البته برای اینکه کامنتهای خوانندگان از بین نرود، نوشته را فقط ویرایش میکنم و کامل پاک نمیکنم.
خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند
به صفحه اول این سایت توجه بفرمایید تا متوجه منظورم شوید:
http://www.callingallinnovators.com
* توجه: سایت مذکور از دیروز صفحه اولش را تغییر داده و نقشه مذکور قابل دید نیست. البته یه وقت فکر نکنین که به خاطر ما این کارو کرده! نه، این سایت مخصوص ثبت کردن برنامه های موبایل نوشته شده توسط برنامه نویسان سراسر جهان بود که مدت ارسال برنامه ها تا دیروز (15 دسامبر) بود.
نزدیک دو سال پیش که ویندوز ویستا عرضه شد، از آنجایی که دوست دارم همیشه آپدیت باشم و همیشه از آخرین نسخه نرمافزارها استفاده کنم، من هم نسخه ای از ویستا را روی کامپیوترم نصب کردم. چند روز پس از انتشار ویستا، مایکروسافت برای حدود 30 زبان بزرگ دنیا، بسته ترجمه رابط کاربری ویستا را انتشار داد که در این میان، زبان ترکی (لهجه استانبولی) هم بود. من هم با خوشحالی تمام آن را که حجمش حدود 140 مگابایت بود، دانلود کردم و بر کامپیوترم نصب کردم. تمام ویندوز حتی Helpاش ترکی شد و تا چندین روز فقط در حال گشت و گذار در قسمتهای مختلف سیستم عامل بودم و داشتم از استفاده از سیستم عامل به زبان مادری لذت میبردم. البته این زبان را از دو سال پیش تا همین دیروز داشتم استفاد میکردم اما دیروز متوجه شدم که مدتی است مایکروسافت بسته زبان ترکی لهجه آذربایجانی را هم منتشر کرده است. البته این بسته کامل نیست و فقط قسمتهای پرکاربرد سیستم را ترکی میکند و حجمش هم کم و در حدود 2.6 مگابایت است. این بسته را دانلود کرده و نصب کردم و الان هم دو روز است که در حال گشت و گذار در سیستم به زبان مادری و خصوصاً به لهجه مادری هستم و واقعاً لذت میبرم.
به تمام ترکهای علاقمند به زبان مادریشان توصیه میکنم که این بسته بسیار کم حجم را دانلود کرده و سیستمشان را به زبان مادریشان تبدیل کنند. تعدادی عکس از جاهای مختلف سیستم که به ترکی آذربایجانی ترجمه شده است را در انتهای این نوشته آورده ام.
لینکهای دانلود:
در اینجا لینک سه بسته زبانی ترکی آذربایجانی (مخصوص ویندوز ویستا، ویندوز XP و آفیس 2007) را از سایت مایکروسافت گذاشتهام. به راحتی میتوانید دانلود کرده و از استفاده از تکنولوژی قرن بیست و یکم با زبان مادری لذت ببرید. توجه داشته باشید که نصب این بسته ها از آنجایی که از طرف خود مایکروسافت منتشر شده اند، کاملاً بیخطر است و در صورت پشیمانی (که فکر نمیکنم کسی پیشمان شود!) میتوانید به راحتی سیستم را به زبان اولیه برگردانید.
بسته ترجمه ویستا به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 2.6 مگابایت
بسته ترجمه XP به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 5.4 مگابایت
بسته ترجمه آفیس 2007 به زبان ترکی لهجه آذربایجانی – حجم 23.2 مگابایت
نکته: حدود 60 الی 70 درصد ترکهای آذربایجانی دنیا در ایران زندگی میکنند ولی متأسفانه به علت جریان داشتن سیاستهای تمامیتخواهانه و شوونیستی فرهنگی و زبانی و یکهتازی قومیتی در ایران (جالب است که این اسم این یکهتازی قومیتی پارسی را ملیگرایی گذاشتهاند و اعلام میکنند که ما مخالف قومیتگرایی هستیم!)، تمام این جمعیت از تحصیل به زبان خودشان محروم هستند و بنابراین هیچ آشنایی با نوشتن و خواندن زبان مادریشان ندارند و این امر علاوه بر اینکه ظلم بزرگی در حق این چند ده میلیون نفر است، وضعیت خود زبان ترکی آذربایجانی در دنیای امروز را هم ضعیف کرده است، ولی دیدن این گونه مسائل (انتشار بستههای ترجمه ویندوز و نرم افزارها از طرف مایکروسافت برای ترکی آذربایجانی) بارقه های امید را در دل ما زنده میکند که زبانمان هنوز زنده است و حتی در این مسائل، از زبان فارسی هم جلوتر است. (یادم میآید همان اوائلی که بسته ترجمه ویستا به زبانهای بزرگ جهانی از جمله ترکی منتشر شد، من در انتهای پست معرفی آن نوشتم: «فارسها هنوز منتظر باشند!» اکنون بیشتر از 1 سال و چند ماه از آن روز گذشته و بسته زبان ترکی آذربایجانی هم منتشر شده است و من هنوز هم میگویم: «فارسها منتظر باشند!» و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین – تمامیتخواهان خواستند با محروم کردن قومیتهای غیر فارسی زبان این مملکت از زبان خودشان و تحمیل فارسی بر آنان، وضعیت زبان فارسی در دنیای امروز را به طور نامشروع بهتر و قویتر کنند، در حالی که نتیجه عکس داده و اکنون این زبان که در سه کشور کوچک و بزرگ رسمی است، از زبانی که فقط در یک کشور کوچک 8 میلیونی رسمی است، عقبتر است!)
* امیدوارم هموطنان فارسی زبان عزیز، از این سخنان من ناراحت نشوند و ما را درک کنند. وقتی عده ای تمامیت خواه، ما را از زبان مادریمان دور نگه میدارند و زبان مادری شما را به ما تحمیل میکنند، به وجود آمدن حس نفرت و کینه نسبت به این زبان، چیز عجیبی نیست! بروید یقه آنهایی را بگیرید که باعث به وجود آمدن این حس تنفر در ما نسبت به زبان مادری شما شده اند.

Control Panel:

Internet Explorer:

Context Menu:

Minesweeper:

Notepad:

Common Open Dialog:

MS Paint:

Run Dialog:

Taskbar Properties:

Task Manager:

Windows Media Player:

پیش
از انقلاب همزمان با یکی از سفرهای محمد رضا شاه و همسرش به تبریز ،میهمان
یکی از خویشاوندانم بودم که منزلشان در نصف راه واقع شده بود. آنروز قرار
بود که شاه و کاروان همراهش از مسیر نصف راه به سمت مرکز شهر و استانداری
عبور نمایند. از روستاهای اطراف جمعیت زیادی را با اتوبوس به شهر آورده و
بدست هریک از آنها نیز پرچم سه رنگ شیر و خورشید داده بودند تا در مسیر
عبور شاه از این خیابان از او استقبال کنند. با دیدن این جمعیت دیگران نیز
کنجاو می شدند و بدون آنکه خود بخواهند به صف مستقبلین می پیوستند تا
بالاترین مقام کشور را از نزدیک ببیند. فامیلی که آنروز میزبانی مرا
برعهده داشت و اتفاقا کمی هم تحت تاثیر بدگوئی های من وانمود می کردند که
نسبت به شاه و سیاست هایش دل چرکین هستند ،از جمله کسانی بودند که ولع
شدیدی برای پیوستن به جمعیت حاضر در خیابان مجاور منزلشان از خود نشان می
دادند و با وجود اینکه خیلی تلاش کردم تا هنگام عبور کاروان شاه مانع از
حضور آنها در خیابان شوم اما موفق نشدم و حس کنجکاوی آنها برای مشاهده شاه
و شهبانو بر تقاضای من فائق آمد و به هر قیمتی که بود مرا در خانه خود
تنها گذاشته و به جمع مستقبلین پیوستند تا شاه و شهبانو را از نزدیک
ببینند و پس از بازگشت به خانه می گفتند ازدحام جمعیت در خیابان بحدی بود
که موفق به دیدن فرح نشده اند!
شکی ندارم که شاه و شهبانو هم با دیدن جمعیتی که اینچنین باستقبالشان آمده بودند بوجد آمده و سر از پا نمی شناختند و آنرا به حساب رضایتمندی مردم از خود گذاشته و تصور می کردند که مردم شیفته آنها هستند، اما یکی دو سالی بیشتر طول نکشید که از همین تبریز نهضتی آغاز شد و دودمان شاه و طومار سلطنت را در هم پیچید و جالب اینجاست که همین فامیلم هایم نیز از جمله کسانی بودند که در خیابان های تبریز به صف ‘مرگ بر شاه’ گویان پیوستند!
دومین سفر استانی تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز و نمایش و سازمان دهی به عمل آمده برای استقبال از او و هیات همراهش ،ناخود آگام مرا بیاد سفر آنروز شاه به تبریز و بهره برداری های تبلیغاتی پس از آن انداخت .
عباراتی نظیر: " ازدحام شديد جمعیت، استقبال گرم مردم تبريز ،ابراز احساسات هزاران نفر ، استقبال کم نظیر مردمی ،حضور چشمگیر اقشار مردم ، ازدحام بیش از حد جمعیت ، جمعیت 50 هزار نفری حاضر در ورزشگاه ، ازدحام استقبال کنندگان ، اغلب خيابان هاي منتهي به ورزشگاه تختي با ترافيك شديد مردمي مواجه بود ،حضور پرشمار مردم ، حضور حماسی مردم تبریز در استقبال از هیات دولت ، ورزشگاه "تختی" تبریز مملو از مشتاقان ديدار با رييس جمهوري است. استقبال مردم تبريز از رئيس جمهوري به حدي بود که بسياري از آنان مجبور به تجمع در پشت درهاي ورودي ورزشگاه شدند " که بنوعی تکرار همان تبلیغات اغراق آمیز گذشته است ، کم و بیش مهمترین و برجسته ترین ترجیع بند و پیام نسبتا مشترک اخبار رسانه های دولتی و نیمه دولتی بود که در رابطه با دومین سفر استانی دکتر احمدی نژاد به تبریز ،به خورد مخاطبینشان داده شد.
به موازات انتقال این قبیل پیام های نوشتاری و گفتاری ،صدا و سیما نیز طبق معمول در کنار عکاسان خبرگزاری های دولتی بکمک دوربین های پیشرفته و لنزهاي تله و وايد در پرسپکتيو صحنه، جمعیت پراکنده شرکت کننده در مراسم استقبال از هیات دولت را که در خیابان ها و پیاده رو های باریک مسیر عبور کاروان هیات دولت مجموعا از 15- 20 هزار نفر تجاوز نمی کرد را چنان اغراق آمیز و بیش از واقعیت و بصورت فشرده و انبوه نشان داد که رئیس جمهور را نیز به اشتباه انداخته و در جلسه استانی هیات دولت اظهار داشت: "دیروز دریای انسان های مومن و شجاع به بهانه استقبال از خادمان خود به صحنه آمده بودند"! جالب است بدانیم که همین رسانه ها و مسئولین تظاهرات دهها هزار نفری مردم و خصوصا جوانان تبریزی در اول خرداد 1385 را که از دانشگاه تبریز تا اواسط خیابان امام ادامه داشت را تظاهرات چند صد نفره عده ای اوباش که از بیگانگان خط گرفته اند وانمود می کردند!
گرچه میهمان دوستی ، حقشناسی و قدرشناسی مردم نسبت به زحمتکشان و خدمتگزاران واقعی خود جزء عناصر غیر قابل تفکیک فرهنگ ایرانی و آذربایجانی است و عملی نیکو و مستحسن محسوب می شود و حضرت محمد(ص) می فرماید: "کسیکه سپاس مخلوق را در برابر کار نیکش نگوید از عهده سپاس خالق بر نیاید" اما این قدرشناسی باید مستحق و موجه و توام با دلیل باشد. مردم تبریز در دور اول سفر رئیس جمهور به شهرشان نشان دادند که احمدی نژاد از چنین استحقاقی برخوردار نیست. حال در شرایطی که سیاست های نادرست این دولت و شخص احمدی نژاد امان از روزگار مردم بریده و عرصه را بر مردم تنگ کرده و در عرصه های گونگون تنگناهای فراوانی را برای آنان ایجاد کرده است ،چه اتفاق جدیدی رخ داده است که مردم تبریز در پایان عمر دولت احمدی نژاد این چنین مشتاق دیدار یار شده اند!!
چرا دوسال قبل که نخستین سفر استانی رئیس جمهور به تبریز صورت گرفت ،احمدی نژاد با سردترین استقبال مردم این شهرستان مواجه شد و علیرغم تبلیغات و تدارکات گسترده به عمل آمده و گسیل نیروهای بسیج ادارات و پایگاه ها و سایر نیروهای تشریفاتی ،در هنگام استقبال از رئیس جمهور حتی نیمی از استادیوم 20 هزار نفری تختی نیز پر نشد!
واقعیت این است که تقریبا از یکماه قبل دست اندرکاران دولتی همه تلاش خود را صرف این کرده بودند تا به هر قیمت ممکن حداقل 50 هزار نفر از مردم را در مسیر حرکت اتومبیل حامل رئیس جمهور قرار دهند.
برای همین منظور طبق گزارش رسا نیوز و سایر منابع موثق ،از سوي ارگان هاي دولتي و شهرداري تبريز 50 هزار پرچم، هزار متر بنر و 5 هزار تراكت در استقبال از رئيس جمهور چاپ و توزیع شده بود.(1)
ماه گذشته که در تبریز حضور داشتم بنرهای تبلیغاتی برای سفر رئیس جمهور به در و دیوار نصب شده بود. مناطق مختلف آموزش و پرورش با برگزاری جلسات مختلف از مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش با اصرار می خواستند که به هر نحو ممکن عدم استقبال مردم در نخستین دور سفرهای تبلیغاتی احمدی نژاد به تبریز را جبران کنند. مسئولیت دو یا سه ناحیه از نواحی پنجگانه آموزش و پرورش تبریز معطوف به بسیج دانش آموزان برای استقبال خیابانی از رئیس جمهور و دو ناحیه دیگر حضور در ورزشگاه تختی شده بود.
طبق گزارشات موثق برخی از پایگاه های بسیج ماموریت یافته بودند تا از اطراف و اکناف شهر تبریز تا آنجا که می توانند مردم را در مسیر عبور کاروان همراه رئیس جمهور قرار دهند. بنا برگزارش خبرگزاری رسا که از حامیان دولت است ،بسياري از استقبال كنندگان از شهرهاي مجاور تبريز و نيز روستاهاي اطراف براي استقبال از رئيس جمهور حضور يافته بودند.(2)
برای جلب توجه گروهی از مردم و کشاندن آنها به خیابان ها ،شهرداری تبریز ده ها ايستگاه صلواتي و پذيرايي از مردم در خيابان هاي مركزي شهر و در مسیر تردد کاروان هیات دولت برپا کرده بود.(3)
صدا و سیمای تبریز از مدتها قبل از سفر احمدی نژاد به تبریز ،در یک تبلیغات بسیار وسیع مردم را به استقبال از رئیس جمهور تشویق می کرد.
مسير 17 كيلومتري حركت رئيس جمهور از فرودگاه تبريز تا ورزشگاه تختي توسط دستگاه های دولتی و شهرداری آذين بندي شده بود.
در روز ورود هیات دولت به تبریز ،اغلب مدارس و دبیرستان های تبریز و خصوصا مدارس و دبیرستان های مجاور استادیوم تختی و مسیر حرکت کاروان هیات دولت تعطیل شده بود. حدود 2000 نفر را در اطراف فرودگاه گردآورده بودند.
با این وصف و علیرغم تبلیغات گسترده دو ضلع استادیوم 20 هزار نفری تختی و بسیاری از جایگاه ها خالی بود. خبرگزاری رسا در توجیه حضور کمرنگ مردم تبریز در استادیوم تختی می نویسد: ‘تاخير دو ساعته سخنراني رئيس جمهور در جمع مردم تبريز باعث برهم خوردن نظم ورزشگاه و پراکنده شدن برخي از جايگاه ها شد.’ (4)
اگر از این نمایش های تبلیغاتی صرفنظر نمائیم ،مصوبات دولت نیز بنوبه خود در خور توجه و قابل نقد و بررسی است؛
واقعیت این است که مصوبات سفرهای استانی هیات دولت ،اقدامی پوپولیستی و غیر اخلاقی برای شخصی جلوه دادن تلاش و تصمیمات جمعی قوای سه گانه و جایزه و عطیه وانمود کردن وظایف حاکمیتی و سهم مناطق مختلف از درآمدهای ملی با هدف بهره برداری های شخصی و تبلیغاتی است که اگر در جوامع توسعه یافته چنین روشی(تبلیغ شخصی با بودجه عمومی) اتخاذ شود ،چه بسا مرتکب به عنوان قانون شکنی و سوء استفاده از بودجه عمومی برای انجام تبلیغات انتخاباتی تحت تعقیب قرار گیرد.
احمدی نژاد در این سفر نیز مدعی شد که از میان ٢هزار و ٥١٠ پروژه تصويب شده در دور اول سفر هیات دولت به استان آذربایجانشرقی 2 هزار و ٣٧پروژه به مرحله نهايي رسيده است!(مصوبات مذکور در واقع کلیه طرح ها و پروژه های ملی ،استانی سهم آذربایجانشرقی در طول چند سال است که ارتباطی با سفر هیات دولت ندارد و در بودجه های سنواتی منظور می شود) و این در حالی است که پس از گذشت دو سال برخلاف ادعای احمدی نژاد ارزش ریالی پروژه های باجرا در آمده حتی یکسوم ارزش کل مصوبات قبلی هیات دولت نیز نبوده است و همچنانکه اشاره شد کل این مصوبات سهم استان آذربایجانشرقی از بودجه عمومی است و دولت به بهانه سفرهای استانی خود برای عوامفریبی آنرا به سفر استانی خود پیوند زده و بنام خود تمام می کند!
در این دور از سفر استانی هیات دولت به تبریز هم ،رسانه های دولتی خبر دادند که هیات دولت برای شتاب بخشيدن به روند توسعه و آباداني در دور دوم سفرهای استاني خود به استان آذربايجان شرقي بيش از 220 مصوبه داشته است!!
برای آگاهی مردم از ماهیت مصوبات و اینکه احمدی نژاد وانمود می کند که مصوبات استانی در حکم پاداش دولت به به منطقه ای است که به آنجا سفر کرده است ،لازم است به چند اصل از اصول قانون اساسی اشاره نمایم تا معلوم شود که مصوبات هیات دولت پدیده جدیدی نیست که بدون سفر قابل تحقق نباشد و در واقع سهم همان استان از درآمد ملی است که به عنوان عطیه و نتیجه سفر دولت به آن مناطق به خورد ملت داده می شود:
یک- طبق اصل 74 قانون اساسی ،لوایح قانونی پس از تصویب مجلس قابلیت اجرا دارد.
دو- بموجب اصل 53 قانون اساسی همه پرداختهای دستگاه های دولتی در حدود اعتبار مصوب و به موجب قانون انجام می گیرد.
سه- بموجب اصل 52 قانون اساسی ، بودجه سالانه کل کشور از سوی دولت تهیه و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی قابل اجراست. هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.
چهار- طبق اصل 51 قانون اساسی هرگونه معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می شود.
پنج- مستفاد از اصل 55 قانون اساسی هزینه های هیچ دستگاهی نمی تواند از اعتبارات مصوب تجاوز کند و هر وجهی باید در محل خود به مصرف برسد.
با توجه به محدودیت های قانونی فوق الاشاره ،هیات دولت خارج از چارچوب های تعیین شده در قانون اساسی و سقف بودجه مصوب مجلس و سایر قوانین مصوب اساسا نمی تواند بصورت خودسرانه تصمیم گرفته و یا مازاد برآنچه در قانون آمده است را حاتم بخشی نماید ،بنابراین ؛براساس بررسی های بعمل آمده ماهیت مصوبات سفرهای استانی و مشخصا 220 مصوبه اخیر هیات دولت در استان آذربایجانشرقی و منابع تامین اعتبارات آن را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
- قسمتی از مصوبات ،همان چیزی است که قبلا در قانون بودجه سنوات گذشته و سالجاری به تصویب رسیده است و در واقع سهم استان از درآمدهای ملی و نفتی و درآمد های استانی (بودجه عمومی دولت) محسوب و ارتباطی به سفرهای نمایشی و تبلیغاتی ندارد.
- اعتبار بخشی از مصوبات از محل جابجائی اعتبارات ملی ، استانی و اعتبارات دستگاه های اجرائی سهم قانونی استان می باشد و اعتبار جدیدی را برای استان بارمغان نخواهد آورد.
- بخشی از مصوبات ،تنها نوعی قانونگذاری است و فاقد ارزش اقتصادی می باشد.
- دسته ای از مصوبات تکرار شعارها و وعده های بلاعمل و تحقق نایافته سفر نخست هیات دولت به آذربایجانشرقی است.
بخشی از مصوبات بی پایه و اساس بوده و با هدف بازی دادن افکار عمومی است و فاقد هرگونه ضمانت اجرائی و پشتوانه قانونی است و یقینا تحقق نخواهد یافت.
- قسمتی از مصوبات در تعارض آشکار با قانون اساسی و قوانین موضوعه بوده و مادامیکه قوانین اصلاح نشده قابل اجرا نخواهد بود.
- بخشی از مصوبات ،جز وظایف وزارتخانه ها و دستگاه های مختلف دولتی است که بصورت قانونی باید باجرا درآید.
- بخش دیگری از مصوبات نیز در حکم وعده سرخرمن است و چنانکه تجربه نشان داده پس از سفر به فراموشی سپرده خواهد شد.
اعتبار باقیمانده مصوبات هم از محل اعتبارات استانی تامین می شود و در واقع هیات دولت سطح خود را در حد شورای برنامه ریزی استان و شهرستان ها تنزل داده و با دخالت در کار و تصمیمات این شوراها بجای آنها تصمیم می گیرد تا ایندسته از مصوبات را هم بنام خود تبلیغ کرده و پیشاپیش ترجیحات و اولویت های استانی و شهرستانی را بجای شورای برنامه ریزی استان و شهرستان تعیین نماید!!
اجرای بخشی از مصوبات هم در گرو تصویب مجلس و یا دولت آینده است و از حدود اختیارات دولت کنونی خارج است. عوامفریبانه بودن مصوبات اخیر زمانی آشکارتر می شود که بدانیم بودجه سال 1387 قبلا به تصویب رسیده و بودجه 1388 هم یکساله بوده و عملیاتی شدن آن درگرو تصویب مجلس است و عمر دولت نهم در سوم تیر 1388 بپایان خواهد رسید و تصمیمات آن برای دولت دیگر الزام آور نیست. به عبارت دیگر تنها آندسته از مصوبات که قابلیت اجرا دارد در واقع سهم استان از بودجه عمومی در سال های آینده است که بدلیل عدم زمانبندی و مشخص نبودن آغاز و پایان اجرای آن ،پیشاپیش سهم استان از بودجه عمومی در سنوات آتی بدون آنکه کار کارشناسی انجام گیرد اولویت بندی شده است!
زیر نویس:
* این گزارش با استناد به اطلاعات گرد آوری شده از سوی خبرنگاران محلی و افراد مورد وثوق در تبریز تهیه شده است.
(1-4)خبرگزاری رسا- 13/9/87
عید بزرگ قربان بر تمامی مسلمانان مبارک و بر تمامی باستان پرستان و کوروش پرستانی که در فکر بازگشت به دوران قبل اسلام هستند، تسلیت باد!








داشتم تو تابناک عکسهای مراسم استقبال از احمدینژاد در تبریز رو نگاه میکردم که یه عکس جالبی دیدم:

تاریخی که امروزه در ایران، در گوش ما می خوانند، عبارت است از اینکه «پارسیان اولین تمدن جهان را ایجاد کردند و همین پارسیان، چنان و چنان بودند»، «مغولهای وحشی ایران را نابود کردند»، «اسکندر حکومت آسمانی هخامنشیان را نابود کرده و ایران را اشغال کرد و فلان وحشی گری ها که نکرد و ...»، «کوروش پادشاه پارسیان، فرشته بود و ملک بود و پیامبر خدا بود و اولین بانی حقوق بشر بود و ...» اما در همین اطراف ما و در همین دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم، نکات زیادی وجود دارد که با اندکی تفکر در آن به راحتی به این گفته هایی که به عنوان «تاریخ» در ذهن ما فرو میکنند، شک میکنیم.
به ما میگویند هخامنشیان آن چنان حکومتی بودند و پادشاهشان کوروش آن گونه شخصی بود، پیامبر بود و ناجی ملتها بود و … ولی واقعاً این گونه پادشاه و پیامبر بزرگی که احتمالاً نمونه اش در هیچ جای تاریخ دیده نمیشود، چگونه ملت ایران این شخص را از یاد بردند و تا قبل از قرن اخیر که صهیونیستها این فرد را این گونه معرفی کردند، در هیچ جای این سرزمین مردم نامش را بر فرزندانشان نگذاشتند؟! آیا عجیب نیست؟ چرا همین ملتهایی که کوروش سرزمینشان را اشغال کرد و به تعبیر خود کوروش پرستان، آنها را نجات داد و آزادشان کرد(!)، از این فرد در تاریخشان به خوشی یاد نمیکنند؟ به ما میگویند اسکندر اینگونه بد آدمی بود و در وصف بدیهایش آن چنان نوشته هایی مینویسند که انسان می گوید هزار رحمت به شیطان! ولی چرا مردم از روزگاران روز تا الان نامش را زنده نگه داشتند و نامش را بر فرزندانشان گذاشتند؟ چرا مردم اسم قاتل دوستان و خویشانشان و اشغالگر کشورشان را بر فرزندانشان گذاشتند؟ چرا نظامی گنجوی در وصف همین اسکندر آن منظومه عظیم را نوشت؟ چرا در وصف یک اشغالگر و آدمکش و فرد فاسد و … باید عمری گذاشته و منظومه ای عظیم بیافریند؟ اصلاً چرا باید تمام کشورهای امروزی که در آن روزگار به دست اسکندر افتاد، غیر از ایران همه او را ستوده اند؟ به ما میگویند چنگیز فردی بسیار وحشی و خونخوار و خونریز و … بوده است. اما چرا مردم از این فرد خاطره بدی ندارند و باز هم مثل اسکندر نامش را بر فرزندانشان گذاشتند؟ و همینطور تیمور که او را هم، همین به اصطلاح «تاریخ»، برای ما فرد رذلی نشان میدهد، اما شواهد این گونه نشان نمیدهد!
آیا این موضوعات کوچک نباید این شک را در دل ما ایجاد کند که آن چیزی که اکنون به عنوان «تاریخ» به خورد ما میدهند، چرندیات و تحریفی بیش نیست؟ اکنون هیچ فرد شیعه ای امکان ندارد که نام فرزندش را «یزید» بگذارد، حتی اگر این نام، نامی زیبا و با معنی والا و حتی نام انسانهای خوب دیگری هم قبل از یزید معروف باشد! بدیهی است چون مردم واقعاً این فرد متنفرند و آن چنان خاطره بدی از او دارند که امکان ندارد نام فرزندشان را «یزید» بگذارند. اما چرا این قاعده در مورد اسکندر و چنگیز و تیمور و دهها فرد دیگر صادق نیست؟ مردم ما اسم بابک را بر فرزندانشان میگذازند چون بابک جانش را نثار آزادی همین مردم کرد و مردم خود را مدیون او میدانند، اما چرا این قاعده در مورد کوروش، که «تاریخ(!)» او را بسیار بزرگتر از بابک نشان میدهد، صادق نیست؟
آن کسانی که این نکات آشکار و واضح را میبینند ولی چشم خودشان را بسته و بر حرف خود پافشاری میکنند را آیا نباید مصداق واضح «صم بکم» دانست؟
چندی پیش نوشتهای در مورد مجلههای ترکی رایگان در روی وب نوشتم که مورد استقبال زیادی از طرف دوستان واقع گردید. امروز هم مطلبی در همین مورد، با نشریههای جدیدتر آماده کردهام، اما نشریههایی که امروز معرفی میکنم، همگی در مورد یک موضوع خاص هستند: لینوکس.
لینوکس که امروزه معرف حضور همگان است، سیستم عاملی آزاد و رایگان، پر از جذابیتها و ویژگیهای خاص و البته دارای اندکی سختی و مشقت (که البته همین سختیهایش و حل آنها هم لذت خودش را دارد) است. انشاءالله بعد از آن که مملکت ما هم به زمره کشورهای حامی کپی رایت پیوست، ملت ما که عادت به پرداخت بیش از 500 تومان برای هر نرمافزاری را ندارند، حتی اگر دوست هم نداشته باشند، به سمت این سیستم عامل خواهند شتافت. بگذریم.
لینوکس سیستمی عاملی رایگان با نرم افزارهای متنوع رایگان است. اصولاً لینوکسیها هم بر همین اساس، آدمهای رایگانی هستند(!) یعنی همینک روی وب به مقدار نامتناهی منبع و نوشته در مورد لینوکس موجود است که همگی توسط دوستداران لینوکس تهیه شده و به طور رایگان در اختیار بقیه قرار داده شده است. از جمله این منابع هم، مجلات الکترونیک هستند و از آنجایی هم که تا الان حدس زدهاید، قصد صحبت درباره مجلات الکترونیک ترکی موجود در مورد لینوکس را داریم.
من تاکنون مجله لینوکسی اینترنتی به زبان فارسی، فقط یک مورد مجله تکنوتاکس را مشاهده کردهام که البته همین مجله هم به صورت متراکم و در قالب یک فایل منتشر نمیشود، بلکه مقالهها و خبرها را به صورت جداگانه در سایت قرار میدهند. به زبان انگلیسی هم منابع زیادی وجود دارد، ولی مجله الکترونیکی، فقط مجله معروف Full Circle Magazine را سراغ دارم. البته شاید منابع زیادی باشند ولی من دنبالشان نبودهام و اطلاعاتم در این مورد اندک است، اما در زبان ترکی وضع چگونه است؟ شاید متعجب شوید از شنیدن این که به ترکی حداقل 5 مجله الکترونیکی رایگان لینوکس به طور منظم منتشر میشوند! در اینجا از عبارت «حداقل» استفاده کردم، چون من همینها را میشناسم و احتمال دارد موارد دیگری هم موجود باشند. در این پست قصد معرفی این 5 مجله را دارم (تمام شمارههای همه مجلههای معرفی شده را میتوانید از سایتشان که آدرس دادهام، دانلود کنید.):
1) مجله الکترونیک eniXma:

این نشریه را در پست قبلی هم معرفی کرده بودم. باسابقهترین نشریه در بین این 5 مورد است. تاکنون 26 شماره از آن منتشر شده است و در شماره قبلی آن هم جشن 3 سالگی مجله برپاشده بود. هر شماره آن در حدود 40 – 50 صفحه دارد. این مجله به طور کلی در مورد لینوکس است و فقط برای توزیع خاصی نیست. در نوشتههای آن میتوانید معرفی نرمافزارهای لینوکس و معرفی توزیعهای جدید لینوکس را ببینید. آموزش برنامهنویسی برای لینوکس، آموزش اسکریپتنویسی و اخبار لینوکسی از دیگر موضوعات این مجله هستند.
سایت مجله: http://www.enixma.org
2) مجله الکترونیک Özgürlükİçin:

این مجله هم توسط سایت با همین نام یعنی Özgürlükİçin منتشر میشود و حوزه نوشتههای این مجله در مورد توزیع لینوکس پاردوس است. پاردوس یک توزیع لینوکس ساخت ترکیه است، البته فقط به زبان ترکی نیست و یک توزیع بینالمللی است و الان به بیش از 11 زبان در دسترس است. پاردوس توزیع محبوب من است. من پاردوس را حتی برتر از اوبونتو هم میدانم، نه به خاطر تعصب، بلکه به خاطر ویژگیهای جالب و کاملش. پاردوس اندک زمانی است که منتشر شده است، ولی از همان اوائل انتشار، نظر منتقدان را به خود جلب کرده است. پاردوس اکنون تبدیل به لینوکس ملی ترکیه و به عبارت بهتر سیستم عامل ملی ترکیه شده است. تمام سازمانها و نهادهایی که قصد مهاجرت به سمت لینوکس را دارند، این توزیع را برگزیدهاند. در همین مدت زمان کوتاه هم جامعه کاربری بزرگی را به خود اختصاص داده است، به طوری که الان در اینترنت دهها فروم و ویکی و وبلاگ و ... در مورد پاردوس توسط طرفدارانش ایجاد شده است. بهتر است از بحثمان منحرف نشده و به مجله بپردازیم. انشاءالله در یکی از پستهای بعدی به معرفی جامعتر این توزیع لینوکس ترکیهای خواهم پرداخت.
مجله الکترونیک oi تاکنون 7 شماره به طور منظم منتشر کرده است. جلد هر شماره هم به عکس یک گربه (آرم برنامه مدیر پکیج پاردوس) مزین شده است! مجله oi در دو کیفیت متفاوت برای دانلود گذاشته شده است که اولی دارای حجم متوسط 3 – 4 مگابایت و دومی در حجم متوسط حدود 20 مگابایت است. البته کیفیت حالت کم حجم تفاوت چندانی با حالت دیگر ندارد و برای ما که سرعت اینترنت ضعیفی داریم، دانلود اولی به مراتب بهتر است.
سایت مجله: http://www.ozgurlukicin.com/e-dergi
3) مجله الکترونیک Pardus e-Dergi:

این مجله هم توسط سایت رسمی پاردوس منتشر میشود. تا الان 3 شماره منتشر شده است. به ترتیب در 52، 22 و 34 صفحه. شماره اول، دارای صفحهبندی ساده است ولی شمارههای بعدی بسیار زیبا و شکیل هستند. البته این مجله و مجله قبلی و همچنین مجله بعدی که در مورد پاردوس هستند، حاوی مطالب مفید برای کاربران دیگر توزیعها هم هستند.
سایت مجله: http://www.pardus-edergi.org
4) مجله الکترونیک Erciyes Pardus eDergi:

این مجله هم توسط بچههای لینوکسی دانشگاه Erciyes در مورد لینوکس و خصوصاً پاردوس تهیه شده است. این مجله با وجود اینکه توسط یک گروه دانشگاهی علاقمند تهیه شده و برخلاف دو نشریه قبلی وابسته به مراجع رسمی پاردوس نیست، ولی خیلی غنی است و هر شماره آن تقریباً در حدود 80 – 95 صفحه دارد! البته شماره آخر این نشریه یعنی شماره 5، در 40 صفحه منتشر شده است.
سایت مجله: http://pardus.erciyes.edu.tr/gru.htm
5) مجله الکترونیک SUDO:

این مجله هم توسط علاقمندان ترکیهای اوبونتو در سایت «اوبونتو ترکیه» تهیه شده است و ظاهراً اکثر نوشتههای آن ترجمه مقالات مجله بین المللی FCM است. البته الان که من این مطلب را مینویسم، شماره اول این نشریه به تازگی آماده شده است. در این شماره میتوانید نوشتههایی را در مورد جدیدترین ورژن اوبونتو یعنی 8/10 پیدا کنید. البته با ابراز علاقمندی من و استقبال اعضای فروم، ممکن است در شمارههای آینده نوشته و یا ترجمهای هم از من ببینید! پس پیگیر این نشریه باشید!
سایت مجله: http://www.ubuntu-tr.org/index.php/topic,4794.0.html
معرفی نشریات به پایان رسید. البته باز هم تکرار میکنم که فقط نشریاتی که من میشناسم، وگرنه مطمئناً موارد دیگری هم وجود دارد. مثلاً یک تک شماره نشریه اینترنتی در مورد یکی دیگر از توزیعهای لینوکس ترکیهای به نام Truva هم موجود بود که من در اینجا چیزی ننوشتم.
اکنون تعدادی واژه لینوکسی و در کل کامپیوتری، و معادل ترکی آنها را در زیر میآورم که البته این چند کلمه و دهها مطلب مفید دیگر را من خودم از مطالعه این مجلهها و همچنین استفاده عملی از لینوکس ترکی، یاد گرفتهام.
لغتنامه کامپیوتری-لینوکسی ترکی:
(کلمات آبی، معادل اصلی ترکی عبارات است و بعضی کلماتی که من بعد از کلمات آبی و با رنگ سبز نوشتهام، معادل همانها در لهجه ترکی آذربایجانی است که البته در جهت حفظ لهجه خودمان، بهتر است در نوشتههای ترکی آذربایجانی از آنها استفاده کنیم!)
Shell: Kabuk - Qabıq
Open source: Açık Kaynak - Açıq Qaynaq
Distribution: Dağıtım
Free software: Özgür yazılım
Desktop: Masaüstü
K Desktop environment: K Masaüstü Ortamı
...
امیدوارم این مطلب هم همچون نوشته قبلی، مورد پسند دوستان واقع شده باشد. به امید زندگی آزاد با نرم افزارهای آزاد و به قول همین منابع ترکیهای:
Özgürlüğü seç, Linux'u kullan

هنوز خودم نخوندمش ولی از جلدش معلومه که اطلاعات جدید و جالبی باید داشته باشه.
میتونین از سایت اصلیش دانلود کنین. حجمش حدود ۵.۵ مگابایته:
امروزی نوشتهای جالب در این سایت دیدم که آن را اینجا هم میبینید.
تپوک که از فعل تپمک (لگد زدن) آمده است به نظر نویسنده کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک»، شیوه قدیمی بازی فوتبال بوده است
با استناد به کتاب هزار ساله دیوان لغات الترک محمود کاشغرلی، ترک ها نزدیک به هزار سال قبل، نوعی از بازی فوتبال به نام تپوک را انجام می داده اند.
دیوان لغات الترک اولین انسیکلوپدی ترکی می باشد که موضوعات گوناگونی از طب گرفته تا سیاست، حقوق و جامعه شناسی را در بر گرفته است.
در کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک» نوشته شکری حالوک آکالین، به بررسی بخش های پنهان زندگی ترکها در کتاب دیوان لغات الترک پرداخته شده است.
بنا به کتاب دیوان لغات الترک، ترک ها در حدود هزار سال قبل با ذوب کردن سرب و تبدیل آن به جسمی کروی به نام آغیرشاک و پیچیدن آن در موی بز یا پوششهای نرم، جسمی شبیه توپ فوتبال درست کرده و با آن بازی می کرده اند.
تپوک که از فعل تپمک (لگد زدن) آمده است به نظر نویسنده کتاب «هزار سال قبل و هزار سال بعد محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک»، شیوه قدیمی بازی فوتبال بوده است.
در بخش دیگری از کتاب دیوان لغات الترک نیز از وجود اتو در هزار سال قبل بین ترکان سخن گفته شده است و اینکه ترکها در هزار سال قبل لباسهای خود را اتو می کشیده اند. واژه اتو در دیوان لغات الترک به صورت اتوگ (ÜTÜĞ) به کار رفته است.
همچنین در دیوان لغات الترک آمده است که زنان ترک در هزار سال قبل به اشیاء زینتی و پوشش خود اهمیت خاصی می داده اند. در فرهنگ هزار سال قبل ترکها، سنگهای قیمتی و تزئینی زنان یکی از معیارهای زیبایی آنها بوده است.
در باورهای قدیمی ترکان، برخی از وقایع به قدرتهای ماورائی نسبت داده می شده است و از بارش باران و برف با استفاده از قدرت سنگها سخن به میان آمده است.
بنا به نوشته محمود کاشغرلی، ترکها هزار سال قبل به هنگام روبرو شدن با افراد دیگر، حتی اگر طرف مقابل را نشناسند ابتدا سلام کرده و سپس از تبار وی می پرسند. همچنین در بخش دیگری از دیوان لغات الترک از وجود اسم رمز بین سربازان ترک در هزار سال قبل با واژه «ایم» یاد می شود.
سال 2008 از سوی یونسکو به عنوان سال محمود کاشغرلی و دیوان لغات الترک نامگذاری شده است. محمود کاشغرلی اولین تورکولوگ دارای اثر مکتوب در جهان می باشد. امسال هزارمین سالگرد ولادت محمود کاشغرلی می باشد.
شکری حالوک آکالین رئیس فرهنگستان زبان ترک از طراحی یک وب سایت برای معرفی محمود کاشغرلی سخن گفت. به گفته آکالین، این وب سایت به زبانهای ترکی، انگلیسی، فرانسه، روسی، چینی و لهجه های مختلف ترکی راه اندازی خواهد شد.
محمود کاشغرلی هزار سال قبل در شهر اوپال در 45 کیلومتری شهر کاشغر - که در ترکستان شرقی (مرزهای موسوم به اویغورستان چین) واقع شده است - به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را برای مدتی طولانی در بغداد دنبال کرد و سپس به زادگاهش بازگشت.
کتاب دیوان لغات الترک وی یک دائره المعارف غنی از آداب و رسوم، سیاست، فرهنگ، جامعه شناسی، حقوق، و باورهای مردم ترک در هزار سال قبل می باشد.


