تیتر بالا مربوط به موضوع «دزدی» و مخصوصاً «دزدی فرهنگی» است که در حقیقت شعار مدعیان وطنپرستی است. البته آن را میتوان برای «دروغ» هم به کار برد.
ماجرا مربوط به باستانپرستان و فارسیتازانی است که گوش فلک را کر کرده اند که «ای داد! ای امان! فلان شاعر ما را دزدیدند، فلان اثر باستانی ما را دزدیدند و به نام خود زدند، فلان هنر معماری ما را دزدیدند، فلان اثر ملی ما را دزدیدند و …» اما کسی نیست به اینها بگوید که خودتان چطور؟ اولاً که چطور همه دنیا را مال خود میدانید، یکی را فقط به خاطر اینکه زبان آثارش فارسی است مال خود میدانید و دیگری را فقط به خاطر این که شهر تولدش در ایران بوده! بالاخره خود کدام را قبول دارید؟ اگر فقط زبان آثار مهم است، پس چرا آنهایی که در ایران به دنیا آمدند ولی تمام آثار علمی و ادبیشان را به عربی خلق کردند را هم ایرانی میدانید؟ اگر محل تولد مهم است، پس چطور انبوه ادبای در اصل متعلق به افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان و … را هم به نام خود میزنید؟
بگذریم، فعلاً قصد صحبت در مورد مولانا و نظامی و … را ندارم، در مورد موضوعات دیگر که تابحال زیادی در موردشان صحبت نشده است، صحبت کنیم.
یکی دیگر از مسائل مورد ادعای این جنابان که توصیفشان در جمله اول پاراگراف دوم به کار رفت، موسیقی و هنر است. به راستی آنهایی که ادعا دارند کل دنیا برایشان بوده و استعمار از کره مریخ آمده و قسمت اعظم دنیا را از دستشان درآورده، چطور جواب نمیدهند که چرا این ایرانیان باتمدن و غنی از فرهنگ و هنر، این همه موزیک ترانههای خوانندگان ترکیه را کُپ زدند؟ چرا؟ مگر مدعی نیستید از موسیقی کم ندارید، پس چرا تابحال موزیک ترانه «بلالیم» ماهسون را دهها بار در ترانه های مضخرف خود استفاده کردید؟ چرا موزیک و ریتم زمینه ترانه های «امراه» را این همه استفاده کردید؟
در مورد دنیای گذشته، هیچ تاریخ واقعی و صد درصد درستی را نمیتوان یافت و بنابراین هیچ حرفی را که در مورد تاریخ و گذشته است را نمیتوان به طور صد در صد پذیرفت، چرا که ما مخاطب معمولی، هیچ نمیدانیم و شیادان از این امر سوءاستفاده کرده و تخیلات خود را به عنوان «تاریخ» به ما قالب میکنند، همانطور که همین الان به وفور تاریخهایی را میتوان یافت که 180 درجه باهم متفاوتند، اما مسائل مربوط به دنیای امروزی را با چشم خود میبینیم. میبینیم که ماهسون خواننده ترکیهای کردتبار، ترانه ترکی به یاد ماندنی «بلالیم» را میسازد و میبینیم که چه کسانی آن را میدزدند! به راستی آیا ممکن نیست هزار سال دیگر اینهایی که هیچ شرمی از تحریف تاریخ ندارند، اعلام کنند که ماهسون ترانهاش را از ایرانیان دزدید؟! من که هیچ بعید نمیدانم.
به این مطلب برگرفته از وبلاگ «قیویر – زیویر» توجه بفرمایید (به فارسی ترجمه شده):
هر هفته در کشور، مجله ای به اسم «همشهری جوان» منتشر میشود. طبیعی است که در ابتدا به قسمت «ایرانشناسی» این مقاله توجه میکنم.
در شما هفته پیش، مضمون پستی از وبلاگم را که مدتی پیش در مورد ترکهای اویغور نوشته بودم، دیدم. به این عکس توجه بفرمایید[1]:
![]()
روی دیوار به ترکی اویغوری جملهای نوشته شده است و در توضیح زیر عکس، اینگونه نوشته شده است:
داستان چین وچین
اینجا شرقیترین شهر ایران باستان است. در چین منطقهای وجود دارد که مردم آن فارسی حرف میزنند. روی دیواری که مرد چینی دوچرخهسوار از کنارش رد میشود، میتوانید جملهای را به خط فارسی ببینید.
باز هم یکی دیگر از آن دروغها را میبینید. به راستی که دروغهای اینچنینی باستانپرستان و فارسیتازان، تمامی ندارد. آنها از چه رنج میبرند؟ چه خلای دارند که تمام فکر و ذکرشان در پی دروغسازی در مورد نه تنها تاریخ هزاران سال پیش، بلکه همین امروز است. چه نیتی دارند که سینکیانگ چین را فارسیزبان معرفی میکنند (در حالی که طبق اطلاعات ویکیپدیا، فقط 0.2 درصد آنجا تاجیک است) و جملهای که به ترکی نوشته شده است، را فارسی معرفی میکنند؟ چه نیتی دارند که به دروغ عهدنامههای گلستان و ترکمنچای را مدتدار اعلام میکنند در حالی که هنوز آن بند مدتدار بودنش را نه خودشان دیدهاند و نه هیچ احدالناس دیگری؟ چه نیتی از ارائه دروغ «شعر سعدی بر سردر سازمان ملل نصب شده است» دارند؟ الله اعلم. خدایا ما از نیات اینها بیخبریم و تو باخبری. خودت ما را حفظ کن.
--------------------------------------------------
1- توضیح اینکه اویغورها قومی ترک هستند که به لهجه ترکی اویغوری صحبت میکنند، اویغورها از معدود اقوام ترک هستند که هنوز خط عربی خود را حفظ کردهاند و با وجود اینکه تلاشهای زیادی صورت گرفته تا خطشان را به لاتین عوض کنند، ولی قوم اویغور که تعصبات مذهبی قوی زیادی دارند هنوز از خط عربی برای نگارش ترکی استفاده میکنند، البته همیشه از زبان رسمی مندرین هم در کنار ترکی اویغوری استفاده میکنند (شاید به خاطر قانون) و همیشه در کنار نوشتههای ایوغوری با خط عربی، معادل مندرین آن هم نوشته میشود. متأسفانه متن نوشته شده در تصویر بالا خوانا نیست اما به این عکس برگرفته از ویکیپدیا توجه بفرمایید که به وضوع میتوانید نوشته ترکی را بخوانید:

نوشتهام را با یک مثال شروع میکنم:
روزگاری نه چندان دور در همین 17 سال پیش، شوروی فروپاشید و 15 جمهوری جدید از جمله «جمهوری آذربایجان» به وجود آمدند. جمهوری آذربایجان کشوری کوچک بود و بنابراین از خیلی جهات از جمله مسائل فرهنگی، باید به کشورهای دیگر وابسته میشد. برای این هدف، برای آذربایجان سه گزینه وجود داشت: روسیه، ترکیه و ایران. روسیه که آذربایجان، تازه از آن جدا شده بود و هیچ اشتراکاتی با آن نداشت، فقط مردم آذربایجان به علت اینکه بیش از یک و نیم قرن جزو آن بودند، زبان آن را بلد بودند. بنابراین این کشور گزینه خوبی نبود.
فقط دو کشور ایران و ترکیه میماندند. ترکیه کشوری است که نه مذهب و نه تقریباً فرهنگ و نه تاریخ و نه چیزهای دیگرش، هیچ اشتراکی با ترکیه نداشت مگر زبان! ایران کشوری است که همه چیزش از جمله مذهب و فرهنگ و تاریخ و … اش با آذربایجان یکی بود مگر زبان! اما همگان در این میان شاهد بودند که این رقابت بزرگ را ترکیه برد و ایران باخت. آذربایجان کاملاً رو به ترکیه کرد و پشت به ایران. خطش را به خط ترکیه تغییر داد و بنابراین مسیر وابستگی فرهنگیاش به ترکیه را هموارتر کرد.
اما چرا؟ خب جوابش در همان تشابهات و تفاوتهایی که ذکر کردیم، آشکار است. زبان. زبان در دنیای امروز عامل بسیار مهمی است و کشورهایی که زبان مشترک دارند، روابطشان از کشورهای که هر چیز دیگرشان مشترک باشد، فراتر و عمیقتر است.
به راستی که اگر در آن زمان، حقوق مسلم و ابتدایی ما ترکهای ایران پرداخته شده بود و زبان ما هم در کنار فارسی، زبان رسمی مملکت و یا حداقل مناطق ترکنشین بود، این وضع پیش میآمد؟ آیا در آن صورت هم آذربایجان، کشوری که همه چیزش از جمله زبان و حتی لهجهاش با آن یکی است را رها میکرد و به کشوری دیگر رو میآورد؟ [1]
همینک ترکیه که کشوری در شرق ماست، در کشورهایی که در غرب ما هستند، نفوذ بیشتری دارد. من خودم شخصاً به سایتهای ترکمنی و ازبکی و … گهگاهی سرمیزنم و واقعاً تأثیر و نفوذ ترکیه را میبینم. حتی در سیاست هم حجم روابط کشورهای آسیای میانه با ترکیه بسیار فراتر از ایران است. تمام اینها به خاطر زبان است. حال اگر در ایران هم زبان ترکی به همران زبان فارسی و دیگر زبانهای قومیتهای ایرانی مثل کردی و … رسمی میبود، آیا قدرت ایران فراتر از ترکیه نمیشد؟
البته ما که غیر از افسوس کار زیادی نمیتوانیم انجام دهیم. افسوس میخوریم به حال کشوری که خودش فقط به خاطر سیاستهای قرون وسطایی یکهتازی زبانی و فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق اقوامش، نه تنها قدرت خارجی خودش را بسیار کاهش داده، بلکه در داخل خود نیز با ندادن حقوق اقوامش، آنها را تحریک به جدایی کرده است. افسوس!
خلاصه این که پانایرانیسم هر لحظه در حال دادن شعارهای اشغالگرانه و کشورگشایانه جدیدی است و هر لحظه در حال پارس کردن هستند که عهدنامههای ترکمنچای و گلستان باید لغو شوند، و در این راه از ساخت هیچ دروغی مثلاً این دروغ که «این عهدنامهها مدتدار بودهاند و وقتشان الان تمام شده است!» فروگذار نیستند. اما بدانند که راه خطا میروند و این شعارهای اشغالگرانه هیچ نتیجهای ندارد. تا زمانی که افکار یکهتازانه زبانی و فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق اقوام ایران را ادامه دهید، نه تنها هیچ عهدنامه ننگینی لغو نخواهد شد، بلکه همین کشور را هم تکه پارچه خواهید کرد.
---------------------------------------------
1- البته خود سیاستمداران ایران هم این را میدانستند و این را از شواهد و ماجراهای آن زمان به خوبی میبینیم. در آن زمان تقریباً تمام روزنامههای مهم و سراسری ایران، صفحاتی به زبان ترکی آذربایجانی افزودند و حتی صفحاتی از اینها را کاملاً به جمهوری آذربایجان نسبت دادند، اما چه میتوان کرد که این کار اندک تأثیربخش نیست و هرگز نمیتواند نقش یک زبان رسمی را بازی کند.
شماره چهارم از نشریه الکترونیک رسمی پاردوس منتشر شد
Pardus-Linux.org E-Dergi 4. Sayı yayımlandı

فایل pdf نشریه را میتوانید از طریق یکی از دو لینک زیر دریافت کنید:
دانلود فایل (96 dpi) با حجم 6 مگابایت
دانلود فایل (300 dpi) با حجم 15 مگابایت
پاردوس یک توزیع بین المللی از لینوکس است که در ترکیه ساخته شده و تبدیل به سیستم عامل ملی ترکیه شده است. پاردوس در یک CD و در ویرایشهای مختلفی عرضه شده است. پاردوس از اوائل انتشارش، نظر منتقدان را به خود جلب کرده و تا الان نیز به سرعت پیشرفت کرده است. فعلاً در سایت distrowatch، چهلمین لینوکس محبوب است. پاردوس از جامعه کاربری بسیار قوی برخوردار است و اکنون در اینترنت دهها فروم و سایت و ویکی و چندین نشریه الکترونیک مخصوص پاردوس وجود دارد. تعدادی از سایتهای مهم مرتبط با پاردوس را در زیر میبینید:
* ویکی غیر رسمی پاردوس (به 11 زبان از جمله ترکی آذربایجانی!)
* سایت نشریه الکترونیک پاردوس (Pardus eDergi)
* سایت «برای آزادی» (این سایت نیز خود دارای یک نشریه الکترونیک دیگر در مورد پاردوس و همچنین فروم و ویکی و تعداد بیشماری مقاله مفید در مورد پاردوس است)
Google Translate Hizmetine Türkçe'yi de eklesense
Google, online çeviri hizmeti Translate'in desteklendiği dil sayısını 23'e çıkardı. Türkiyede 70 milyon dünyada ise 250 – 300 milyon Türkçe konuşan kişi olduğu düşünüldüğünde Türkçe dilinin Google Translate'de hala olmamasına çok içerliyorum. Eminim benim gibi düşünen bir çok insan var ve yanlız değilim. Dileğim en kısa zamanda Google Translate'in içinde Türkçe'yi de görebilmek.
Google Translate hizmetine Türkçe'yi de eklesense
Google Translate'de şu anda yer alan diller (Çince Simplified ve Traditional)
Almanca konuşan kişi sayısı 95 milyon kişi anadil olarak, toplamda 120 milyon
Arapça konuşan kişi sayısı 246 milyon
Bulgarca konuşan kişi sayısı 8 milyon
Çekçe konuşan kişi sayısı 12 milyon
Çince konuşan kişi sayısı 1.3 milyar
Danca konuşan kişi sayısı 5.5 milyon
Fince konuşan kişi sayısı 6 milyon
Fransızca konuşan kişi sayısı 67 milyon anadil, toplam 128 milyon
Hintçe konuşan kişi sayısı Ana dil olarak: 180 milyon İkinci dil olarak: 480 milyon toplam 800 milyon
Hırvatça konuşan kişi sayısı 5 milyon
Hollandaca konuşan kişi sayısı 24 milyon
İspanyolca konuşan kişi sayısı 610 milyon civarı, yaklaçık 460 milyon kişinin ana dili
İsveççe konuşan kişi sayısı 9.6 milyon
İtalyanca konuşan kişi sayısı 70 milyon
Japonca konuşan kişi sayısı 130 milyon
Korece konuşan kişi sayısı 71 milyon
Norveççe konuşan kişi sayısı 4.6 milyon
Polonyaca konuşan kişi sayısı 50 milyon
Portekicze konuşan kişi sayısı Anadili 218 milyon, ikinci dil 230 milyon kişi olarak üzere toplamda 450 milyon kişi (yaklaşık)
Romence konuşan kişi sayısı 28 milyon
Rusça konuşan kişi sayısı 164 milyon kişinin anadili, 114 milyon kişinin ikinci dili
Yunanca konuşan kişi sayısı 15-22 milyon arası
Yukarıdakı tabloyu incelediğimizde Türkçe'nin Google Translate içinde hala olmaması çok üzücü.
Tüm bu verileri düşündüğümüzde Google Translate içinde Türkçe dilinin de olması gerektiğini düşünüyoruz. Google bizi duy ve Translate hizmetine Türkçe'yi de ekle

Kaynak: pdfdergi (25-cı sayısı)
Burada alınmış: http://googletranslateturkce.wordpress.com
همه ما نیک میدانیم که مدعیان امروز وطنپرستی ایرانی، بچه کوروشانی بیش نیستند که میخواهند همانند جدشان کوروش به کشورگشایی بپردازند. این عقیده را میتوان در تک تک نوشته های منابع پان ایرانیستی مشاهده کرد. اخیراً مدتی است که مد شده است در نوشته هایشان اعلام میکنند «قراردادهای گلستان و ترکمنچای مدتدار بوده اند و مدتشان الان تمام شده است»! سایت تابناک هم که متأسفانه مدتی است به اندیشه های باستان پرستانه و کشورگشایانه آلوده شده و در چند هفته اخیر، چندین نوشته تحریک آمیز بر علیه همسایه شمالی ایران یعنی جمهوری آذربایجان پخش کرده، این دروغ بزرگ را نوشته است. دو تا از این نوشته ها را میتوانید در لینکهای زیر ببینید:
* ادعای مشکوک جمهوری آذربایجان
نمیدانم در قرن بیست و یکم و در عصری که همه اطلاعات با یک کلیک در اختیار قرار میگیرد، چگونه رویشان میشود دروغ به این بزرگی را بگویند. هر کاربر اینترنتی به راحتی میتواند الان با یک جستجوی کوچک، مفاد این قراردادها را ببیند. من که تا بحال این چند بند کوتاه را دهها بار مطالعه کرده ام و نمیدانم وطنپرستان (!) محترم این بند مدتدار بودن را از کجای این قرارداد درآورده اند. مفاد قرارداد ترکمنچای را در زیر می آوردم. شاید من مشکل چشمی دارم و این بند را نمیبینیم. خوانندگان محترم وبلاگ، لطفاً مرا در یافتن این بند اسرارآمیز یاری نمایند:
- واگذاری خانات ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران.
- پرداخت ده کرور تومان (پنج میلیون تومان) به طور اقساط از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگی
- اجازه عبور و مرور آزاد به کشتیهای تجاری روسی در دریای مازندران
- رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روسها لازم بدانند.
- حمایت روسیه از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت رساندن وی پس از مرگ شاه
- استرداد اسرای طرفین
- اعطای حق قضاوت کنسولی به اتباع روسیه
منبع: ویکیپدیا
به راستی این افرادی که در عصر اطلاعات دروغهای به این بزرگی را میسازند و خودشان هم باور میکنند و سعی میکنند به دیگران هم بباورانند(!) در مورد تاریخ چند هزار سال پیش چقدر دروغ گفته اند؟
به راستی ملتی که در قرن بیست و یکم و در عصر اطلاعات، دروغ بزرگ «شعر سعدی بر سردر سازمان ملل نصب شده» را پخش میکنند، درباره تاریخ 2500 سال پیش و جدشان کوروش چقدر دروغها بافته اند و به ما خورانده اند؟ در مورد تاریخ آذربایجان ما چه دروغهایی بافته اند؟ الله اعلم.
به بهانه فشارهای جدید برای بیگانه شمردن واژگان مربوط به زبان مادری در آذربایجان:
اين دود سيه فام که از بام وطن خاست ،از ماست که بر ماست
(نوشته دکتر اکبر اعلمی)
تیر ماه سال گذشته فرماندار و شورای تامین شهرستان تبریز به بهانه اجرای " قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه" ،به مدیر کل سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی ابلاغ کرده بودند که از طریق صدور بخشنامه ای و ابلاغ آن به صاحبان حرف و اصناف مختلف آنها را ملزم به حذف هر گونه اسامی و عبارات ترکی از برچسب محصولات تولیدی و تابلوی سر در مغازه های خود نماید.
نظر به غیر قانونی بودن این اقدام شورای تامین و بخشنامه صادره از سوی سازمان بازرگانی استان ،ضمن اعلام شکایت از بانیان بخشنامه غیر قانونی مزبور به کمیسیون اصل نود مجلس(1) و تذکر به وزرای کشور و بازرگانی که از طریق تریبون مجلس قرائت شد(2) ، باتفاق نماینده وقت بناب در قالب دو سوال مکتوب ،وزرای کشور و بازرگانی را جهت ادای توضیح به مجلس فراخواندیم(3) ،در پی این اقدامات وزرای مذکور طی نامه هائی خطاب به اینجانب ،مصوبه شورای تامین و بخشنامه غیر قانونی سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی را لغو کرده و آنرا کان لم یکن اعلام کردند.(4)
بعضی از قرائن و شواهد حاکیست که اخیرا در استان آذربایجانشرقی به بهانه اجرای " قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه" برخی از صاحبان حرف و اصناف مختلف دوباره تحت فشار قرار گرفته اند تا عبارات و واژگان ترکی را که از دیرباز به عنوان برچسب بر روی کالاها و یا تابلوی سر در مغازه های خود مورد استفاده قرار داده اند حذف و از معادل های فارسی آن استفاده نمایند!
به منظور آگاهی اصناف و صاحبان حرف مناطق ترک نشین و یا مناطق مربوط به سایر اقوام نسبت به حقوق خود ، لازم است که در این رابطه به چند نکته اشاره شود:
یکم- بموجب اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، "زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است . اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد" ،در ادامه این اصل تاکید شده است که " استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي آزاد است ". نتایجی که از قسمت اخیر اصل 15 بدست می آید عبارتند از:
-زبان های محلی و قومی نه تنها زبان بیگانه تلقی نمی شود بلکه جزء غیر قابل تفکیک زبان های ایرانی است و از منظر قران هم اختلاف در زبان ،از آیات و نشانه های الهی محسوب می شود.
-استفاده از زبان های قومی و محلی نه تنها غیر قانونی نبوده و تخلّف محسوب نمی شود ،بلکه به عنوان یک حق قانونی می تواند در مطبوعات و رسانه های گروهی نیز مورد استفاده قرار گرفته و حتی فراتر از آن در مدارس هم تدریس شود.
-هیچ قانون عادی نمی تواند در تعارض و یا تنافر با اصل مذکور به تصویب برسد و در صورت تصویب نیز قابلیت اجرا ندارد.
- با توجه به مراتب فوق ،بطریق اولی بکارگیری اسامي، عناوين و اصطلاحات ترکی ،کردی ،بلوچی ، ترکمنی و سایر زبان های قومی و محلی در تابلوی سر درمغازه ها و برچسب کالاها و نظایر آن نه تنها هیچ منع قانونی ندارد بلکه از حقوق مسلم طبیعی و شهروندی است.
دوم- بموجب بند 7 و 14 قانون اساسی "تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون" و همچنین "تامين حقوق همه جانبه افراد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون" از تکالیف هیات حاکمه بوده و دولت موظف است همه امكانات خود را برای تحقّق آن از جمله حقوق مذکور در اصل 15 این قانون ، به كار برد.
وانگهی اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح می کند که همه افراد ملت در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.
سوم- بموجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی "هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه های حکومتی که برخلاف قانون ، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید ، علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی ، به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد."
نظر باینکه براساس قسمت اخیر اضل 15 قانون اساسی استفاده از زبانهاي محلي و قومي یک حق قانونی و از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی است ،هر مقامی که مردم را از استفاده این حق و آزادی محروم سازد خود مجرم بوده و قابل تعقیب و مجازات است.
چهارم- قانون مربوط به " قرارداد بین المللی رفع هر گونه تبعیض نژادی" در تیرماه 1347 به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است از اینرو مفاد آن از جمله موادی که ناظر به حقوق و آزادی های اقوام مختلف می باشد لازم الاجراست.
پنجم- اساسا قانون ممنوعيت بهكارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه مصوب 1375 و آئین نامه اجرائی آن نمی تواند دستاویزی برای اعمال محدویت علیه اقوام ایرانی و اسامی و عناوین و اصطلاحات مربوط بهزبان و گویش آنها باشد ،زیرا موضوع این قانون بیگانه زدائی از فرهنگ و ادبیات فارسی است و همچنانکه اشاره شد اسامي، عناوين و اصطلاحات محلی و قومی در زمره اسامی ، عناوين و اصطلاحات بیگانه واقع نمی شود و حتی در مواردی این قبیل از واژگان چنان با زبان فارسی آمیخته شده است که جدائی آنها از زبان فارسی ناممکن است.
لذا ماده واحده مذکور تنها استفاده از"واژههای بیگانه" را بر روي كليه توليدات داخلي اعم از بخشهاي دولتي و غيردولتي كه در داخل كشور عرضه ميشود ممنوع اعلام کرده و در تبصره 5 این قانون كارخانهها، كارگاهها و اماكن توليدي و خدماتي و تجاري را موظف کرده است تا اسامي توليدات و اماكن خود را به نامها و واژههاي غيربيگانه برگردانند ،در غیر اینصورت مشمول مجازات های مقرر در تبصره 8 این قانون خواهد شد.
حتی استفاده از اسامی خاص متعلق به زبان اقلیت های دینی که به هیچوجه تعداد آنها قابل مقایسه با جمعیت اقوام ایرانی نیست نیز از شمول این قانون مستثنی شده و ماده 6 آئین نامه اجرائی قانون موصوف صراحتا مقرر می داردّ "افرادي كه علاوه بر زبان فارسي به يكي از زبانهاي خاص اقليتهاي ديني شناخته شده در قانون اساسي با گويشهاي محلي و قومي رايج در بعضي مناطق ايران سخن ميگويند، مجازند از اسامي خاص متعلق به آن زبان يا گويش در نامگذاري محصولات و موسسهها و اماكن مربوط به همان مناطق استفاده كنند"
با توجه به موارد یاد شده گرچه برخی از مسئولان مرکزی و پایتخت نشینان نیز اصرار زیادی برای ستیزه جوئی با فرهنگ و زبان اقوام ایرانی خصوصا زبان ترکی و کردی دارند اما واقعیت این است که بیشترین ترک ستیزی از ناحیه برخی مسئولان محلی از خود بیگانه و هویت ستیز و در عین حال فاقد پایگاه اجتماعی در تبریز صورت می گیرد و در واقع این گروه برای خود شیرینی و حفظ موقعیت خویش گاهی هم خودسرانه به اعمال محدودیت های فراقانونی مبادرت می ورزند که در سایر نقاط رایج نیست!
به بیان دیگر گرچه سهم برخی از انحصار طلبان پایتخت نشین در اعمال محدودیت های قانونی و غیر قانونی علیه زبان و ادبیات و فرهنگ اقوام ایرانی و مردم آذربایجان غیر قابل انکار است ،اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مشکلات و فشارها و تنگناهای یاد شده در آذربایجانشرقی و خصوصا تبریز را باید ناشی از خودسری آندسته از مسئولان و دست اندرکاران محلی دانست که بزعم خود برای تامین رضایت پایتخت نشینان و حفظ و یا ارتقاء موقعیت شغلی خود حاضرند بجای کلاه سر بیآورند! اعمال محدودیت های فراقانونی در قلعه بابک در سالروز تولد این سردار وطنپرست ایرانی و آذربایجانی ،اعمال ممنوعیت در استفاده از واژگان مربوط به زبان مادری ،تخریب آثار تاریخی و فرهنگی نظیر تخریب ارک علیشاه به بهانه ساخت مصلّی تبریز و بازارچه سنتي سماورسازان و مغازه هاي درب باغميشه تبريز... از نمونه های بارز این ادعاست. به عبارت دیگر "اين دود سيه فام که از بام وطن خاست ، از ماست که بر ماست"
زیر نویس:
(1)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86 و 7/7/86
(2) خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
(3) خبرگزاری فارس 2/7/86 - کدخبر :8607020471 ،ایسنا مورخ 2/7/86 و آفتاب نیوز 2/7/86 – کدخبر: 65364 و خبرگزاری مهر مورخ 2/7/86 و 2/8/86 و 8 /7/86
(4)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
---------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------
و اما خبری در این رابطه از وبلاگ گروه دانشجویی آرمان:
در پی فشار مسئولین مبنی بر تغییر نام اسامی بیگانه از معابر عمومی
3 مغازه دیگر در شهر تبریز نام تورکی خود را به فارسی تغییر دادند
همانگونه که در چند روز اخیر برخی از مسئولین به اصطلاح فرهنگی شهر تبریز نیز وعده داده بودند !!! فشار بر مغازهداران تبریز و چند شهرستان دیگر آذربایجان شرقی برای تغییر اسامی بیگانه افزایش یافته است . در راستای همین فشارها 3 مغازه در شهر تبریز نام خود را تغییر دادند .
یکی از رستورانهای شهر تبریز که قبلا با نام "ترک" شناخته میشد ،اخیرا با افزودن "الف" به رستوران "اترک" تبدیل شده است .
فروشگاه البسه "آذرترک" واقع در کوی شهریار خیابان خیام نیز با تذکر مسئولین به "توت فرنگی" تغییر یافته است و فروشگاه "دومان" واقع در شریعتی(شهناز) جنوبی نیز از این به بعد با نام "رومان"به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
این موفقیت عظیم را به تمام مسئولین امنیتی و فرهنگی شهر که با این کار فرهنگی شهرمان را نجات دادند تشکر میکنیم.

