توضیح: دوستان و دشمنانی که با وبلاگ من آشنایی دارند، میدانند که مطالب این وبلاگ بیش از نود درصد نوشته خودم است و دوست نداشتم نوشتههای دیگران را کپی کنم، چون اولاً دادن اطلاعات تکراری هنر نیست و ثانیاً کپی کردن فلهای نوشتهها، عموماً کار وبلاگهای باستان پرستان و کوروش پرستان (پان ایرانیسم) است و من هم ممکن است با انجام این کار شبیه آنها شوم!
اما الان که متأسفانه درسهای دانشگاه امانمان را بریده است و وقت زیادی برای کار روی وبلاگ ندارم، نوشتهای مفید از دوستان را میگذارم. امید است دوستان گرامی ما را به خاطر کمکاری ببخشند و امید است آذربایجان این فرزندش را در روزگاری که دشمنانش از همه طرف روی آن ریختهاند، به خاطر مشغول بودن به کارهای شخصی خودش ببخشد!
دوران کودکی ما با داستان های کوروش ، داریوش ، هخامنشیان ، پاسارگاد و پارس سپری شد .
کتاب های درسی مان مملو از قهرمانیهای این به اصطلاح « کبیر » ها بود . نوشته ها همه حاکی از نژاد آریاییها و
انسانیت آنان در دوران هخامنش ها بود ، حقوق بشر در زمان های قدیم با
کوروش کبیر همزاد شد و این سریال همچنان ادامه داشت تا این شخصیت منحصر به
فرد سلاله آریایی در جایگاه ذوالقرنین پیامبر برگرفته از قرآن کریم بنشیند
تا همه چیز در کتیبه ی تاریخ تمام شده انگاشته شود و بدین ترتیب نژادی پاک
از لابلای تاریکیهای سرگردان سر بر آورد و برای ما همه چیز شد ، جسم و
روح ما را در خود قبضه کرد و در نتیجه کشور ایران برابر با نژاد آریا
گردید ، برابر با پارس شد و تمام تخیلات و رویاها با پرده ای از کوروش و
داریوش همرنگ گشت و ما تنها کوروش پرست شدیم و ستایش داریوش نمودیم ، غافل
از اینکه قبل از کوروش و بعد از آن ملت هایی در این سرزمین زیستند و زندگی
می کنند که هیچ علقه ای با سلسله باستانی هخامنش ندارند و همچنین هیچ
وابستگی با نژاد آریا پیدا نکردند اما آنها انکار شدند و هنوز هم نادیده شمرده می شوند .
اقوام اصلی قوتتی ، لولوبی ، هورری و کاسسی صدها سال در اتحادیه ماننا و ماد که همگی جزء زبان های التصاقی بوده
اند ، قبل از پارس ها در این سرزمین می زیستند که در محدوده ای بسیار وسیع
کوه های قفقاز و رود ارس گرفته تا همدان و ری سکونت داشتند .
کوروش برای ما آغاز تمدن در این منطقه و اگر اغراق نباشد آغاز بشریت تلقین شد حتی تخت جمشید نیز وارد سند مالکیت
هخامنشیان در آمد و هرچه را که قبل از کوچ پاسارگادها از سیبری ، توسط
اقوام پیشین ساخته و پرداخته شده بود بنام تازه مهاجران درج گردیده و
آشکارا مدنیت ما قبل کوروش بطور رسمی دزدیده شد .
طبیعی است در این میان ملت هایی که همه چیزشان حتی فرهنگ و زبانشان مورد تاخت و تاز قرار گرفته سر به عصیان بنهند و برای بازگشت استقلال خود به مبارزه برخیزند ، جواب همه آن ها را داریوش کبیر در کتیبه بیستون داده است : من
هم بینی و هم گوش و هم زبان سردار ماد را بریدم و یک چشم او را هم کندم ،
اورا به در کاخ بستم تا همه او را ببینند و سپس در همدان به دار زدم و
تمام یاران او را در درون دژ حلق آویز کردم بدین ترتیب کشت وکشتار شروع می
شود و تا ملل اصلی قبل از مهاجران ( یا مهاجمان ) مغلوب کامل شوند .
تاریخ
نگاران برجسته ساز هخامنشیان نیز در عصر حاضر بر آن تحریف ها و جعلیات و
دزدیها مهر تایید زده و نژاد پرستی را به اوج رسانده اند ، بطوریکه حسن
پیرنیا در کتاب ایران باستان صفحه ١٥٧ می نویسد : « وقتی آریایی ها وارد فلات ایران شدند با مردمانی روبرو شدند که زشت و از حیث نژاد ، عادات و اخلاق و مذهب از آن ها پست تر بوده
اند یعنی آریان ها مردمان بومی را دیو یا تور ( تورک های قدیم ) نامیده
اند ، آریان ها هرجا که تور را می دیدند می کشتند و بعد ها کارهای پر زحمت
را از قبیل زراعت ، تربیت حشم و خدمت در خانواده ها بر دوش آن ها نهادند
یعنی استعمار و بهره کشی .
جناب فردوسی نیز در شاهنامه اش ملت های تورک ساکن در این سرزمین را که قبل از پارس ها اقامت داشتند دیو سیرت معرفی کرده بود .
ناصر پورپیرار در صفحه ٥٤ کتاب دوازده قرن سکوت در جواب پیرنیا می نویسد :
« اما اگر منظور آقای پیرنیا بومیانی است که تا ورود هخامنشیان موفق به ایجاد ده ها مرکز
تمدن و تجمع درخشان در این سرزمین شده اند پس دیگر لا اقل و منطقا
هخامنشیان را نه ایرانی ، بلکه باید متجاوزین به آن تمدن ها بشناسیم »
اضافه
می کنیم به اینکه کلیه تاریخ نگاری که در این هفتاد و هشتاد سال اخیر در
ایران صورت گرفته همواره کوروش با اصطلاحات « پارس » و « آریا » همراه
بوده است و هر یکی مکمل دیگری در این مهره چینی شطرنجی محسوب می شوند.
در کتاب فرمان کوروش بزرگ به تالیف عبدالمجید ارفعی ، جناب کوروش کبیر می فرماید : من کوروش پادشاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند و ...
ببینید
این ذکر کوروش که در تاریخ بیطرف و بیغرض ، که بجز قتل و غارت و دزدی و
چپاول چیز دیگری از وی سراغی نیست چگونه در گل نبشته خود که در بابل یافت
شده است خود را از تمامی جهانیان بالاتر و برتر القاء می کند ، کورشی که
طایفه های مهاجم آن از شمال کوه های اورال وارد این سرزمین شدند ، به
تاراج مدنیت حداقل ١٥ تمدن اصلی قبل از خود پرداخته و هرچه که
آنان ساخته بودند اینها به اسم خود مصادره نموده و تحویل آیندگان دادند
همچنان که پیشتر گفتیم اکثریت ملت هایی که ساکنان اصلی در این منطقه محسوب
می شدند التصاقی زبان یا دقیق تر بگوییم تورک های اولیه بودند ، اما در
مورد عناوین پارس و آریا که در تاریخ اخیر و همچنان بر اساس بده بستان های هخامنش
با یهود در آن زمان ، بصورت زبان مستقل و نژاد پاک مطرح شده است ، جناب
پورپیرار مینویسد این جاست که برای نخستین بارمردم ایران این قوم بی نشان
و ناشناخته و خونریز را « پارسه » خواندند لقبی که در این کهن سرزمین و ایران کنونی ودر فرهنگ ماد و عیلام « گدا ، ول گرد و تهاجمی معنی شده است .
چقدر
معنای این لقب با هستی تاریخی این قوم ( هخامنش ) منطبق است و اینکه ما را
به وسعت و عمق درد و رنجی هدایت می کند که مردم ایران در روند برآمدن
هخامنشیان تحمل کرده اند .
.همچنان در مورد آریا می نویسد هیچ ردپایی از این واژه با معنی نژادی آن پیش از نقر در کتیبهی بیستون نیافته ایم . حتی
معتقد هست که برخی از خاورشناسان کلمه هرات در کتیبه بیستون که در اصل «
هرو » آورده شده به عمد وبر غلط آنرا آریا خوانده اند تا به ادعای داریوش
عینیت ببخشند و برای تصدیق آرزوهای اوست که چنین قومی را اختراع می کنند.
به این ترتیب تنها احتمال دارد که محلی دور از حاکمیت هخامنشیان به اسم « آریا » موجود باشد و بس ، نه نژادی به نام آریا وجود داشته و نه می تواند جزء گروه های زبانی قرار بگیرد .
***
در
تکمیل این همه جعلیات و تحریفات تخت جمشید که نمونه تمدن و فرهنگ ایلامی
بشمار می آید بطور کلی بنام کوروش کبیر و داریوش کبیر و امپراطوری هخامنش
تمام شد ، امپراطوری که با جنایت های بیشمار این به اصطلاح « کبیر » ها
برای خود حقوق بشر می سازد و خود را بنابه نوشته های تاریخ نگاران آریا
محور : با اخلاق ، مهربان ، باسواد و دارای فرهنگ غنی و تمدن های
درخشان معرفی می کند و تا آن جا دوام می یابد که از جمجمه آنان نیز یک
اصالت عالی خروج می کند .
بازهم ناصر پورپیرار می نویسد :
این است ماهیت واقعی یک امپراطور بیگانه ی بر خون و از خون بر آمده که در
منطقه ی خیزش صنعت و هنر جهان از خود یک خشت مال ، یک آجرپز و ... ندارد و
تا پایان در تاریخ جز بر نیزه اش تکیه نکرده است .
اما جالب ترین نکته در این جاست که امسال ٢٩ اکتبر
« ٨ آبان » روز حقوق بشر روز کوروش کبیر نامگذاری شده بود یعنی کوروش کبیر
برابر با حقوق بشر و حقوق بشر برابر با کوروش کبیر در ایران و حتی خارج از
ایران قلمداد شده و تلقین می گردد که به همین مناسبت « کوروش کبیر » چی ها
در دهم آبان در تخت جمشید مثلا گردهمایی داشته و یاد و یادواره آن
بزرگترین شخصیت تاریخ که تا مقام پیامبری به اوج رسیده گرامی بدارند .
شخصیتی که در تاریخ بیش از دوهزار پانصد ساله ی این سرزمین نقش یک چماق کبیر را برای از بین بردن ملت هایی که مدنیت آفریده اند بازی کرده است .
آن
زمان این چماق بر سر بابلی ها و ایلامی ها فرو افتاد و این زمان ابزاری
بدست پارس ها برای محو و آسیمیله نمودن ملت های متشکل در ایران : بلوچ ها ، عرب ها ، ترکمن ها ، لر ها ، و کردها و خصوصا اکثریت جمعیت کشور یعنی تورک های آذربایجان مورد استفاده قرار می گیرد .
کوروش
کبیر بعنوان چماق کبیر بهانه ی بزرگی برای آریا محوران شده تا هرچه که غیر
آریایی ( غیر پارس ) می باشد انکار گردد اما غافل از این که این کوروش به
اصطلاح « کبیر » بدست ملکه تورک های ماساژت « تومروس » به طرز فجیعی کشته
می شود .
دکتر زهتابی در جلد اول کتاب تاریخ دیرین تورک های ایران صفحه ٦٣٩ و ٦٣٨ می نویسد : کوروش پادشاه پارس در یک نبرد نابرابر پسر ملکه تومروس را به قتل می رساند ولی این ملکه می گوید :
من تو را در میدان جنگ شکست می دهم اما تو با حیله و مکر بر سر من مصیبت
آوردی و پسرم را از من گرفتی ، آنطور که گفته ام تو را از خون خوردن سیراب
خواهم کرد .
جنگ این دو اردو در آن سوی آراز ( ارس ) به وقوع می پیوندد و به این ترتیب کوروش بعد از ٢٨ سال در سال ٥٢٩ قبل از میلاد از لشکر تورک های ماساژت شکست خورده و سرش از بدن جدا گردیده و در یک پوستین پر از خون انداخته می شود:

این بود پایان یک خون ریز تاریخ که با دیکتاتوری
، چپاول ، فرهنگ و مدنیت قبل از خود از یک پیشرفت و تکامل بشری در میان
ملت ها و تمدن های ایلامی ، بابلی ، قوتتی و لولوبی ( شمال غرب کشور : آذربایجان ) ممانعت به عمل آورد و سد بزرگی شد تا بشریت از چند دور تکامل تاریخی باز ماند .
اینک
آن کوروش و داریوش « کبیر » ها به مثابه یک پتک و چماق ، چنان بر سر غیر
پارس ها ( غیر آریایی ) کوبیده می شود تا همه چیز رنگ بوی پارسی بخود
بگیرد .
اگر به کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان امسال ( صفحه ٣ ) توجه کنیم کاملا قضیه آشکار می شود :
سلسله هخامنشیان با فرمانروایی کوروش بزرگ آغاز شد ، او توانست با متحد
کردن اقوام پارسی و ماد حکومتی را پایه گذاری کند که گستره قلمرو آن شامل
تمدن های کهن به جز بخشی از یونان باستان بود کورش به دلیل خداپرستی ،
عدالت خواهی و خردمندی اش شهرت جهانی یافته است .
برخی معتقدند که در قرآن مجید به عنوان فرمانروای نیک سیرت ستوده شده همان کوروش پادشاه ایران است .
***
در
پایان خاطر نشان می سازم که کشور ایران یک کشور کثیرالمله بوده که بایستی
تمام ملت های ساکن در این سرزمین اعم از تورک آذربایجانی و ترکمن گرفته تا
فارس ، کرد ، بلوچ ، عرب و لر و ... زیر سایه ی قانون و عدالت در تمام
جنبه های آن ، حق زندگی برابر داشته باشند.
دوم
این که هیچ شخصیت و یا سلسله تاریخی نمی تواند همانند چماقی اعمال شود که
نژاد پرستی را همراه حذف هویت تاریخی سایر ملت ها به منصه ظهور برساند .
شهروند پارس همانقدر عزیز و گرامی هست که شهروند بلوچ ، عرب ، کرد و تورک آذربایجانی .
و
یک شهروند پارس همان قدر که از امکانات زبانی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی
بهره لازم را میبرد بایستی سایر ملت ها نیز از حقوق مذکور استفاده عادلانه
داشته باشند .
در
نهایت ، این نوشته بدون هیچگونه غرض ورزی و عناد نسبت به یک ملت یا زبان ،
به رشته تحریر در آمده است و همه انسان ها در این سرزمین باید از موازین
حقوق بشر و قانون اساسی در تمامی ساحه ها ، آن هم به معنای واقعی آن بهره
مند گردند .
به امید آن روز .
هدایت ذاکر
تبریز
٢٦/٨/٨٧
Salamlar bloqumuzun bütün oxucularına.
Əvvəlcə mən əziz oxucularımızdan, ana dilimizi unutmaqdan və bu uzun zamanda özgə dildə yazmaqdan üzr istiram. Bugündən cəhd edəcəyəm bloqumuzun çoxlu yazıları öz şirin ana dilimizdə olsun. Biz özümüz öz dilimizi unudan zaman, necə özgədən istiyiriq bizim dilə dəyər versinlər?
Bugün bir gözəl dini müzik albomu ilə gəldim. Ehtimalən çoxunuz “Debu” qrupunu tanıyırsınız. Bu qrup ABŞlə - Əndonezyalı, şiə qrupdur və bütün şarkılarıda dinidir. Bu qrup, həməndir ki bir necə müddət bundan qabaq İranda konsert verəcəkidilər amma konsert günü, İranın “İrşad” tərəfindən ləğv olundu və ləğv olmağın səbəbidə onların amerikalı olmağı amma Əndonezyalı dedıqları elan olundu! (Nə möhkəm və ağıllı bir səbəb!)
Bu albomun adı “Hep beraber”dır və 10 dənə təranəsi var. Mahnıların çoxu Türkcə dilimizdədir və bir neçəsidə ərəbcə və ingilizcədir.


Hep Beraber
Gönlüm Seni Çağırıyor
Halk Duası
Ancak Aşk
Palace Troubadour
Mustafa Gemisinde
Mezheb-i Aşk
Sallallahu
Azat Olanlar
Mehtapta Olan Hayal
Ya Latini
İndirmə bağlantısı:
http://rapidshare.com/files/143401559/Mustafa_Daood_-_Debu-_Hep_Beraber_-_All_Together__2oo8_.rar
Təəssüflə dosya böyükdür və 35 MB dır. Bilirəm Azərbaycanlı (Güney və Quzey) dildaşlarızın çoxunun internet sürəti azdır və bunu indirə bilənməzlər. Amma nə eləyim ki bircə bu bağlantını tapdım və mp3lər üçün tək-tək link görmədim! Amma hər zaman tək lnkləri tapsam hətmən güncəlləştirəcəyəm.
این برنامه به سرپرستی «استاد پرویز خمسه پور» اجرا میشود. استاد از پدری زنجانی و مادری گیلانی در باکو متولد شده و در رشت زندگی کرده اند. در این صفحه میتوانید زندگینامه استاد را در قالب شعر زیبایی سروده خودشان بخوانید.
میتوانید روزنامه را از لینکهای زیر دریافت کنید:

صفحه چهارم روزنامه (گزارش در مورد آواز ترکی)
ویدئو
کلیپ امروز:
ترانه زیبای الله الله (Allaho allah) از سامی یوسف (Sami Yusuf) که به چهار زبان خوانده شده

دانلود با فرمت 3gp و با حجم ۲.۲ مگابایت
دانلود با فرمت avi و با حجم ۷.۹ مگابایت (176 ×
208)
دانلود با فرمت avi و با حجم ۸.۹ مگابایت (320 × 240)
پسورد:
merendoglu.blogfa.com
کماکان میتوانید برای ویدئو کلیپهای بعدی پیشنهاد بدهید!
(مطلب حذف شد!)


