش برنامهنویسی برای لینوکس، آموزش اسکریپتنویسی و اخبار لینوکسی از دیگر موضوعات این مجله هستند.
سایت مجله: http://www.enixma.org
2) مجله الکترونیک Özgürlükİçin:

این مجله هم توسط سایت با همین نام یعنی Özgürlükİçin منتشر میشود و حوزه نوشتههای این مجله در مورد توزیع لینوکس پاردوس است. پاردوس یک توزیع لینوکس ساخت ترکیه است، البته فقط به زبان ترکی نیست و یک توزیع بینالمللی است و الان به بیش از 11 زبان در دسترس است. پاردوس توزیع محبوب من است. من پاردوس را حتی برتر از اوبونتو هم میدانم، نه به خاطر تعصب، بلکه به خاطر ویژگیهای جالب و کاملش. پاردوس اندک زمانی است که منتشر شده است، ولی از همان اوائل انتشار، نظر منتقدان را به خود جلب کرده است. پاردوس اکنون تبدیل به لینوکس ملی ترکیه و به عبارت بهتر سیستم عامل ملی ترکیه شده است. تمام سازمانها و نهادهایی که قصد مهاجرت به سمت لینوکس را دارند، این توزیع را برگزیدهاند. در همین مدت زمان کوتاه هم جامعه کاربری بزرگی را به خود اختصاص داده است، به طوری که الان در اینترنت دهها فروم و ویکی و وبلاگ و ... در مورد پاردوس توسط طرفدارانش ایجاد شده است. بهتر است از بحثمان منحرف نشده و به مجله بپردازیم. انشاءالله در یکی از پستهای بعدی به معرفی جامعتر این توزیع لینوکس ترکیهای خواهم پرداخت.
مجله الکترونیک oi تاکنون 7 شماره به طور منظم منتشر کرده است. جلد هر شماره هم به عکس یک گربه (آرم برنامه مدیر پکیج پاردوس) مزین شده است! مجله oi در دو کیفیت متفاوت برای دانلود گذاشته شده است که اولی دارای حجم متوسط 3 – 4 مگابایت و دومی در حجم متوسط حدود 20 مگابایت است. البته کیفیت حالت کم حجم تفاوت چندانی با حالت دیگر ندارد و برای ما که سرعت اینترنت ضعیفی داریم، دانلود اولی به مراتب بهتر است.
سایت مجله: http://www.ozgurlukicin.com/e-dergi
3) مجله الکترونیک Pardus e-Dergi:

این مجله هم توسط سایت رسمی پاردوس منتشر میشود. تا الان 3 شماره منتشر شده است. به ترتیب در 52، 22 و 34 صفحه. شماره اول، دارای صفحهبندی ساده است ولی شمارههای بعدی بسیار زیبا و شکیل هستند. البته این مجله و مجله قبلی و همچنین مجله بعدی که در مورد پاردوس هستند، حاوی مطالب مفید برای کاربران دیگر توزیعها هم هستند.
سایت مجله: http://www.pardus-edergi.org
4) مجله الکترونیک Erciyes Pardus eDergi:

این مجله هم توسط بچههای لینوکسی دانشگاه Erciyes در مورد لینوکس و خصوصاً پاردوس تهیه شده است. این مجله با وجود اینکه توسط یک گروه دانشگاهی علاقمند تهیه شده و برخلاف دو نشریه قبلی وابسته به مراجع رسمی پاردوس نیست، ولی خیلی غنی است و هر شماره آن تقریباً در حدود 80 – 95 صفحه دارد! البته شماره آخر این نشریه یعنی شماره 5، در 40 صفحه منتشر شده است.
سایت مجله: http://pardus.erciyes.edu.tr/gru.htm
5) مجله الکترونیک SUDO:

این مجله هم توسط علاقمندان ترکیهای اوبونتو در سایت «اوبونتو ترکیه» تهیه شده است و ظاهراً اکثر نوشتههای آن ترجمه مقالات مجله بین المللی FCM است. البته الان که من این مطلب را مینویسم، شماره اول این نشریه به تازگی آماده شده است. در این شماره میتوانید نوشتههایی را در مورد جدیدترین ورژن اوبونتو یعنی 8/10 پیدا کنید. البته با ابراز علاقمندی من و استقبال اعضای فروم، ممکن است در شمارههای آینده نوشته و یا ترجمهای هم از من ببینید! پس پیگیر این نشریه باشید!
سایت مجله: http://www.ubuntu-tr.org/index.php/topic,4794.0.html
معرفی نشریات به پایان رسید. البته باز هم تکرار میکنم که فقط نشریاتی که من میشناسم، وگرنه مطمئناً موارد دیگری هم وجود دارد. مثلاً یک تک شماره نشریه اینترنتی در مورد یکی دیگر از توزیعهای لینوکس ترکیهای به نام Truva هم موجود بود که من در اینجا چیزی ننوشتم.
اکنون تعدادی واژه لینوکسی و در کل کامپیوتری، و معادل ترکی آنها را در زیر میآورم که البته این چند کلمه و دهها مطلب مفید دیگر را من خودم از مطالعه این مجلهها و همچنین استفاده عملی از لینوکس ترکی، یاد گرفتهام.
لغتنامه کامپیوتری-لینوکسی ترکی:
(کلمات آبی، معادل اصلی ترکی عبارات است و بعضی کلماتی که من بعد از کلمات آبی و با رنگ سبز نوشتهام، معادل همانها در لهجه ترکی آذربایجانی است که البته در جهت حفظ لهجه خودمان، بهتر است در نوشتههای ترکی آذربایجانی از آنها استفاده کنیم!)
Shell: Kabuk - Qabıq
Open source: Açık Kaynak - Açıq Qaynaq
Distribution: Dağıtım
Free software: Özgür yazılım
Desktop: Masaüstü
K Desktop environment: K Masaüstü Ortamı
...
امیدوارم این مطلب هم همچون نوشته قبلی، مورد پسند دوستان واقع شده باشد. به امید زندگی آزاد با نرم افزارهای آزاد و به قول همین منابع ترکیهای:
Özgürlüğü seç, Linux'u kullan

هنوز خودم نخوندمش ولی از جلدش معلومه که اطلاعات جدید و جالبی باید داشته باشه.
میتونین از سایت اصلیش دانلود کنین. حجمش حدود ۵.۵ مگابایته:
امروزی نوشتهای جالب در این سایت دیدم که آن را اینجا هم میبینید.
تپوک که از فعل تپمک (لگد زدن) آمده است به نظر نویسنده کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک»، شیوه قدیمی بازی فوتبال بوده است
با استناد به کتاب هزار ساله دیوان لغات الترک محمود کاشغرلی، ترک ها نزدیک به هزار سال قبل، نوعی از بازی فوتبال به نام تپوک را انجام می داده اند.
دیوان لغات الترک اولین انسیکلوپدی ترکی می باشد که موضوعات گوناگونی از طب گرفته تا سیاست، حقوق و جامعه شناسی را در بر گرفته است.
در کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک» نوشته شکری حالوک آکالین، به بررسی بخش های پنهان زندگی ترکها در کتاب دیوان لغات الترک پرداخته شده است.
بنا به کتاب دیوان لغات الترک، ترک ها در حدود هزار سال قبل با ذوب کردن سرب و تبدیل آن به جسمی کروی به نام آغیرشاک و پیچیدن آن در موی بز یا پوششهای نرم، جسمی شبیه توپ فوتبال درست کرده و با آن بازی می کرده اند.
تپوک که از فعل تپمک (لگد زدن) آمده است به نظر نویسنده کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک»، شیوه قدیمی بازی فوتبال بوده است.
در بخش دیگری از کتاب دیوان لغات الترک نیز از وجود اتو در هزار سال قبل بین ترکان سخن گفته شده است و اینکه ترکها در هزار سال قبل لباسهای خود را اتو می کشیده اند. واژه اتو در دیوان لغات الترک به صورت اتوگ (ÜTÜĞ) به کار رفته است.
همچنین در دیوان لغات الترک آمده است که زنان ترک در هزار سال قبل به اشیاء زینتی و پوشش خود اهمیت خاصی می داده اند. در فرهنگ هزار سال قبل ترکها، سنگهای قیمتی و تزئینی زنان یکی از معیارهای زیبایی آنها بوده است.
در باورهای قدیمی ترکان، برخی از وقایع به قدرتهای ماورائی نسبت داده می شده است و از بارش باران و برف با استفاده از قدرت سنگها سخن به میان آمده است.
بنا به نوشته محمود کاشغرلی، ترکها هزار سال قبل به هنگام روبرو شدن با افراد دیگر، حتی اگر طرف مقابل را نشناسند ابتدا سلام کرده و سپس از تبار وی می پرسند. همچنین در بخش دیگری از دیوان لغات الترک از وجود اسم رمز بین سربازان ترک در هزار سال قبل با واژه «ایم» یاد می شود.
سال 2008 از سوی یونسکو به عنوان سال محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک نامگذاری شده است. محمود کاشغرلی اولین تورکولوگ دارای اثر مکتوب در جهان می باشد. امسال هزارمین سالگرد ولادت محمود کاشغرلی می باشد.
شکری حالوک آکالین رئیس فرهنگستان زبان ترک از طراحی یک وب سایت برای معرفی محمود کاشغرلی سخن گفت. به گفته آکالین، این وب سایت به زبانهای ترکی، انگلیسی، فرانسه، روسی، چینی و لهجه های مختلف ترکی راه اندازی خواهد شد.
محمود کاشغرلی هزار سال قبل در شهر اوپال در 45 کیلومتری شهر کاشغر - که در ترکستان شرقی (مرزهای موسوم به اویغورستان چین) واقع شده است - به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را برای مدتی طولانی در بغداد دنبال کرد و سپس به زادگاهش بازگشت.
کتاب دیوان لغات الترک وی یک دائره المعارف غنی از آداب و رسوم، سیاست، فرهنگ، جامعه شناسی، حقوق، و باورهای مردم ترک در هزار سال قبل می باشد.
توضیح: دوستان و دشمنانی که با وبلاگ من آشنایی دارند، میدانند که مطالب این وبلاگ بیش از نود درصد نوشته خودم است و دوست نداشتم نوشتههای دیگران را کپی کنم، چون اولاً دادن اطلاعات تکراری هنر نیست و ثانیاً کپی کردن فلهای نوشتهها، عموماً کار وبلاگهای باستان پرستان و کوروش پرستان (پان ایرانیسم) است و من هم ممکن است با انجام این کار شبیه آنها شوم!
اما الان که متأسفانه درسهای دانشگاه امانمان را بریده است و وقت زیادی برای کار روی وبلاگ ندارم، نوشتهای مفید از دوستان را میگذارم. امید است دوستان گرامی ما را به خاطر کمکاری ببخشند و امید است آذربایجان این فرزندش را در روزگاری که دشمنانش از همه طرف روی آن ریختهاند، به خاطر مشغول بودن به کارهای شخصی خودش ببخشد!
دوران کودکی ما با داستان های کوروش ، داریوش ، هخامنشیان ، پاسارگاد و پارس سپری شد .
کتاب های درسی مان مملو از قهرمانیهای این به اصطلاح « کبیر » ها بود . نوشته ها همه حاکی از نژاد آریاییها و
انسانیت آنان در دوران هخامنش ها بود ، حقوق بشر در زمان های قدیم با
کوروش کبیر همزاد شد و این سریال همچنان ادامه داشت تا این شخصیت منحصر به
فرد سلاله آریایی در جایگاه ذوالقرنین پیامبر برگرفته از قرآن کریم بنشیند
تا همه چیز در کتیبه ی تاریخ تمام شده انگاشته شود و بدین ترتیب نژادی پاک
از لابلای تاریکیهای سرگردان سر بر آورد و برای ما همه چیز شد ، جسم و
روح ما را در خود قبضه کرد و در نتیجه کشور ایران برابر با نژاد آریا
گردید ، برابر با پارس شد و تمام تخیلات و رویاها با پرده ای از کوروش و
داریوش همرنگ گشت و ما تنها کوروش پرست شدیم و ستایش داریوش نمودیم ، غافل
از اینکه قبل از کوروش و بعد از آن ملت هایی در این سرزمین زیستند و زندگی
می کنند که هیچ علقه ای با سلسله باستانی هخامنش ندارند و همچنین هیچ
وابستگی با نژاد آریا پیدا نکردند اما آنها انکار شدند و هنوز هم نادیده شمرده می شوند .
اقوام اصلی قوتتی ، لولوبی ، هورری و کاسسی صدها سال در اتحادیه ماننا و ماد که همگی جزء زبان های التصاقی بوده
اند ، قبل از پارس ها در این سرزمین می زیستند که در محدوده ای بسیار وسیع
کوه های قفقاز و رود ارس گرفته تا همدان و ری سکونت داشتند .
کوروش برای ما آغاز تمدن در این منطقه و اگر اغراق نباشد آغاز بشریت تلقین شد حتی تخت جمشید نیز وارد سند مالکیت
هخامنشیان در آمد و هرچه را که قبل از کوچ پاسارگادها از سیبری ، توسط
اقوام پیشین ساخته و پرداخته شده بود بنام تازه مهاجران درج گردیده و
آشکارا مدنیت ما قبل کوروش بطور رسمی دزدیده شد .
طبیعی است در این میان ملت هایی که همه چیزشان حتی فرهنگ و زبانشان مورد تاخت و تاز قرار گرفته سر به عصیان بنهند و برای بازگشت استقلال خود به مبارزه برخیزند ، جواب همه آن ها را داریوش کبیر در کتیبه بیستون داده است : من
هم بینی و هم گوش و هم زبان سردار ماد را بریدم و یک چشم او را هم کندم ،
اورا به در کاخ بستم تا همه او را ببینند و سپس در همدان به دار زدم و
تمام یاران او را در درون دژ حلق آویز کردم بدین ترتیب کشت وکشتار شروع می
شود و تا ملل اصلی قبل از مهاجران ( یا مهاجمان ) مغلوب کامل شوند .
تاریخ
نگاران برجسته ساز هخامنشیان نیز در عصر حاضر بر آن تحریف ها و جعلیات و
دزدیها مهر تایید زده و نژاد پرستی را به اوج رسانده اند ، بطوریکه حسن
پیرنیا در کتاب ایران باستان صفحه ١٥٧ می نویسد : « وقتی آریایی ها وارد فلات ایران شدند با مردمانی روبرو شدند که زشت و از حیث نژاد ، عادات و اخلاق و مذهب از آن ها پست تر بوده
اند یعنی آریان ها مردمان بومی را دیو یا تور ( تورک های قدیم ) نامیده
اند ، آریان ها هرجا که تور را می دیدند می کشتند و بعد ها کارهای پر زحمت
را از قبیل زراعت ، تربیت حشم و خدمت در خانواده ها بر دوش آن ها نهادند
یعنی استعمار و بهره کشی .
جناب فردوسی نیز در شاهنامه اش ملت های تورک ساکن در این سرزمین را که قبل از پارس ها اقامت داشتند دیو سیرت معرفی کرده بود .
ناصر پورپیرار در صفحه ٥٤ کتاب دوازده قرن سکوت در جواب پیرنیا می نویسد :
« اما اگر منظور آقای پیرنیا بومیانی است که تا ورود هخامنشیان موفق به ایجاد ده ها مرکز
تمدن و تجمع درخشان در این سرزمین شده اند پس دیگر لا اقل و منطقا
هخامنشیان را نه ایرانی ، بلکه باید متجاوزین به آن تمدن ها بشناسیم »
اضافه
می کنیم به اینکه کلیه تاریخ نگاری که در این هفتاد و هشتاد سال اخیر در
ایران صورت گرفته همواره کوروش با اصطلاحات « پارس » و « آریا » همراه
بوده است و هر یکی مکمل دیگری در این مهره چینی شطرنجی محسوب می شوند.
در کتاب فرمان کوروش بزرگ به تالیف عبدالمجید ارفعی ، جناب کوروش کبیر می فرماید : من کوروش پادشاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند و ...
ببینید
این ذکر کوروش که در تاریخ بیطرف و بیغرض ، که بجز قتل و غارت و دزدی و
چپاول چیز دیگری از وی سراغی نیست چگونه در گل نبشته خود که در بابل یافت
شده است خود را از تمامی جهانیان بالاتر و برتر القاء می کند ، کورشی که
طایفه های مهاجم آن از شمال کوه های اورال وارد این سرزمین شدند ، به
تاراج مدنیت حداقل ١٥ تمدن اصلی قبل از خود پرداخته و هرچه که
آنان ساخته بودند اینها به اسم خود مصادره نموده و تحویل آیندگان دادند
همچنان که پیشتر گفتیم اکثریت ملت هایی که ساکنان اصلی در این منطقه محسوب
می شدند التصاقی زبان یا دقیق تر بگوییم تورک های اولیه بودند ، اما در
مورد عناوین پارس و آریا که در تاریخ اخیر و همچنان بر اساس بده بستان های هخامنش
با یهود در آن زمان ، بصورت زبان مستقل و نژاد پاک مطرح شده است ، جناب
پورپیرار مینویسد این جاست که برای نخستین بارمردم ایران این قوم بی نشان
و ناشناخته و خونریز را « پارسه » خواندند لقبی که در این کهن سرزمین و ایران کنونی ودر فرهنگ ماد و عیلام « گدا ، ول گرد و تهاجمی معنی شده است .
چقدر
معنای این لقب با هستی تاریخی این قوم ( هخامنش ) منطبق است و اینکه ما را
به وسعت و عمق درد و رنجی هدایت می کند که مردم ایران در روند برآمدن
هخامنشیان تحمل کرده اند .
.همچنان در مورد آریا می نویسد هیچ ردپایی از این واژه با معنی نژادی آن پیش از نقر در کتیبهی بیستون نیافته ایم . حتی
معتقد هست که برخی از خاورشناسان کلمه هرات در کتیبه بیستون که در اصل «
هرو » آورده شده به عمد وبر غلط آنرا آریا خوانده اند تا به ادعای داریوش
عینیت ببخشند و برای تصدیق آرزوهای اوست که چنین قومی را اختراع می کنند.
به این ترتیب تنها احتمال دارد که محلی دور از حاکمیت هخامنشیان به اسم « آریا » موجود باشد و بس ، نه نژادی به نام آریا وجود داشته و نه می تواند جزء گروه های زبانی قرار بگیرد .
***
در
تکمیل این همه جعلیات و تحریفات تخت جمشید که نمونه تمدن و فرهنگ ایلامی
بشمار می آید بطور کلی بنام کوروش کبیر و داریوش کبیر و امپراطوری هخامنش
تمام شد ، امپراطوری که با جنایت های بیشمار این به اصطلاح « کبیر » ها
برای خود حقوق بشر می سازد و خود را بنابه نوشته های تاریخ نگاران آریا
محور : با اخلاق ، مهربان ، باسواد و دارای فرهنگ غنی و تمدن های
درخشان معرفی می کند و تا آن جا دوام می یابد که از جمجمه آنان نیز یک
اصالت عالی خروج می کند .
بازهم ناصر پورپیرار می نویسد :
این است ماهیت واقعی یک امپراطور بیگانه ی بر خون و از خون بر آمده که در
منطقه ی خیزش صنعت و هنر جهان از خود یک خشت مال ، یک آجرپز و ... ندارد و
تا پایان در تاریخ جز بر نیزه اش تکیه نکرده است .
اما جالب ترین نکته در این جاست که امسال ٢٩ اکتبر
« ٨ آبان » روز حقوق بشر روز کوروش کبیر نامگذاری شده بود یعنی کوروش کبیر
برابر با حقوق بشر و حقوق بشر برابر با کوروش کبیر در ایران و حتی خارج از
ایران قلمداد شده و تلقین می گردد که به همین مناسبت « کوروش کبیر » چی ها
در دهم آبان در تخت جمشید مثلا گردهمایی داشته و یاد و یادواره آن
بزرگترین شخصیت تاریخ که تا مقام پیامبری به اوج رسیده گرامی بدارند .
شخصیتی که در تاریخ بیش از دوهزار پانصد ساله ی این سرزمین نقش یک چماق کبیر را برای از بین بردن ملت هایی که مدنیت آفریده اند بازی کرده است .
آن
زمان این چماق بر سر بابلی ها و ایلامی ها فرو افتاد و این زمان ابزاری
بدست پارس ها برای محو و آسیمیله نمودن ملت های متشکل در ایران : بلوچ ها ، عرب ها ، ترکمن ها ، لر ها ، و کردها و خصوصا اکثریت جمعیت کشور یعنی تورک های آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد .
کوروش
کبیر بعنوان چماق کبیر بهانه ی بزرگی برای آریا محوران شده تا هرچه که غیر
آریایی ( غیر پارس ) می باشد انکار گردد اما غافل از این که این کوروش به
اصطلاح « کبیر » بدست ملکه تورک های ماساژت « تومروس » به طرز فجیعی کشته
می شود .
دکتر زهتابی در جلد اول کتاب تاریخ دیرین تورک های ایران صفحه ٦٣٩ و ٦٣٨ می نویسد : کوروش پادشاه پارس در یک نبرد نابرابر پسر ملکه تومروس را به قتل می رساند ولی این ملکه می گوید :
من تو را در میدان جنگ شکست می دهم اما تو با حیله و مکر بر سر من مصیبت
آوردی و پسرم را از من گرفتی ، آنطور که گفته ام تو را از خون خوردن سیراب
خواهم کرد .
جنگ این دو اردو در آن سوی آراز ( ارس ) به وقوع می پیوندد و به این ترتیب کوروش بعد از ٢٨ سال در سال ٥٢٩ قبل از میلاد از لشکر تورک های ماساژت شکست خورده و سرش از بدن جدا گردیده و در یک پوستین پر از خون انداخته می شود:

این بود پایان یک خون ریز تاریخ که با دیکتاتوری
، چپاول ، فرهنگ و مدنیت قبل از خود از یک پیشرفت و تکامل بشری در میان
ملت ها و تمدن های ایلامی ، بابلی ، قوتتی و لولوبی ( شمال غرب کشور : آذربایجان ) ممانعت به عمل آورد و سد بزرگی شد تا بشریت از چند دور تکامل تاریخی باز ماند .
اینک
آن کوروش و داریوش « کبیر » ها به مثابه یک پتک و چماق ، چنان بر سر غیر
پارس ها ( غیر آریایی ) کوبیده می شود تا همه چیز رنگ بوی پارسی بخود
بگیرد .
اگر به کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان امسال ( صفحه ٣ ) توجه کنیم کاملا قضیه آشکار می شود :
سلسله هخامنشیان با فرمانروایی کوروش بزرگ آغاز شد ، او توانست با متحد
کردن اقوام پارسی و ماد حکومتی را پایه گذاری کند که گستره قلمرو آن شامل
تمدن های کهن به جز بخشی از یونان باستان بود کورش به دلیل خداپرستی ،
عدالت خواهی و خردمندی اش شهرت جهانی یافته است .
برخی معتقدند که در قرآن مجید به عنوان فرمانروای نیک سیرت ستوده شده همان کوروش پادشاه ایران است .
***
در
پایان خاطر نشان می سازم که کشور ایران یک کشور کثیرالمله بوده که بایستی
تمام ملت های ساکن در این سرزمین اعم از تورک آذربایجانی و ترکمن گرفته تا
فارس ، کرد ، بلوچ ، عرب و لر و ... زیر سایه ی قانون و عدالت در تمام
جنبه های آن ، حق زندگی برابر داشته باشند.
دوم
این که هیچ شخصیت و یا سلسله تاریخی نمی تواند همانند چماقی اعمال شود که
نژاد پرستی را همراه حذف هویت تاریخی سایر ملت ها به منصه ظهور برساند .
شهروند پارس همانقدر عزیز و گرامی هست که شهروند بلوچ ، عرب ، کرد و تورک آذربایجانی .
و
یک شهروند پارس همان قدر که از امکانات زبانی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی
بهره لازم را میبرد بایستی سایر ملت ها نیز از حقوق مذکور استفاده عادلانه
داشته باشند .
در
نهایت ، این نوشته بدون هیچگونه غرض ورزی و عناد نسبت به یک ملت یا زبان ،
به رشته تحریر در آمده است و همه انسان ها در این سرزمین باید از موازین
حقوق بشر و قانون اساسی در تمامی ساحه ها ، آن هم به معنای واقعی آن بهره
مند گردند .
به امید آن روز .
هدایت ذاکر
تبریز
٢٦/٨/٨٧
Salamlar bloqumuzun bütün oxucularına.
Əvvəlcə mən əziz oxucularımızdan, ana dilimizi unutmaqdan və bu uzun zamanda özgə dildə yazmaqdan üzr istiram. Bugündən cəhd edəcəyəm bloqumuzun çoxlu yazıları öz şirin ana dilimizdə olsun. Biz özümüz öz dilimizi unudan zaman, necə özgədən istiyiriq bizim dilə dəyər versinlər?
Bugün bir gözəl dini müzik albomu ilə gəldim. Ehtimalən çoxunuz “Debu” qrupunu tanıyırsınız. Bu qrup ABŞlə - Əndonezyalı, şiə qrupdur və bütün şarkılarıda dinidir. Bu qrup, həməndir ki bir necə müddət bundan qabaq İranda konsert verəcəkidilər amma konsert günü, İranın “İrşad” tərəfindən ləğv olundu və ləğv olmağın səbəbidə onların amerikalı olmağı amma Əndonezyalı dedıqları elan olundu! (Nə möhkəm və ağıllı bir səbəb!)
Bu albomun adı “Hep beraber”dır və 10 dənə təranəsi var. Mahnıların çoxu Türkcə dilimizdədir və bir neçəsidə ərəbcə və ingilizcədir.


Hep Beraber
Gönlüm Seni Çağırıyor
Halk Duası
Ancak Aşk
Palace Troubadour
Mustafa Gemisinde
Mezheb-i Aşk
Sallallahu
Azat Olanlar
Mehtapta Olan Hayal
Ya Latini
İndirmə bağlantısı:
http://rapidshare.com/files/143401559/Mustafa_Daood_-_Debu-_Hep_Beraber_-_All_Together__2oo8_.rar
Təəssüflə dosya böyükdür və 35 MB dır. Bilirəm Azərbaycanlı (Güney və Quzey) dildaşlarızın çoxunun internet sürəti azdır və bunu indirə bilənməzlər. Amma nə eləyim ki bircə bu bağlantını tapdım və mp3lər üçün tək-tək link görmədim! Amma hər zaman tək lnkləri tapsam hətmən güncəlləştirəcəyəm.
این برنامه به سرپرستی «استاد پرویز خمسه پور» اجرا میشود. استاد از پدری زنجانی و مادری گیلانی در باکو متولد شده و در رشت زندگی کرده اند. در این صفحه میتوانید زندگینامه استاد را در قالب شعر زیبایی سروده خودشان بخوانید.
میتوانید روزنامه را از لینکهای زیر دریافت کنید:

صفحه چهارم روزنامه (گزارش در مورد آواز ترکی)
ویدئو
کلیپ امروز:
ترانه زیبای الله الله (Allaho allah) از سامی یوسف (Sami Yusuf) که به چهار زبان خوانده شده

دانلود با فرمت 3gp و با حجم ۲.۲ مگابایت
دانلود با فرمت avi و با حجم ۷.۹ مگابایت (176 ×
208)
دانلود با فرمت avi و با حجم ۸.۹ مگابایت (320 × 240)
پسورد:
merendoglu.blogfa.com
کماکان میتوانید برای ویدئو کلیپهای بعدی پیشنهاد بدهید!
(مطلب حذف شد!)
نکاتی چند راجع به نوشتن sms ترکی
مطمئناً همگی از طرح گرانتر شدن sms لاتین که مدتی است در حال اجراست، خبردار هستید. متأسفانه با این طرح غیرمنصفانه بازم هم زبانهای دیگر این مملکت فدای زبان فارسی شدند. آذربایجانیهایی مثل من که علاقمند به زبان مادری خودشان هستند همیشه smsهایشان را به ترکی مینویسند. با این طرح غیرمنصفانه هزینه بیشتری بر ما که دوست داریم مثل خود پارسها به زبان خودمان sms بنویسیم تحمیل شده است. البته قبل از اجرای این طرح کسی به انگلیسی نمینوشت که مجبور شود از این به بعد به فارسی بنویسد، بلکه قبلاً هم به فارسی منتها با خط لاتین مینوشتند. بنابراین علت این طرح الزام همه به احترام گذاشتن به خط فارسی میتواند باشد، ولی در این میان کسی گوشش بدهکار نیست که خطهای دیگر چه میشوند؟ خط رسمی ترکی آذربایجانی الان برگرفته شده از لاتین است. این چطور طرحی است که ملت را مجبور به احترام به خط فارسی و بیاحترامی به خط ترکی کرده است؟
البته این گونه طرحها هرگز نمیتوانند ملت را از علاقه به زبان مادریشان بازدارند. به قول یکی از دوستان در سایت ایرازتورک، حتی اگر sms فارسی صفر تومان و sms لاتین ۵۰۰ تومان شود، باز هم به خط و زبان خودم خواهم نوشت.
اما ما هم پولمان را از سر راه نیاوردهایم که بیدلیل پول زیاد بدهیم. در اینجا میخواهم نکتهای را متذکر شوم که در صورت عدم رعایت آن هزینه پیام کوتاه شما بسیار بیشتر میشود.
خط ترکی آذربایجانی ما از الفبای انگلیسی برگرفته شده است و چندین کاراکتر جدید نیز به آن اضافه شده است. از ۲۶ حرف انگلیسی، ۲۵تایشان را به زبان خودمان آوردهایم و با نوشتن آنها در هیچ محیطی هیچ مشکلی وجود ندارد. مشکلات ما در نوشتن کاراکترهای جدید (ə، ç، ş، ı، İ، ö، ğ و ü) است. اما در ساپورت کامپیوتری (همچنین در موبایل) همین کاراکترها تفاوتهایی وجود دارد که باید به آنها توجه داشت:
ə: این کاراکتر یکی از بدقلقترین کاراکترهاست و بسیاری از موبایلها در فونت پیشفرضشان وجود ندارد. ما هم در موبایل بیخیال آن شدهایم و همیشه از کاراکتر e به جایش استفاده میکنیم. دقت داشته باشید که استفاده از a به جای آن کاملاً اشتباه است. در پست مربوط به تینگلیش در این مورد صحبت کردهایم. (باز هم تکرار میکنم که تینگلیش یک کلمه مندرآوردی اختراع خودم است!!)
ç و ö و ü: این کاراکترها در جدول کاراکترهای اسکی وجود دارند. بنابراین اینها هم دقیقاً به اندازه کاراکترهای معمولی انگلیسی خوشرفتار هستند و هیچ مشکلی با آنها وجود ندارد.
ğ و ı و İ و ş: این کاراکترها در جدول اسکی وجود ندارند و در یونیکد هستند اما از آنجایی که در زبانهای زیادی استفاده میشوند و همچنین سابقهشان بسیار طولانیتر از کاراکتر شوا (ə) است، مشکل زیادی از لحاظ ساپورت ندارند اما استفاده از آنها باعث میشود کل متن با یونیکد کد شود و در نتیجه حجم متن بالاتر رود.
ابتدا در مورد اسکی و یونیکد که در بالا صحبت کردیم، برای افرادی که آشنایی ندارند توضیح کوتاهی میدهم و سپس به نتیجهگیری و جمعبندی میپردازیم.
اسکی (کد استاندارد آمریکایی برای مبادله اطلاعات) جدول کاراکتری است که در زمانهایی که کامپیوترها فقط انگلیسی ساپورت میکردند طراحی شد. هدف از این جدول داشتن یک کد برای هر کاراکتر بود تا بتوان حروف را در حافظه کامپیوتر ذخیره کرد. در ابتدا این استاندارد از ۷ بیت تشکیل شده بود که در کل میتوانست ۱۲۸ کاراکتر مختلف را داشته باشد. در این جدول کاراکترهای انگلیسی و تعدادی علائم دیگر پیشبینی شده بود. بعداً آن را ۸ بیتی کردند که در این حالت ظرفیتش دو برابر یعنی ۲۵۶ کاراکتر شد. از جمله کاراکترهایی که در این مرحله به اسکی افزودند، تعدادی از کاراکترهای لاتین استفاده شده در زبانهای اروپایی غیر انگلیسی بود. از جمله: ç، ö و ü (که در ترکی هم استفاده میشوند.) وجود این کاراکترها در اسکی باعث شده است تا آنها به اندازه خود کاراکترهای انگلیسی در دسترس باشند. به عنوان مثال در DOS شما میتوانید همین کاراکترها را به راحتی کاراکترهای انگلیسی استفاده کنید.
اما با پیشرفت دنیای کامپیوترها و نیاز به ساپورت دیگر زبانهای دنیا، ظرفیت ۲۵۶ بیتی اسکی به هیچ وجه کافی نبود و بنابراین استاندارد جدیدی با نام یونیکد تدوین شد که در این استاندارد هر کاراکتر در ۱۶ بیت ذخیره میشد و این یعنی ظرفیت یونیکد ۶۵۵۳۶ کاراکتر است که برای کاراکترهای تمام زبانهای دنیا کافی میباشد. در یونیکد بود که دیگر کاراکترهای ترکی (ğ و ş و ı و İ) و کاراکتر آذربایجانی شوا (ə) و کاراکترهای عربی و فارسی و ... هم اضافه شدند.
اما بر میگردیم به بحث خودمان یعنی موبایل و sms.
در نوشتن پیام کوتاه در ابتدا به طور پیشفرض سیستم در نظر میگیرد که شما میخواهید فقط از اسکی استفاده کنید. ظرفیت sms هم معمولاً ۱۶۰ کاراکتر است. ما وقتی ترکی مینویسیم تا جایی که از کاراکترهای ş و ı و İ و ğ استفاده نکردهایم، پیاممان بر اساس اسکی است و ۱۶۰ کاراکتر را در اختیار داریم اما وقتی یکی از این کاراکترها را بنویسیم، سیستم مجبور شود برای sms ما از یونیکد استفاده کند. با توضیحاتی هم که در بالا دادیم، فهمیدید که یونیکد دو برابر اسکی جای میگیرد. با تغییر جدول به یونیکد تمام کاراکترهای قبلی هم یونیکد نوشته میشوند و ظرفیت دو برابر نسبت به قبل اشغال میکنند. یعنی اگر شما در تمام smsتان از کاراکترهای معمولی انگلیسی استفاده کنید و فقط یک کاراکتر ş بنویسید، همه کاراکترها با یونیکد کد میشوند و فقط به خاطر همین یک کاراکتر، حجم پیام ما دو برابر میشود (ظرفیت هر پیام، نصف میشود).
جمعبندی: موقع نوشتن sms ترکی به راحتی میتوانید از ۲۵ کاراکتر انگلیسی وام گرفته شده استفاده کنید. کاراکترهای ç و ö و ü هم هیچ مشکلی ندارند و کماکان از آنها هم میتوانید استفاده کنید. این کاراکترها از طریق صفحه کلید موبایل به راحتی در دسترس هستند. اما توصیه میشود از کاراکترهای ş و ı و İ و ğ استفاده نکنید. در صورت استفاده کردن از آنها حجم sms شما دوبرابر میشود و مثلاً سیستم باید دو پیام بفرستد. در این صورت علاوه بر پول اضافهای که باید به خاطر لاتیننویسی بدهید، ظرفیت پیامتان هم نصف میشود. یعنی فشار مضاعف را تحمل خواهید شد. توصیه میشود به جای این کاراکترها از قوانین تینگلیش استفاده کنید یعنی از مشابههایشان (s و i و I و g) استفاده کنید. البته بعضی دوستان به جای ş از کاراکتر $ هم استفاده میکنند که اشکالی ندارد. زیرا این کاراکتر هم اسکی است.
مطالب مرتبط در بیرون:
* کاراکتر شوا (ویکیپدیای انگلیسی)
تابناک: شهریار به تلویزیون ترکیه اهدا شد.
بالاخره ایران از
خواب خرگوشی بیدار شد و نسبت به تحریفات عمیق موجود در ترکیه عکس العملی نشان داد.
همانطور که میدانید
در ترکیه باورهای بسیار غلطی نسبت به ایران و مخصوصا آذربایجان ایران وجود دارد. مثلا
ترکیهایها فکر میکنند در آذربایجان ایران، ملت به ترکی صحبت میکنند و این فیلم
به آنها نشان خواهد که اصلا اینگونه نیست و واقعیت این است که در آذربایجان ایران
مردم چهار جمله به فارسی و یک جمله به ترکی صحبت میکنند. آنها تاکنون
بر این باور بودند که شهریار با شنیدن این جمله از مادرش که «اوغلوم
شعرلرین آنان دیلینده دئ آناندا قانسین» منقلب
شده و از آن به بعد اشعار ترکی سروده است ولی با دیدن این فیلم خواهند فهمید که
مادر او اصلاً فارسیزبان بوده و بنابراین این ماجرا دروغی بیش نبوده است.
ما هم خوشحالیم که
با دیدن این فیلم باورهای غلط ترکیهایها درست خواهد شد و از مسئولان فرهنگی ایران
هم به خاطر این عمل بجا و هرچند دیر، تشکر میکنیم و مطمئنیم که روح شهریار شاعر
بزرگ فارسیزبان هم از این عمل خشنود است.
همانطور که همه میدانید از موقع روی کار آمدن حکومت ستمشاهی پهلوی بسیاری از اسمها و کلمه های ترکی را بیگانه قلمداد داده و کلکشان را از این مملکت کندند. تعداد این موارد بیشمار بوده و نیازی به مثال آوردن ندارد. متأسفانه این روند در بعد از انقلابی که به آن امیدوار بودیم هم ادامه دارد.
در
دوران ستمشاهی با وضوح کلمه ها و مصادیق فرهنگی ترکی را با بیشرمی تمام بیگانه
قلمداد میکردند و از بین بردن آن را هم معادل با بیگانهستیزی میدانستند اما
اکنون که ترکها برپا خواسته و از هویت و هستی خود مواظبت کرده و بر هر گونه حرکت
تمامیتخواهانه عکسالعمل نشان میدهند، دیگر نمیتوانند به وضوح ترکی را بیگانه
یاد کرده و ترکیزدایی را بیگانهستیزی قلمداد کنند، اما تمامیتخواهی و یکهتازی
قومی و زبانی، تمامی ندارد. اکنون مدتی است که پروژه شوم دیگری را شروع کردهاند
که ما ترکها باید آگاه بوده و جلوی آنها را بگیریم. پروژه جدید، نه عنوان «بیگانه»
گذاشتن بر ترکی، بلکه اطلاق عنوان «مغولی» بر آن است!
یکی
از فازهای این پروژه که متأسفانه مدتی پیش اجرا شد و به موفقیت هم رسید، حذف تقویم
ترکی از ایران بود. اگر به یاد داشته باشید در آن هنگام عدهای تمامیتخواه (متأسفانه
دست نمایندگان هموطنان زرتشتیمان هم با آنها در یک کاسه بود) اعلام کردند که این
تقویم ترکی مال مغولان است و باید از فرهنگ ایران زدوده شود. مطمئناً انسانهای
وطندوستی که از نیت شوم این افراد خبر ندارند در دام این عمل شیادانه افتاده و
فقط از روی احساسات پاک وطندوستی با آنها همصدا میشوند. ما کاری نکردیم، عکسالعملی
نشان ندادیم و آنها به راحتی به هدف خود رسیدند. تقویم ترکی را که منجمان ترکستان
ابداع کرده و به دنیا صادر کرده بودند به ناحق از بین بردند. شاید مغولان آن را به
این سرزمین آورده بودند ولی دلیلی ندارد که آن را مال مغولان بدانیم. استاد حسن
عمید در لغتنامه خود به صراحت تعلق این تقویم به ترکان را مینویسد:
سیچقان ئیل – ت. سال موش در اصطلاح
ترکی. منجمان ترکستان در سابق یک دور نجومی ترتیب دادهاند که آن را دور اثناعشری
میگویند و عبارت از ۱۲ سال است و هر سال آن را با اسم جانوری نامیدهاند. ابتدای آن
سیچقان ئیل است بعد اودئیل، بارس ئیل، توشقان ئیل، لوی ئیل، ئیلان ئیل، یونت ئیل،
قوی ئیل، پیچی ئیل، تخاقوی ئیل، ایت ئیل، تنگوز ئیل
همانطور
که استاد عمید گفتند و همانطور که از اسامی واضح است، این تقویم مال ترکان بوده و
است و احتمالاً مغولان هم از آن بهره میجستهاند که این دلیل بر هیچ چیزی نیست.
ماجرای
تقویم ترکی تمام شد و رفت و ما ماندیم در حسرت فرهنگمان و در افسوس این که چرا
کاری نکردیم. اما اکنون فاز دیگری از این پروژه شوم در حال شروع است و ما باید از
فاز اول عبرت گرفته و بیتحرکی نکنیم. فراموش نکنید که ملتی که از تاریخ خود
عبرت نگیرد، محکوم به تکرار آن است. فاز دوم این پروژه مسئله نام واحد پول
غیررسمی مملکت است. «تومان» واژه ترکی دیگری که در صورت خواب دوباره ما میرود که
تقویم ترکی بپیوندد. اکنون مدتی است که در ایران سر و صدای حذف کردن تعدادی صفر در
محافل مختلف پیچیده است و در صورت اجرای این طرح، نام واحد پول عم عوض خواهد شد. واحد
پول رسمی ایران یعنی «ریال» که از هشتاد سال پیش رسمی شده است، در طول این هشتاد
سال هیچ جایگاهی بین مردم پیدا نکرده است و همه از همان کلمه «تومان» (تلفظ ترکی tümən و
تلفظ فارسی tomən) استفاده میکنند. اکنون در آستانه تغییر واحد پول، محافل تمامیتخواه
و باستانپرست شروع به تاریخبافی کرده و دوباره این واژه ترکی را واژهای مغولی
میخوانند و ادعا میکنند که باید نام برازندهای بر واحد پول جدید انتخاب شود. در
ابتدا دوباره با مراجعه به اثر ماندگار حسن عمید، دروغ اینها را برملا میکنیم:
تومان – ت. (بضم تا) ده هزار، و ده
ریال پول ایران که سابقاً ده هزار دینار بود. امیر تومان: «در اصطلاح سابق» سرکرده
و فرمانده ده هزار نفر سرباز.
میبینید
که مقابل کلمه حرف «ت» مخفف «ترکی» را نوشته است. همگان میدانند که تومان واژهای
در دستگاه اعداد ترکی و معادل عدد «ده هزار» است و همانطور که در بالا میبینید
مردم به ده هزار واحد پول جدید اسم یک تومان را دادند.
اکنون
ما ترکها باید از این واژهمان حداکثر پشتیبانی را بکنیم و کسانی که با دروغگویی
دوباره سعی در تحریک احساسات پاک وطندوستان را دارند را برملا کرده و آنها را در
حسرت نیت شومشان بگذاریم. در صورت قطعیت تغییر واحد پول، ما باید جلوی هر تمامیتخواهی
را گرفته و از فرهنگ خود دفاع کنیم. من خودم به عنوان حداقل کار، پیشنهاد میکنم
یک پتیشن آماده کرده و آن را امضا کنیم و به مسئولان مربوطه ارجاع دهیم.
همینجا
به هر تمامیتخواه باستانپرستی هشدار میدهیم که هرگونه تعرض به فرهنگ ما جوابی
سختتر در پی خواهد داشت.
این وبلاگ شیاد حتی با نوشتن تعدادی مطالب سعی در جلب اعتماد ترکها دارد.
گول این وبلاگ را نخورید. در پست مربوط به هک میبینید که درخواست نام و پسورد وبلاگ خودتان را کرده است. مطمئن باشین با دادن آن وبلاگ خودتان هک خواهد شد. لطفا این پیام را با اطلاع همه برسانید.
آدرس وبلاگ شیاد:
(فاصله ها را بردارید. مایل به لینک دادن به وبلاگ مذکور نیستم)
پس از لو رفتن وبلاگ مذکور، همان فرد یا افراد در وبلاگی وجدید دوباره همان سناریوی مسخره را شروع کرد. در وبلاگ جدید که ادرسش در زیر است، همانطور که میبینید کپی تمام مطالب وبلاگ قبلی در آن است و باز هم برای جلب اعتماد، یکی دیگر از وبلاگهای خودشان را به صورت صوری هک کردند؛ دقت داشته باشید که اگر کسی هک کردن بلد باشد، برای هک کردن یک وبلاگ نیازی به پسورد وبلاگی دیگر ندارد! یعنی دریافت پسورد وبلاگ شما فقط جهت هک کردن وبلاگ خودتان است و بس!! لطفاً این نوشته را به اطلاع تمام وبلاگ نویسان دیگر نیز برسانید.
آدرس وبلاگ شیاد جدید:
(فاصله ها را بردارید. مایل به لینک دادن به وبلاگ مذکور نیستم)
چند روز پیش ویندوز ویستا را به علت مشکلات زیادی که برایش
پیش آمده بود، عوض کردم. بعد از نصب ویندوز جدید سری به سایت مایکروسافت زدم تا
تعدادی گجت (gadget)
جدید برایش پیدا کرده و نصب کنم. در این بین یک گجت بسیار زیبا پیدا کردم.
این گجت توسط همزبانانمان در ترکیه نوشته شده و میتواند
حدود 27 رادیوی ترکی را به طور
آنلاین برایتان پخش کند. این گجت برای منی که ماهواره ندارم و تا حالا حتی یک
دقیقه هم تلویزیون و یا رادیوی ترکی گوش ندادهام، بسیار جالب بود.
حالا برای تمام افرادی که از ویندوز ویستا استفاده میکنند
این گجت زیبا را توصیه میکنم. اسم گجت، sRx TürkRadyo
است و صفحه مربوطهاش هم اینجاست:

صفحه
دریافت گجت sRx
Türk Radyo
از میان رادیوهایی که این گجت پخش میکند، شخصاً Power
Türk را برایتان پیشنهاد میکنم. هر لحظه در حال پخش موزیکهای
ترکی زیبا است. البته رادیوهای دیگر را هم که بررسی کردم، اکثرشان در حال پخش
ترانه بودند.
در همین زمینه یک گجت دیگر هم میتوانید از لینک زیر
دریافت کنید. این یکی 10 رادیو دارد:

صفحه
دریافت گجت Turkish Radios
یکی از رادیوهای زیبای این گجت هم Radyo
Nostalji است که متأسفانه در گجت قبلی وجود ندارد. همان طو رکه از اسمش هم
واضح است، مخصوص پخش ترانههای نوستالژیک بسیار زیبا
است.
از این بعد لذت وبگردیتان را با گوش دادن به رادیو ترکی
دو چندان کنید. برای استفاده از این گجتها نیاز به سرعت اینترنت بالایی هم
ندارید. با همان دایلآپ هم میتوانید به رادیو گوش دهید.
در ضمن تعداد گجتهای ترکی بسیار فراتر از این دو است. میتوانید
در هر زمینهای از جمله خبر، وضع هوا، باشگاههای ترکیه و ... گجت پیدا کنید. صفحه
تمام گجتهای ترکی را میتوانید از لینک زیر ببینید:
البته خیلی از گجتهای ترکی در این صفحه دستهبندی نشدهاند
و آنها را فقط در صفحه تمام گجتها میتوانید پیدا کنید (البته باید نزدیک 6000
گجت را بگردید!):
مطالب مشابه قبلی:
اردیبهشت
امسال چند بار به نمایشگاه بینالمللی کتاب رفتم و در بخش خارجی به غرفههای ترکیه
هم سر زدم. ترکیه امسال نسبت به سال قبل حضور بسیار فعالتری داشت. تقریباً 7 - 8
غرفه مختلف داشت که هر کدام مربوط به انتشارات خاصی بودند. انتشارات کوثر که
کالاهای فرهنگی مذهبی مثل کتاب و فیلم داشت. فیلمهایش هم اکثراً دوبله ترکی فیلمهای
مذهبی ایران بود. انتشارات تیماش که کتابهای تاریخی و کودکان داشت و یکی از پر
رونقترین و شلوغترین غرفههای خارجی بود و ... . در این میان یک انتشارات هم به
نام انتشارات احسان وجود داشت. این انتشارات هم اکثراً کالاهای فرهنگی مذهبی داشت.
اما نکته جالبی که در این غرفه به چشم میخورد، وجود چند CD به زبان کردی کرمانجی
بود. خود مسئول غرفه هم یک کرد بود. نکته جالب این غرفه این بود که بر خلاف غرفههای
دیگر ترکیه، جلوی این غرفه کرد جمع شده بود تا ترک! اکثر مراجعه کنندگان به این
غرفه کرد بودند و مسئول این غرفه تقریباً تمام وقت کردی صحبت میکرد!
در
زیر عکس از این غرفه و CD کردی را میبینید.


سؤالی
که برای من مطرح شده است این است که آیا ایران هم در نمایشگاههای خارجی کتاب و CD غیر فارسی مثلاً ترکی
آذربایجانی میبرد؟!
این
سایتهای پانایرانیستی و کردی اکثراً مدعی میشوند که کردها در ترکیه تحت فشار
هستند. من خودم از وضعیت کردهای ترکیه اطلاع چدانی ندارم ولی از شواهد به این
نتیجه رسیدهام که این حرف کاملاً غلط و نادرست است و از نظر من برای سرپوشانی بر
وضعیت خراب اقلیتهای قومیتی ایران مخصوصاً ترکها ساخته و پرداخته شده است.
من
خودم وقتی میخواهم نرمافزاری را برای کامپیوترم دانلود و یا نصب کنم و وقتی
آن نرمافزار چندزبانه هست، همیشه زبان ترکی را برمیگزینم. در این میان به
زبانهای دیگر هم نگاهی میاندازم. نکته جالبی که وجود دارد این است که زبان کردی
کرمانجی هم اکثراً در این میان وجود دارد ولی خیلی مواقع خبری از فارسی نیست. به
عنوان مثال میتوانید به صفحه
دانلود فایرفاکس نگاهی بیندازید. همینطور چند روز پیش که
در حال نصب جدیدترین نسخه کوبونتو بودم، در صفحه انتخاب زبان اولیه هم وضع به همین
منوال بود. کردی بود ولی خبری از فارسی نبود.
حالا
سؤالی که مطرح است، این است که زبان کردی کرمانجی که متکلمانش در ترکیه هستند (در
شمال شرق ایران هم اندکی وجود دارد) و طبق گفته منابع پانایرانیستی (بخوانید پانفارسیستی
و یا آنتیترکیستی) آنها تحت فشار قومیتی بوده و زبانشان ممنوع است، میتوانند تا
این اندازه در دنیای کامپیوتر پیشرفت کنند که حتی از زبان فارسی که در سه کشور
رسمی بوده و بودجههای کلانی هم میخورد، جلوتر بزنند؟ پس معلوم است که فرض اولیه
غلط است!
مطلب مرتبط در وبلاگ جناب اودلار:
* کردها در ترکیه
ویدئو
کلیپ امروز:
ترانه زیبای آی آمان (Ay aman) از ماهسون (Mahsun)

دانلود
با فرمت 3gp و با حجم 1.4 مگابایت
دانلود
با فرمت avi و با حجم 5.8 مگابایت (176 ×
208)
دانلود
با فرمت avi و با حجم 6 مگابایت (320 × 240)
پسورد:
merendoglu.blogfa.com
برای ویدئو کلیپهای بعدی پیشنهاد بدهید!
همانطور
که قبلاً هم دیدهاید، گهگاهی ویدئوکلیپ هم برای دانلود گذاشتهام. اما از آنجایی
که سرعت اینترنت در ایران بسیار پایین است، مطمئناً دوستان کمی موفق به دانلود
آنها شدهاند. از امروز تصمیم دارم به جای گذاشتن ویدئو کلیپ پرحجم، ویدئو کلیپهای
کمحجم مخصوص موبایل بگذارم. اینها را خودم تبدیل کردهام.
ویدئو
کلیپها در فرمت 3gp خواهند بود. اما من
خودم در موبایل همیشه از نرمافزار بسیار زیبای Smart
movie
استفاده میکنم که قابلیت پخش فیلمهای با فرمت avi را دارد و مهمتر از همه
این که نرمافزار به زبان ترکی هم هست (انشاءالله در پستهای بعدی این نرمافزار
ترکی را برای دوستانی که با آن آشنا نیستند، معرفی کرده و برای دانلود خواهم گذاشت).
برای همین علاوه بر 3gp، در فرمت avi با رزولوشنهای مختلف
هم خواهم گذاشت و توصیه من هم به دوستان دانلود avi است، مگر این که
موبایلشان توانایی نصب Smart movie را نداشته باشد که در آن صورت میتوانند فرمت 3gp را دانلود کنند.
تمام
ویدئو کلیپها را در سایت آذربایجانی boxcar.com آپلود خواهم کرد. فایلهای
این سایت بعد از 1 سال اگر دانلود نشوند، پاک خواهند شد. یعنی حداقل تا 1 سال
ضمانت سالم بودن لینک وجود دارد! اما اگر به لینک خراب برخوردید، در بخش کامنتها
خبر دهید تا لینکها را تصحیح کنم.
برای
ویدئو کلیپهای بعدی هم میتوانید پیشنهاد دهید. اگر کلیپ مورد نظر را داشتم،
برایتان آپلود میکنم.
***************************
و
اما امروز اولین ویدئو کلیپ:
ترانه زیبا و به یاد ماندنی وفاسیز از ماهسون
Mahsun Kırmızıgül - Vefasız

دانلود
با فرمت 3gp و با حجم 1.4 مگابایت
دانلود
با فرمت avi و با حجم 5.5 مگابایت (176 ×
208)
دانلود
با فرمت avi و با حجم 5.8 مگابایت (320 ×
240)
این
اواخر حدود 1 ماهی میشد که وبلاگ را هر روز یک بار (گاهاً با مطالب نه چندان
مفید!) آپدیت میکردم. الان برای ثبتنام در ترم جدید به تهران آمدم و برای همین
به روز رسانی وبلاگی از نظم افتاد. اینجا به خاطر این بینظمی معذرت میخواهم و
البته برای آینده هم معذرت میخواهم، چون از این به بعد به خاطر مسائل درسی و
دانشگاه امکان به روز رسانی منظم وبلاگ نخواهد بود.
البته
به هیچ وجه قصد خداحافظی ندارم و کماکان در وبلاگ در خدمت خوانندگان هستیم؛ حتی
قصد افزودن بخشهای جدید به وبلاگ را هم دارم. فقط هر موقع فرصت داشته باشم، در
وبلاگ خدمت شما خواهم بود.
لطفاً از روی
عنوان نوشته، زود قضاوت نکنید. منظورم این نیست که بیایید در جهت غنیتر کردن ویکیپدیای ترکی آذربایجانی، مطلب
بنویسید، (اگرچه این کار را بکنید، لطف بزرگی در حق تمامی آذربایجانیهای دنیا
کردهاید!) ولی من در اینجا برای مشکل دیگری دعوت میکنم.
همانطور که میدانید
ترکی آذربایجانی متأسفانه به خاطر دلایل سیاسی، به صورت دو خطه نوشته میشود. زبانهای
دو خطه دیگری هم هستند، مثل صربی (خط سریلیک، خط لاتین)، کردی (لاتین، عربی)،
قزاقی (سریلیک، لاتین، عربی)، اویغور (عربی، لاتین) و ... . اکثر این ویکیپدیاها
سیستم دو خطه زیبایی را درست کردهاند. به این صورت که تمام مقالات و نوشتههای
دیگر فقط در یکی از خطها نوشته میشوند و در هر صفحه دکمههای انتخاب خط وجود
دارد که با زدن آن، متن نوشته شده توسط نرمافزار به خط مورد نظر تبدیل میشود.
این سیستم باعث تمیزتر شدن و زیباتر شدن ویکیپدیای زبان مربوطه میشود. من خودم
شخصاً از دیدن ویکیپدیای دو خطه کردی با این سیستم زیبا لذت بردهام.
اما متأسفانه
در ویکیپدیای ترکی آذربایجانی این اوضاع بسیار آشفته است. مقالهها در دو خط نوشته
میشوند. این موضوع اولاً حجم کاری بزرگی را بر دوش نویسندگان میگذارد و دوماً به
خاطر این که عنوانهای دکمهها و لینکها و ... با هر دو خط نوشته شدهاند، ظاهر
ویکیپدیا را بسیار زشت و زننده کرده است.مشکل تغییر خط در اینجا مضاعف میشود که
کاربران آشنا به خط عربی و فعال در ویکیپدیا بسیار اندکند.
اما دلیل عدم
وجود نرمافزار در ویکیپدیای ما و وجود آن در زبانهای دیگر چیست؟ دلیلش در راحتی
ترجمه در زبانهای دیگر است. اکثر جمهوریهای جدا شده از شوروی سابق که خطشان را
از کریلیک به لاتین تبدیل کردهاند. نوشتن مبدل بین این دو خط بسیار آسان است. چون
کافی است حروف را به صورت یک به یک جایگزین کنیم. تبدیل از لاتین به عربی سختتر
است، اما باز هم به قواعد نوشتاری زبان برمیگردد. زبان کردی با خط عربی را کاملاً
فونتیک مینویسند. یعنی حتی کلمات دخیل فارسی و عربی را هم با قواعد نوشتاری کردی
مینویسند، همین امر تبدیل مسیر لاتین به عربی در زبان کردی را به راحتیِ تبدیل
کریلیک به لاتین در زبانهای دیگر کرده است. در ترکی آذربایجانی خط عربی، به علت
این که کلمات دخیل فارسی و عربی به صورت اصلی خود در زبان مبدأ نوشته میشوند، کار
تبدیل خط کمی دشوار شده است. اما برای آن هم نرمافزارهای نوشته شدهاند که این
نوع کلمات بیقاعده را از لغتنامه همراه تبدیل میکنند. مثل نرمافزار «کؤچور» و
یا نرمافزار AzConvert که خودم نوشتم.
الان این نرمافزارها
نوشته شده و کاملاً آماده هستند اما مشکل بزرگ اینجاست که من php بلد نیستم.
ویکیپدیا با زبان php نوشته شده است و برای دادن هر
گونه تغییرات در آن باید بر این زبان مسلط بود.
من اینجا از
دوستانی که مسلط به php هستند، درخواست کمک دارم. اگر از این افراد، کسی درخواست
کمک مرا قبول کرد، میتوانم سورس AzConvert را در اختیارشان قرار دهم تا آن
را تغییر داده و به سورس php تبدیل کرده و با کمی کار دیگر روی
خود ویکیپدیا، این سیستم را در ویکیپدیای ترکی آذربایجانی ما هم پیاده کنند.
باور کنید
اکنون چندین سال است که در حسرت داشتن یک ویکیپدیای تمیز هستم. حیف که php بلد نیستم و متأسفانه وقت و علاقه
هم برای یادگیریاش ندارم.
تورکجه فایرفاکسی، فایرفاکسین رسمی سیتهسندن،
دیللر بؤلوموندن اندیره بیلرسینیز:


نرمافزار AzConvert آماده شد. در وبلاگم برای دانلود گذاشتم. تعداد کمی هم تبلیغ برایش در وبلاگهای دوستان نوشتم. اما همین چند نوشته کوچک، مرا به جاهایی برد که هیچگاه در خواب هم نمیدیدم. با این که نرمافزار خطاهای زیادی داشت و هنوز هم دارد، با این که کاربران را با اجبار برای دانلود نرمافزار 20 مگابایتی net framework. اذیت کردم، با این که هر روز با دادن ورژنی جدید که تعداد اندکی خطا را در آن تصحیح کرده بودم، و اجبار کاربران به این که باید ورژن جدید را دوباره دانلود کرده و قبلی را از سیستمشان پاک کرده و سپس ورژن جدید را نصب کنند، آنها را اذیت میکردم و با وجود دهها ضعف و مشکل و اذیت دیگر، اما تنها چیزی که از کاربران برای من چه از طریق ایمیل و چه از طریق وبلاگ رسید، لطف بود.
دوستان زیادی ایمیل زده و از بابت آن تشکر کردند. چه افراد عادی و چه نویسندگان و شاعران بزرگوار. به خاطر این نرمافزار، من با بزرگان زیادی ارتباط برقرار کردم که هرگز فکرش را نمیکردم. سید حیدر بیات در کامنتی اظهار لطف کردند. خانم لاله جوانشیر مدیر سایت بسیار زیبای بایقوش، از طریق ایمیل ارتباط برقرار کردند و حتی نرمافزار را در سایت ارزشمندشان (در این نوشته) معرفی کردند. (در همینجا از دوست عزیزم، یورقون، تشکر میکنم که نرمافزار را به ایشان معرفی کردند.) خانم خاطره فرجلی شاعر بزرگوار از جمهوری آذربایجان اظهار داشتند که از این نرمافزار استفاده میکنند و توسط آن میتوانند متنهای با خط عربی را بخوانند. دوستانمان از جمهوری آذربایجان که نرمافزار مترجم بسیار زیبای دیلمانج را نوشتهاند و من هم همیشه آن را تحسین کردهام، با من ارتباط برقرار کرده و علاوه بر معرفی تعدادی خطا، راهنماییها و کمکهای زیادی به من کردند. این دوستان که تجارب بسیار باارزشی دارند، مقداری از تجاربشان را به من منتقل کردند؛ البته هنوز از گفتههای آنان استفاده نکردهام و انشاءالله در ویرایش بعدی AzConvert که به زودی آماده میشود از آنها استفاده کرده و تعداد خطاها را به حداقل خواهم رساند. و تعداد زیادی از دیگر دوستان بزرگوار هم در این میان بودند و مرا با کمکها و تشکرهایشان منتدار خود کردهاند.
این پست را برای تمام این بزرگوارانی که ذکرشان رفت و همچنین برای تمام کسان دیگری که با من در ارتباط بودند و متأسفانه هیچ نام و نشانی از آنها ندارم، تقدیم میکنم.
به این دوستان قول میدهم تمام تلاشم را در راستای هر چه بهتر کردن این نرمافزار انجام خواهم داد. یعنی تنها روشی که میتوانم لطفشان را جبران کنم، همین است.
***********************
این نرمافزار اولین برنامه من با زبان برنامهنویسی C# بود. با نوشتن این برنامه تجارب زیادی، هم با این زبان برنامهنویسی و هم در زمینه کار کردن با متون به دست آورده و اطلاعات زیادی هم در زمینه Unicode کسب کردم. مهمتر از همه اینها قواعد زبانشناسی زیادی در مورد خود زبان ترکی آذربایجانی یاد گرفتم. انشاءالله در آینده نزدیک با استفاده از امکانات بسیار زیبای خود net. این برنامه را به نرمافزار تحت وب تبدیل خواهم کرد.
من همیشه دوست داشتهام از هر علم و دانشی که دارم حتی هر چقدر هم اندک باشد، برای دیگران استفاده کنم. کوچترین کاری که در این زمینه میشود انجام داد، انتقال آن به دیگران است. اندکی برنامهنویسی موبایل یاد گرفتم و برای انتقال همان اطلاعات اندکم وبلاگی باز کردم و نزدیک 10 تا مقاله pdf بزرگ و کوچک، تألیف یا ترجمه در وبلاگم گذاشتم. حتی یکی از ترجمهها از کتابچههای رسمی سیمبین را به سایت رسمی سیمبین هم فرستادم و آنها در جهت تشکر، یکی از کتابهایشان را از لندن برایم فرستادند. البته هنوز ترجمه مذکور را در سایت قرار ندادهاند تا من هم مژدهاش را در وبلاگ برنامهنویسیام منتشر کنم. برای دیگر اطلاعاتم هم این گونه است. وبلاگ برنامهنویسی معروف و پربازدیدی در مورد ویژوال بیسیک داشتم. یک وبلاگ پر حجم دیگر هم در مورد ویژوال سی++ داشتم. البته اعتراف میکنم که اکثر این فعالیتهای علمیام تحتالشعاع فعالیتهای قومیتیام قرار گرفته و تعطیل شدند، اما با ماجرای نرمافزار AzConvert احساس کردم که کارم بیراهه نبوده و هنوز هم فرد مفیدی برای این جامعه و برای همطنانم و خصوصاً همزبانانم هستم.
***********************
به تمام دوستانی که از نرمافزار AzConvert استفاده میکنند، وعده میدهم که منتظر ورژن 3 این نرمافزار که این دفعه کار تنها من نیست و حاصل کمک دوستان است، باشید.
این روزها نسبت به چندین سال قبل، وضع فرهنگیمان (وضع غیرتیمان!) کمی بهتر شده است. خوشبختانه در سایتها و فرومهای مختلف میتوان آذربایجانیهایی را دید که به زبان و فرهنگ و تاریخ خودشان افتخار میکنند. نوشتن ترکی هم در ایران کمکم در حال رواج است. چه در سایتها، چه در ایمیل، چه در SMS و ... .
اما در این میان یک نکته بسیار تأسفانگیز وجود دارد و آن هم موقع لاتیننویسی ترکی دیده میشود. ترکهایی که با نگارش لاتین ترکی آشنا نیستند، لاتیننویسی ترکی را با فینگلیش اشتباه میگیرند و از همان قواعد نانوشتهای که موقع نوشتن فارسی با خط انگلیسی (فینگلیش) استفاده میکنند، در لاتیننویسی ترکی هم از همانها استفاده میکنند. از نظر من، ماهایی که با لاتیننویسی آشنا هستیم باید هنگام مشاهده این موارد، به دوستان تذکر داده و راه درست نوشتن را به آنها نشان دهیم.
امیدوارم تا اینجا مطلبی که در ذهن من است را گرفته باشید. من قصد آموزش خط لاتین ترکی آذربایجانی را ندارم، بلکه هدفم درست نوشتن خط لاتین ترکی بدون کاراکترهای خاص است. درست است که زبان ترکی آذربایجانی ما دارای خط لاتین بسیار زیبا با کاراکترهای اضافه بر انگلیسی (ü، ö، ı، ə، ğ، ş و ç) است؛ اما مواقعی پیش میآید که امکان استفاده از این کاراکترهای خاص نیست. مثلاً اگر پشت کامپیوتر دیگری نشستهاید و آن کامپیوتر keyboard ترکی آذربایجانی ندارد و یا وقتی میخواهید SMS بنویسید و یا اصلاً وقتی در کامپیوتر میخواهید مطلبی را سریع و بدون استفاده از keyboard ترکی بنویسید، و یا وقتی برای سایت یا وبلاگتان میخواهید نامی ترکی برگزینید، در آن صورت باید از خط لاتین ترکی بدون کاراکترهای خاص استفاده کنید. این حالت معادل نوشتن فینگلیش در فارسی است و من به آن اسم تینگلیش(!) میدهم.
باید در نظر داشت که تینگلیش با فینگلیش یکی نیست. در فینگلیش حرف «ش» را با sh نشان میدهند اما در تینگلیش آن را فقط با s نشان میدهند. همین طور است برای حرفهای «چ»، «غ» و ... . تفاوتهای فینگلیش و تینگلیش را در زیر نوشتهام:
| حرف دی خط عربی | فینگلیش | تینگلیش |
| ش | sh | s |
| ج | g - j | c |
| چ | ch | c |
| غ | gh | g |
| ق | g - gh | q |
| اَ | a | e |
| آ | a - aa | a |
| ژ | zh - j | j |
| خ | kh | x |
همانطور که میبینید ما در تینگلیش برای هیچ واجی از دو کاراکتر لاتین استفاده نمیکنیم. نکته دیگر هم اینکه خط فینگلیش یک خط بینظم و بیقاعده است و همانطور که در جدول هم میبینید افراد متفاوت برای خیلی از صداها از کاراکترهای متفاوتی استفاده میکنند. اما تینگلیش کاملاً باقاعده است.
و اما چرا؟
چرا «ش» را باید با s بنویسیم و نه با sh؟ در جواب این سؤال باید مقدماتی را بگویم.
بچهها وقتی برای اولین بار نحوه خواندن را یاد میگیرند، حرفها را میآموزند و سپس در خواندن کلمات آنها را حرف به حرف میخوانند. اما وقتی در خواندن مهارت پیدا میکنند، این روند عوض میشود. دیگر برای خواندن کلمات آشنا آنها را حرف به حرف نمیخوانند بلکه کل کلمه را یکجا میخوانند. یعنی با دیدن شکل کلمه بدون این که حرفهایش را بخوانند، چون آن کلمه قبلاً هزاران بار دیدهاند و تصویرش به ذهنشان چسبیده است، آن را از حافظه تصویریشان میخوانند.
حالا میتوانیم به سؤال بالا جواب دهیم. «ش» در ترکی با کاراکتر ş نوشته میشود. اما وقتی این کاراکتر در دسترس نیست، نزدیکترین کاراکتر از لحاظ قیافه به آن، s است. با جایگزینی s به جای ş ظاهر کلمه دارای تفاوت آنچنانی نمیشود و ذهن میتواند باز هم کلم دارای آن حرف را به راحتی از حافظه تصویری بخواند. اما اگر به جای ş از sh استفاده کنیم، کلمه دارای تغییر زیادی شده و خواندن تصویری آن مختل میشود، در این حالت چون ظاهر کلمه ناآشنا میشود، انسان مجبور است از همان مکانیسم قدیمی حرف به حرف خواندن استفاده کند و در نتیجه سرعت خواندن کاهش یابد!
همانطور که میبینید همان تشابه ظاهری برای دیگر حرفهای جدول بالا هم برقرار است:
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ğ، حرف g است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ç، حرف c است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ı، حرف i است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به İ، حرف I است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ə، حرف e است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ö، حرف o است.
نزدیکترین حرف از لحاظ ظاهر به ü، حرف u است.
دیگر حالتهای متفاوت بین تینگلیش و فینگلیش هم مربوط به خط لاتین ترکی است. در ترکی «ج» با c نوشته میشود. این کاراکتر همیشه در دسترس است و اصلاً درست نیست به جای آن از کاراکتر دیگری استفاده کنیم. همینطور است برای «خ»، «ژ» و ... .
دقت: هدف من از این نوشته ترویج تینگلیش نیست. اتفاقاً تینگلیش نوعی آفت برای خط ترکی است و چه خوب است که ما همیشه از خط زیبای ترکی با کاراکترهای مخصوصش استفاده کنیم اما همانطور که در بالا گفتم، اگر در موقعیتی مجبور شدیم از تینگلیش استفاده کنیم، آن را درست بنویسیم و از فینگلیشنویسی پرهیز کنیم. به عبارت دیگر، حداقل بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم.
یاشاسین آذربایجان. باز هم ترکها آبروی این مملکت را حفظ کردند. بعد از چندین روز بیمدالی و بیآبرویی کاروان المپیک مملکت به این بزرگی ایران در حالی که تنها 1 مدال برنز کسب کرده بودند و در جدول مدالها از کشورهای کوچکی و ضعیفی مثل ارمنستان (5 مدال برنز) هم عقب بودند، یک ترک آبروی این مملکت را به جوی بازگرداند و حدود 20 رتبه، ایران را بالا برد. هادی ساعی قهرمانی ترک از خطه ترک آذربایجان این کار را کرد.
البته هنوز هم ایران رتبه پایینی در این جدول دارد. جمهوری آذربایجانی که یک نهم ایران جمعیت دارد، بالاتر از ایران است (1 طلا، 2 نقره و 4 برنز). تنها مدال طلای ایران را هم یک آذربایجانی کسب کرده است!
حالا باز هم روی اسکناسهای مملکت، حدیث جعلی از زبان پاک پیامبر مبتنی بر «سرزمین پارس» بودن ایران چاپ کنید. باز هم نام تیم ملی ایران را «ستارگان پارس» بگذارید!
واقعاً که اگر در دنیا یک گروه بیانصاف وجود داشته باشد، آن حتماً قماش همین پانایرانیستها و پانفارسهای تمامیتخواه است!
حیف آن آبرویی که ترکها، چه در ورزش، چه در انقلابها، چه در علم و ... برای ایران کسب میکنند و شما تمامیتخواههای دارای افکار قرون وسطایی باز هم ایران را عاری از ترک و سراسر آریایی میدانید. ننگ بر شما!




