تبليغاتX
مرند اوغلو

مژده به تمام ترکهای علاقمند به زبان مادری خود:

بلاخره کمپین ما جواب داد و گوگل، ترکی را هم وارد سرویس Google translate خود کرد. از این پس میتوانید به راحتی به کمک این سرویس متنهای موجود به بیش از 40 زبان زنده دنیا را به ترکی و بالعکس ترجمه کنید.

Google Translate

مرند اوغلو یازیب، 87/11/15 تاریخینده، ساعت 12:48 | لینک |

کمتر از 1 قرن پیش، در زمانی که دنیا در آتش جنگ جهانی اول می‌سوخت، ایران هم از این قاعده مستثنی نبود و ناخواسته وارد این جنگ شده بود. آذربایجان ایران هم بیشتر از دیگر جاها درگیر بود و از آنجایی که قفقاز و شمال غرب ایران، منطقه استراتژیک مهمی هستند، مثل دیگر زمان‌ها، در این زمان هم مکان تاخت و تاز بود.


ارامنه که به تازگی حزب نژادپرست و توسعه‌طلب داشناک را بنیاد نهاده بودند و در آرزوی «از دریا تا دریا»ی خود بودند، در حال جامه عمل پوشاندن به این آرزوی شوم بودند و آن وقایع وحشتناک را در ایروان و به اصطلاح «ارمنستان» امروزی انجام دادند قصد داشتند تا آذربایجان ایران را هم در این نقشه شوم خود بگنجانند. در آن زمان روباه پیر، انگلیس هم به کمک ارامنه شتافت و با تحریک ارامنه و آشوریان ساکن در آذربایجان غربی و با وعده تشکیل کشور مسیحی در خاک استان «آذربایجان غربی» امروزی، آنها را به اتحاد با داشناک‌ها فراخواند و آن وقایع وحشتناک و تأسف‌آور در ارومیه و سلماس و … را به وجود آورد.


دوران جنگ جهانی اول در آذربایجان ایران، سراسر غم و اندوه و از دست دادن عزیزان و اشغال خاک توسط بیگانگان بوده و یادآور چیز دیگری نیست، اما در این میان تنها یک حادثه خوب و روحیه‌بخش و در حقیقت یک حماسه وجود داشت و آن حماسه مقاومت مردم خوی در مقابل ارتش آندارنیک ارمنی بود.

آندرانیک ارمنی با لشگری متشکل از 3 هزار الی 12 هزار نفر (طبق روایات مختلف) به جهت پیوست دادن خاک آذربایجان به ارمنستان به سمت خوی حرکت کرد تا شهرها را به گمان خود یکی پس از دیگری اشغال کند. در این میان، مردم دست خالی شهر خوی حماسه ماندگاری را آفریدند و چندین روز در مقابل لشگر ارامنه مقاومت کردند تا بالاخره لشگر عثمانی آمد و متجاوزان را فراری داد.

مردم خوی که موقع شروع این حادثه در شوک حوادث ارومیه و سلماس بودند و عاقبت مشابهی را برای خود میدیدند، تسلیم نشده و امید خود را از دست ندادند و مقاومت دلیرانه‌ای کردند به طوری که نه تنها وجبی از خاک شهر خود را تسلیم اشغالگران نکردند، بلکه فقط حدود 15 شهید دادند و مثل مردم ارومیه دچار قتلعام نشدند. علاوه بر حماسه‌هایی که توسط مردم خوی در آن چند روز به وقوع پیوست، مثل مبارزه آن سرباز عثمانی تیر خورده و یا حرف‌های دلیرانه آن دلیرزن خویی که سربازان فراری از دروازه را به سرجای خود برگرداند و یا عمل انتحاری آن کسی که دلیرانه به پشت دروازه رفت و نیرنگ چند سرباز ارمنی در لباس عثمانی را رسوا ساخت و ده‌ها حادثه تحسین‌برانگیز دیگر، نتیجه این حماسه عظیم قابل توجه است.


این حماسه عظیم، تاریخ ماندگاری در دوران غم‌انگیز جنگ جهانی است. و البته شرح این حادثه در کتب تاریخی و از جمله نوشته‌های احمد کسروی مرتد که مدعیان وطنپرستی او را تاحد پیامبر قبول دارند، به تفصیل آمده است و قابل انکار نیست.


اما نکته‌ای تأسف‌آوری که امروزه به چشم می‌خورد، این است که مدعیان وطنپرستی و آن کسانی که دنبال نقشه ایران از چین تا ایتالیا هستند و هر کس مخالف خودشان را دشمن ایران اعلام می‌کنند، در مقابل این حماسه عظیم کاملاً سکوت اختیار کرده‌اند و حتی یک بار هم در سالگرد این حماسه و یا دیگر مناسبت‌ها هیچ سخنی به میان نیاورده‌اند. به راستی آیا مایل بودند که الان خوی و ارومیه و چند شهر دیگر هم جزو خاک ارمنستان بود؟ شاید اینگونه دلشان خنک‌تر بود!

کاملاً می‌بینیم که مدعیان وطنپرستی امروزی، هر روزه صحبت از لغو شدن گلستان و ترکمنچای و ادعای دروغین مدتدار بودن آنها را دارند، فقط صحبت از بازگردانی باکو و نخجوان و گنجه به آغوش وطن دارند ولی هرگز صحبت از بازگرداندن ایروان ندارند! مگر ایروان به همراه نخجوان از ایران جدا نشد؟ واضح است که اگر خدای نکرده، آن روز، خوی تسلیم شده بود و مردمش قتل عام شده و امروزه یک شهر ارمنی نشین در خاک ارمنستان بود، این مدعیان وطن‌پرستی هیچ ادعایی نسبت به آنجا نداشتند!

مرند اوغلو یازیب، 87/11/06 تاریخینده، ساعت 13:38 | لینک |
 
business articles