نکاتی چند راجع به نوشتن sms ترکی
مطمئناً همگی از طرح گرانتر شدن sms لاتین که مدتی است در حال اجراست، خبردار هستید. متأسفانه با این طرح غیرمنصفانه بازم هم زبانهای دیگر این مملکت فدای زبان فارسی شدند. آذربایجانیهایی مثل من که علاقمند به زبان مادری خودشان هستند همیشه smsهایشان را به ترکی مینویسند. با این طرح غیرمنصفانه هزینه بیشتری بر ما که دوست داریم مثل خود پارسها به زبان خودمان sms بنویسیم تحمیل شده است. البته قبل از اجرای این طرح کسی به انگلیسی نمینوشت که مجبور شود از این به بعد به فارسی بنویسد، بلکه قبلاً هم به فارسی منتها با خط لاتین مینوشتند. بنابراین علت این طرح الزام همه به احترام گذاشتن به خط فارسی میتواند باشد، ولی در این میان کسی گوشش بدهکار نیست که خطهای دیگر چه میشوند؟ خط رسمی ترکی آذربایجانی الان برگرفته شده از لاتین است. این چطور طرحی است که ملت را مجبور به احترام به خط فارسی و بیاحترامی به خط ترکی کرده است؟
البته این گونه طرحها هرگز نمیتوانند ملت را از علاقه به زبان مادریشان بازدارند. به قول یکی از دوستان در سایت ایرازتورک، حتی اگر sms فارسی صفر تومان و sms لاتین ۵۰۰ تومان شود، باز هم به خط و زبان خودم خواهم نوشت.
اما ما هم پولمان را از سر راه نیاوردهایم که بیدلیل پول زیاد بدهیم. در اینجا میخواهم نکتهای را متذکر شوم که در صورت عدم رعایت آن هزینه پیام کوتاه شما بسیار بیشتر میشود.
خط ترکی آذربایجانی ما از الفبای انگلیسی برگرفته شده است و چندین کاراکتر جدید نیز به آن اضافه شده است. از ۲۶ حرف انگلیسی، ۲۵تایشان را به زبان خودمان آوردهایم و با نوشتن آنها در هیچ محیطی هیچ مشکلی وجود ندارد. مشکلات ما در نوشتن کاراکترهای جدید (ə، ç، ş، ı، İ، ö، ğ و ü) است. اما در ساپورت کامپیوتری (همچنین در موبایل) همین کاراکترها تفاوتهایی وجود دارد که باید به آنها توجه داشت:
ə: این کاراکتر یکی از بدقلقترین کاراکترهاست و بسیاری از موبایلها در فونت پیشفرضشان وجود ندارد. ما هم در موبایل بیخیال آن شدهایم و همیشه از کاراکتر e به جایش استفاده میکنیم. دقت داشته باشید که استفاده از a به جای آن کاملاً اشتباه است. در پست مربوط به تینگلیش در این مورد صحبت کردهایم. (باز هم تکرار میکنم که تینگلیش یک کلمه مندرآوردی اختراع خودم است!!)
ç و ö و ü: این کاراکترها در جدول کاراکترهای اسکی وجود دارند. بنابراین اینها هم دقیقاً به اندازه کاراکترهای معمولی انگلیسی خوشرفتار هستند و هیچ مشکلی با آنها وجود ندارد.
ğ و ı و İ و ş: این کاراکترها در جدول اسکی وجود ندارند و در یونیکد هستند اما از آنجایی که در زبانهای زیادی استفاده میشوند و همچنین سابقهشان بسیار طولانیتر از کاراکتر شوا (ə) است، مشکل زیادی از لحاظ ساپورت ندارند اما استفاده از آنها باعث میشود کل متن با یونیکد کد شود و در نتیجه حجم متن بالاتر رود.
ابتدا در مورد اسکی و یونیکد که در بالا صحبت کردیم، برای افرادی که آشنایی ندارند توضیح کوتاهی میدهم و سپس به نتیجهگیری و جمعبندی میپردازیم.
اسکی (کد استاندارد آمریکایی برای مبادله اطلاعات) جدول کاراکتری است که در زمانهایی که کامپیوترها فقط انگلیسی ساپورت میکردند طراحی شد. هدف از این جدول داشتن یک کد برای هر کاراکتر بود تا بتوان حروف را در حافظه کامپیوتر ذخیره کرد. در ابتدا این استاندارد از ۷ بیت تشکیل شده بود که در کل میتوانست ۱۲۸ کاراکتر مختلف را داشته باشد. در این جدول کاراکترهای انگلیسی و تعدادی علائم دیگر پیشبینی شده بود. بعداً آن را ۸ بیتی کردند که در این حالت ظرفیتش دو برابر یعنی ۲۵۶ کاراکتر شد. از جمله کاراکترهایی که در این مرحله به اسکی افزودند، تعدادی از کاراکترهای لاتین استفاده شده در زبانهای اروپایی غیر انگلیسی بود. از جمله: ç، ö و ü (که در ترکی هم استفاده میشوند.) وجود این کاراکترها در اسکی باعث شده است تا آنها به اندازه خود کاراکترهای انگلیسی در دسترس باشند. به عنوان مثال در DOS شما میتوانید همین کاراکترها را به راحتی کاراکترهای انگلیسی استفاده کنید.
اما با پیشرفت دنیای کامپیوترها و نیاز به ساپورت دیگر زبانهای دنیا، ظرفیت ۲۵۶ بیتی اسکی به هیچ وجه کافی نبود و بنابراین استاندارد جدیدی با نام یونیکد تدوین شد که در این استاندارد هر کاراکتر در ۱۶ بیت ذخیره میشد و این یعنی ظرفیت یونیکد ۶۵۵۳۶ کاراکتر است که برای کاراکترهای تمام زبانهای دنیا کافی میباشد. در یونیکد بود که دیگر کاراکترهای ترکی (ğ و ş و ı و İ) و کاراکتر آذربایجانی شوا (ə) و کاراکترهای عربی و فارسی و ... هم اضافه شدند.
اما بر میگردیم به بحث خودمان یعنی موبایل و sms.
در نوشتن پیام کوتاه در ابتدا به طور پیشفرض سیستم در نظر میگیرد که شما میخواهید فقط از اسکی استفاده کنید. ظرفیت sms هم معمولاً ۱۶۰ کاراکتر است. ما وقتی ترکی مینویسیم تا جایی که از کاراکترهای ş و ı و İ و ğ استفاده نکردهایم، پیاممان بر اساس اسکی است و ۱۶۰ کاراکتر را در اختیار داریم اما وقتی یکی از این کاراکترها را بنویسیم، سیستم مجبور شود برای sms ما از یونیکد استفاده کند. با توضیحاتی هم که در بالا دادیم، فهمیدید که یونیکد دو برابر اسکی جای میگیرد. با تغییر جدول به یونیکد تمام کاراکترهای قبلی هم یونیکد نوشته میشوند و ظرفیت دو برابر نسبت به قبل اشغال میکنند. یعنی اگر شما در تمام smsتان از کاراکترهای معمولی انگلیسی استفاده کنید و فقط یک کاراکتر ş بنویسید، همه کاراکترها با یونیکد کد میشوند و فقط به خاطر همین یک کاراکتر، حجم پیام ما دو برابر میشود (ظرفیت هر پیام، نصف میشود).
جمعبندی: موقع نوشتن sms ترکی به راحتی میتوانید از ۲۵ کاراکتر انگلیسی وام گرفته شده استفاده کنید. کاراکترهای ç و ö و ü هم هیچ مشکلی ندارند و کماکان از آنها هم میتوانید استفاده کنید. این کاراکترها از طریق صفحه کلید موبایل به راحتی در دسترس هستند. اما توصیه میشود از کاراکترهای ş و ı و İ و ğ استفاده نکنید. در صورت استفاده کردن از آنها حجم sms شما دوبرابر میشود و مثلاً سیستم باید دو پیام بفرستد. در این صورت علاوه بر پول اضافهای که باید به خاطر لاتیننویسی بدهید، ظرفیت پیامتان هم نصف میشود. یعنی فشار مضاعف را تحمل خواهید شد. توصیه میشود به جای این کاراکترها از قوانین تینگلیش استفاده کنید یعنی از مشابههایشان (s و i و I و g) استفاده کنید. البته بعضی دوستان به جای ş از کاراکتر $ هم استفاده میکنند که اشکالی ندارد. زیرا این کاراکتر هم اسکی است.
مطالب مرتبط در بیرون:
* کاراکتر شوا (ویکیپدیای انگلیسی)
سلام
چند وقتی بود که به خاطر یک سری مشکلات که تو دانشگاه واسم پیش اومده بود نتونستم بیام و پست بنویسم اما حالا برگشتم.اگه یادتون باشه من چند هفته پیش در سالگرد درگذشت داستان نویس بزرگ آذربایجان صمد بهرنگی مطلبی هر چند کوتاه در مورد صمد نوشتم که با واکنش وبلاگهای مختلف مواجه شد که مهمترین آنها وبلاگ بچه پارس بود(مشاهده مطلب).من هم فقط به خاطر علاقه خاصی که به صمد داشتم قول دادم که این بار به گفته های این افراد جواب دهم. چون سرم شلوغ بود واسه این کار از یکی از دوستام که اسمش آیدین هست کمک خواست و اون هم با این که سرش از من هم شلوغتر بود به من کمک کرد تا این پست رو بنویسم.
نوشته های آیدین:
خیلی دوست داشتم که بتوانم روزی در فضای اینترنت نظرات خودم را منتشر کنم ولی همیشه تنبلی برای ساخت وبلاگ و آپدیت کردن آن این کار را به تعویق می انداخت تا این که سرانجام بوسیله ی یکی از دوستانم دعوت به نوشتن مقاله ای در وبلاگشان شدم. این وبلاگ ، وبلاگ مرنداوغلو بود و دوستم هم همان وولکان. وولکان مرا دعوت به نوشتن جوابیه ای به انتقاداتی که بر صمد بهرنگی شده بود کرد و من نیز پس از خواندن نوشته ی خود او و بخش نظرات و نیز وبلاگهایی که لینک داده بودند مطلب مربوط به وبلاگ بچه پارس (بچه کرد!!) را که منظم تر از بقیه بود انتخاب کردم و شروع به نوشتن مقاله ای کردم که هم مطالب جدیدتری نسبت به مطلب قبلی خود وبلاگ داشت و هم جوابیه ای به ایرادات وبلاگ بچه پارس. در این مطلب ایرادات این وبلاگ یک به یک فهرست شده و جواب داده شده اند که در ادامه می آید.
امیدوارم که مرا از این پس فعالتر در این وبلاگ ببینید و بتوانم بخوبی از حقوق مردم تورک آذربایجان دفاع کنم؛
1- چهره ی بد و بی رحم زن بابا:
یکی از اشکالاتی که برای صمد گرفته شده چهره ی خشن زن بابا در این داستان است. می دانیم که تعدادی از داستانهای صمد از جمله همین داستان ریشه در فولکولور آذربایجان دارد. اگر داستانهای کودکی خود را که از زبان مادربزرگ یا یک بزرگتر شنیده اید به یاد داشته باشید یا خودتان داستانهای فولکولور ایران را مطالعه کرده باشید می بینید که بیشتر از غول یا جادوگر یا هر موجود دیگری زن بابا شخصیت شر ماجراست، مثلا در ماه پیشونی. پس این مطلب که زن بابا شخصیت شر این ماجراست هیچ مشکلی ایجاد نمی کند، فقط می ماند بدرفتاریهای زن بابا با اولدوز. برای جواب دادن به این سوال نیز توجه شما را دوباره به قصه های قدیمی معطوف می کنو. یادم می یاد کتابی به اسم قصه های مادر بزرگ گردآوری رضا احمدی را سالها پیش خوانده بودم، زمانی که داستانهای صمد را می خواندم متوجه شباهت بی نظیر این داستان با یکی از داستانهای کتاب مذکور به نام بلبل سرگشته شدم. زیاد نمی خواهم وارد جزئیات شوم و فقط می خواهم مقایسه ای بین این دو داستان از جنبه شخصیت شر دو داستان یعنی زن بابا داشته باشم. در داستان صمد زنبابا اولدوز را اذیت می کند و او را تنبیه شدید بدنی می کند ولی در داستان بلبل سرگشته که داستان خواهر و برادری است که با زن بابا و پدرشان زندگی می کنند زن بابا از شدت نفرتش پسر را می کشد و از گوشت او ناهار تهیه می کند در حالی که در داستان صمد فقط گاو اولدوز را می کشند. خوب معلوم است که داستان صمد انسانیتر است حال چگونه است که قصه ی بلبل سرگشته را برای کودکان نقل می کنند یا حداقل می کردند ولی داستان صمد به این دلیل محکوم به مهجور ماندن است. به بیان دیگر صمد به نظر من نیم نگاهی به این داستان یا معادل آن در فولکولور آذربایجان داشته است و با تغییرات بسیار عالی و هوشمندانه این داستان را مناسبتر برای کودکان می کند.
2- شاشیدن پسر همسایه در کرت:
یکی دیگر از اشکالاتی که برای صمد در وبلاگ بچه پارس گرفته شده است شاشیدن پسر همسایه در داخل کرت است. نویسنده ی این وبلاگ با بزرگنمایی بیش از حد این مطلب بیان می دارد که صمد بدین وسیله قصد فضاسازی و ورود به داستان را دارد. در حالی که اگر شخصی داستان را بصورت کامل بخواند متوجه می شود که اصلا چنین نیست و صمد این کار را به صورت اتفاقی کاملا معمولی در داستان خود می آورد و هیچ قصد خاصی از این حرف ندارد. حال اگر افرادی با خواندن این مطلب به فضای داستان وارد می شوند، تقصیر خودشان است.
از طرف دیگر از نویسنده ی وبلاگ مذکور می پرسم که آیا آثار نویسندگانی چون صادق هدایت یا جمال میر صادقی را خوانده است. با همه ی احترامی که به این دو نویسنده قائلم آیا می داند حرفهای ضد اخلاقی که در داستانهای این دو آمده است خیلی بیشتر از مطالب ضد اخلاق در داستانهای صمد است. شاید در جواب گفته شود که این رمانها و داستانهای کوتاه برای سنین بالاتر نوشته شده است ولی این هم حرف اشتباهی است چون بیشتر این داستانها را نوجوانان و جوانان 25-15 ساله می خوانند. پس با حکمی که ایشان داده است یا باید آثار این نویسندگان طرد شوند یا فقط در صورتی فروخته شود یا در کتابخانه ها امانت داده شود که افراد کارت شناسایی برای بالا بودن سن خود از یک حد اقل ارائه دهند. مطلب دیگری که در مورد این مقوله باید گفت این است که هر اثری را باید در زمان خود مطالعه کرد. استاد مطهری در مورد علامه مجلسی و فقاهت وی سخنی بدین مضمون دارد: بعضی از احکام علامه مجلسی اکنون بسیار ضعیف جلوه می کنند و امروزه اگر کسی بر فرض به ایشان اقتدا کند کار نادرستی انجام داده است اما کسانی که در زمان خودش به ایشان اقتدا کرده اند، اقتدایشان هیچ مشکلی نداشته است. داستان صمد هم همینطور است در زمان صمد شاشیدن یک بچه کوچک در کرت مشکل خاصی نداشت، در ضمن صمد که از شاشیدن یک آدم بزرگ صحبت نکرده است که شما نگران آینده بچه تان هستید.مطلب دیگری که شایان ذکر است این است که خانه های قدیمی و خصوصا خانه های روستایی مانند امروز آپارتمانهای 60 متری نبودند بلکه خانه باغ و با مساحت بسیار زیاد بودند به همین دلیل شاشیدن بچه ها در کرت مشکل خاصی ایجاد نمی کرد.
3- ترویج دروغگویی:
اگر داستانهای صمد و مقدمه هایی را که برای بعضی از آنها نوشته است را بخوانید متوجه می شوید که صمد بیان می دارد که با داستانهایش قصد ندارد بچه هارا به خواب و خیال ببرد بلکه قصد دارد آنها را با دنیای واقعی آشنا کند. صمد می گوید : من نمی خواهم کودکان امروز دنباله رو کودکان دیروز باشند کودکانی که با توسری بزرگ شده اند و اکنون فقط بلدند به زیردستان خود توسری بزنند و از بالا نشینان توسری بخورند. صمد می خواهد در حد تواناییش این روال را بشکند و برای شکستن آن لازم می بیند که از گفتن حرف راست به کسی که صلاح تو را نمی خواهد یا صلاح تو را به درستی تشخیص نمی دهد بعضی وقتها اجتناب شود. در این داستان اگر یاشار راستش را به مادرش بگوید چه می شود؟ مادرش چون اعتقاد دارد بالانشینان بهتر از او می فهمند حتما موضوع را به آنها می گوید و راز آنها لو می رود و این یعنی از دست دادن تنها وسیله ی نجاتشان یعنی عروسک سخنگو.
4- داشتن عقاید چپ:
داشتن عقاید چپ صمد را نه در پی آنیم که انکار کنیم و نه توجیه. صمد چپ بود و تمام. مگر صادق هدایت با حزب توده رفت و آمد نداشت. مگر جلال آل احمد عقاید چپ نداشت. مگر خیلی از کسانی که اکنون تا حدی سرشناسند و به آنها افتخار می شود جزو 53 نفر نبودند. بخصوص که صمد در آذربایجان زندگی می کرد یعنی در جایی که هر چند به طور کوتاه مدت تجربه ی حکومت جعفر پیشه وری را داشت که بوسیله آن به معنای واقعی کلمه از ظلم حکومت مرکزی رها شده بود. نمی خواهم در این مجال کارهای فرقه دموکرات آذربایجان و رهبر آن جعفر پیشه وری را در آذربایجان ذکر کنم که نیازمند مجال دیگری است، فقط به جمله ای از ریچارد کاتم از کتاب« مقاومت شکننده؛ تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب » نوشته جان فوران ترجمه احمد تدین بسنده می کنم:«کاری که فرقه در یک سال در تبریز کرد بیش از کارهایی بود که رضاشاه در طول بیست سال انجام داد» می دانیم که پیشه وری یک کمونیست بود و این می توانست به عنوان یک انگیزه برای جوانان آذربایجان برای پذیرفتن و داشتن عقاید چپ باشد.
کلام آخر:
همیشه در تاریخ مخترعان و آغازگران شایسته ی تقدیر بوده اند. الآن در کشور ما بخاطر ساخت ماهواره بر سفیر امید و آزمایش موفقیت آمیز آن کلی سروصدا بپا می شود در حالی که ناسا در حال رد کردن مرزهای منظومه ها و کهکشان راه شیری است. البته کار کارشناسان ایران به دلیل آغازکردن راه شاید در همان حد قابل ستایش باشد. به نظر من صمد نیز حتی اگر بر فرض بعضی از داستانهایش ضعیف باشند باز هم چون آغازگر راه داستانویسی کودکان در کشورمان است شایسته ی تقدیر است. والسلام
به زودی منتظر مطلب جدیدی در مورد وضعیت آذربایجان در زمان رضاشاه و کارهای فرقه ی دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه وری باشید.
تابناک: شهریار به تلویزیون ترکیه اهدا شد.
بالاخره ایران از
خواب خرگوشی بیدار شد و نسبت به تحریفات عمیق موجود در ترکیه عکس العملی نشان داد.
همانطور که میدانید
در ترکیه باورهای بسیار غلطی نسبت به ایران و مخصوصا آذربایجان ایران وجود دارد. مثلا
ترکیهایها فکر میکنند در آذربایجان ایران، ملت به ترکی صحبت میکنند و این فیلم
به آنها نشان خواهد که اصلا اینگونه نیست و واقعیت این است که در آذربایجان ایران
مردم چهار جمله به فارسی و یک جمله به ترکی صحبت میکنند. آنها تاکنون
بر این باور بودند که شهریار با شنیدن این جمله از مادرش که «اوغلوم
شعرلرین آنان دیلینده دئ آناندا قانسین» منقلب
شده و از آن به بعد اشعار ترکی سروده است ولی با دیدن این فیلم خواهند فهمید که
مادر او اصلاً فارسیزبان بوده و بنابراین این ماجرا دروغی بیش نبوده است.
ما هم خوشحالیم که
با دیدن این فیلم باورهای غلط ترکیهایها درست خواهد شد و از مسئولان فرهنگی ایران
هم به خاطر این عمل بجا و هرچند دیر، تشکر میکنیم و مطمئنیم که روح شهریار شاعر
بزرگ فارسیزبان هم از این عمل خشنود است.
همانطور که همه میدانید از موقع روی کار آمدن حکومت ستمشاهی پهلوی بسیاری از اسمها و کلمه های ترکی را بیگانه قلمداد داده و کلکشان را از این مملکت کندند. تعداد این موارد بیشمار بوده و نیازی به مثال آوردن ندارد. متأسفانه این روند در بعد از انقلابی که به آن امیدوار بودیم هم ادامه دارد.
در
دوران ستمشاهی با وضوح کلمه ها و مصادیق فرهنگی ترکی را با بیشرمی تمام بیگانه
قلمداد میکردند و از بین بردن آن را هم معادل با بیگانهستیزی میدانستند اما
اکنون که ترکها برپا خواسته و از هویت و هستی خود مواظبت کرده و بر هر گونه حرکت
تمامیتخواهانه عکسالعمل نشان میدهند، دیگر نمیتوانند به وضوح ترکی را بیگانه
یاد کرده و ترکیزدایی را بیگانهستیزی قلمداد کنند، اما تمامیتخواهی و یکهتازی
قومی و زبانی، تمامی ندارد. اکنون مدتی است که پروژه شوم دیگری را شروع کردهاند
که ما ترکها باید آگاه بوده و جلوی آنها را بگیریم. پروژه جدید، نه عنوان «بیگانه»
گذاشتن بر ترکی، بلکه اطلاق عنوان «مغولی» بر آن است!
یکی
از فازهای این پروژه که متأسفانه مدتی پیش اجرا شد و به موفقیت هم رسید، حذف تقویم
ترکی از ایران بود. اگر به یاد داشته باشید در آن هنگام عدهای تمامیتخواه (متأسفانه
دست نمایندگان هموطنان زرتشتیمان هم با آنها در یک کاسه بود) اعلام کردند که این
تقویم ترکی مال مغولان است و باید از فرهنگ ایران زدوده شود. مطمئناً انسانهای
وطندوستی که از نیت شوم این افراد خبر ندارند در دام این عمل شیادانه افتاده و
فقط از روی احساسات پاک وطندوستی با آنها همصدا میشوند. ما کاری نکردیم، عکسالعملی
نشان ندادیم و آنها به راحتی به هدف خود رسیدند. تقویم ترکی را که منجمان ترکستان
ابداع کرده و به دنیا صادر کرده بودند به ناحق از بین بردند. شاید مغولان آن را به
این سرزمین آورده بودند ولی دلیلی ندارد که آن را مال مغولان بدانیم. استاد حسن
عمید در لغتنامه خود به صراحت تعلق این تقویم به ترکان را مینویسد:
سیچقان ئیل – ت. سال موش در اصطلاح
ترکی. منجمان ترکستان در سابق یک دور نجومی ترتیب دادهاند که آن را دور اثناعشری
میگویند و عبارت از ۱۲ سال است و هر سال آن را با اسم جانوری نامیدهاند. ابتدای آن
سیچقان ئیل است بعد اودئیل، بارس ئیل، توشقان ئیل، لوی ئیل، ئیلان ئیل، یونت ئیل،
قوی ئیل، پیچی ئیل، تخاقوی ئیل، ایت ئیل، تنگوز ئیل
همانطور
که استاد عمید گفتند و همانطور که از اسامی واضح است، این تقویم مال ترکان بوده و
است و احتمالاً مغولان هم از آن بهره میجستهاند که این دلیل بر هیچ چیزی نیست.
ماجرای
تقویم ترکی تمام شد و رفت و ما ماندیم در حسرت فرهنگمان و در افسوس این که چرا
کاری نکردیم. اما اکنون فاز دیگری از این پروژه شوم در حال شروع است و ما باید از
فاز اول عبرت گرفته و بیتحرکی نکنیم. فراموش نکنید که ملتی که از تاریخ خود
عبرت نگیرد، محکوم به تکرار آن است. فاز دوم این پروژه مسئله نام واحد پول
غیررسمی مملکت است. «تومان» واژه ترکی دیگری که در صورت خواب دوباره ما میرود که
تقویم ترکی بپیوندد. اکنون مدتی است که در ایران سر و صدای حذف کردن تعدادی صفر در
محافل مختلف پیچیده است و در صورت اجرای این طرح، نام واحد پول عم عوض خواهد شد. واحد
پول رسمی ایران یعنی «ریال» که از هشتاد سال پیش رسمی شده است، در طول این هشتاد
سال هیچ جایگاهی بین مردم پیدا نکرده است و همه از همان کلمه «تومان» (تلفظ ترکی tümən و
تلفظ فارسی tomən) استفاده میکنند. اکنون در آستانه تغییر واحد پول، محافل تمامیتخواه
و باستانپرست شروع به تاریخبافی کرده و دوباره این واژه ترکی را واژهای مغولی
میخوانند و ادعا میکنند که باید نام برازندهای بر واحد پول جدید انتخاب شود. در
ابتدا دوباره با مراجعه به اثر ماندگار حسن عمید، دروغ اینها را برملا میکنیم:
تومان – ت. (بضم تا) ده هزار، و ده
ریال پول ایران که سابقاً ده هزار دینار بود. امیر تومان: «در اصطلاح سابق» سرکرده
و فرمانده ده هزار نفر سرباز.
میبینید
که مقابل کلمه حرف «ت» مخفف «ترکی» را نوشته است. همگان میدانند که تومان واژهای
در دستگاه اعداد ترکی و معادل عدد «ده هزار» است و همانطور که در بالا میبینید
مردم به ده هزار واحد پول جدید اسم یک تومان را دادند.
اکنون
ما ترکها باید از این واژهمان حداکثر پشتیبانی را بکنیم و کسانی که با دروغگویی
دوباره سعی در تحریک احساسات پاک وطندوستان را دارند را برملا کرده و آنها را در
حسرت نیت شومشان بگذاریم. در صورت قطعیت تغییر واحد پول، ما باید جلوی هر تمامیتخواهی
را گرفته و از فرهنگ خود دفاع کنیم. من خودم به عنوان حداقل کار، پیشنهاد میکنم
یک پتیشن آماده کرده و آن را امضا کنیم و به مسئولان مربوطه ارجاع دهیم.
همینجا
به هر تمامیتخواه باستانپرستی هشدار میدهیم که هرگونه تعرض به فرهنگ ما جوابی
سختتر در پی خواهد داشت.
این وبلاگ شیاد حتی با نوشتن تعدادی مطالب سعی در جلب اعتماد ترکها دارد.
گول این وبلاگ را نخورید. در پست مربوط به هک میبینید که درخواست نام و پسورد وبلاگ خودتان را کرده است. مطمئن باشین با دادن آن وبلاگ خودتان هک خواهد شد. لطفا این پیام را با اطلاع همه برسانید.
آدرس وبلاگ شیاد:
(فاصله ها را بردارید. مایل به لینک دادن به وبلاگ مذکور نیستم)
پس از لو رفتن وبلاگ مذکور، همان فرد یا افراد در وبلاگی وجدید دوباره همان سناریوی مسخره را شروع کرد. در وبلاگ جدید که ادرسش در زیر است، همانطور که میبینید کپی تمام مطالب وبلاگ قبلی در آن است و باز هم برای جلب اعتماد، یکی دیگر از وبلاگهای خودشان را به صورت صوری هک کردند؛ دقت داشته باشید که اگر کسی هک کردن بلد باشد، برای هک کردن یک وبلاگ نیازی به پسورد وبلاگی دیگر ندارد! یعنی دریافت پسورد وبلاگ شما فقط جهت هک کردن وبلاگ خودتان است و بس!! لطفاً این نوشته را به اطلاع تمام وبلاگ نویسان دیگر نیز برسانید.
آدرس وبلاگ شیاد جدید:
(فاصله ها را بردارید. مایل به لینک دادن به وبلاگ مذکور نیستم)
چند روز پیش ویندوز ویستا را به علت مشکلات زیادی که برایش
پیش آمده بود، عوض کردم. بعد از نصب ویندوز جدید سری به سایت مایکروسافت زدم تا
تعدادی گجت (gadget)
جدید برایش پیدا کرده و نصب کنم. در این بین یک گجت بسیار زیبا پیدا کردم.
این گجت توسط همزبانانمان در ترکیه نوشته شده و میتواند
حدود 27 رادیوی ترکی را به طور
آنلاین برایتان پخش کند. این گجت برای منی که ماهواره ندارم و تا حالا حتی یک
دقیقه هم تلویزیون و یا رادیوی ترکی گوش ندادهام، بسیار جالب بود.
حالا برای تمام افرادی که از ویندوز ویستا استفاده میکنند
این گجت زیبا را توصیه میکنم. اسم گجت، sRx TürkRadyo
است و صفحه مربوطهاش هم اینجاست:

صفحه
دریافت گجت sRx
Türk Radyo
از میان رادیوهایی که این گجت پخش میکند، شخصاً Power
Türk را برایتان پیشنهاد میکنم. هر لحظه در حال پخش موزیکهای
ترکی زیبا است. البته رادیوهای دیگر را هم که بررسی کردم، اکثرشان در حال پخش
ترانه بودند.
در همین زمینه یک گجت دیگر هم میتوانید از لینک زیر
دریافت کنید. این یکی 10 رادیو دارد:

صفحه
دریافت گجت Turkish Radios
یکی از رادیوهای زیبای این گجت هم Radyo
Nostalji است که متأسفانه در گجت قبلی وجود ندارد. همان طو رکه از اسمش هم
واضح است، مخصوص پخش ترانههای نوستالژیک بسیار زیبا
است.
از این بعد لذت وبگردیتان را با گوش دادن به رادیو ترکی
دو چندان کنید. برای استفاده از این گجتها نیاز به سرعت اینترنت بالایی هم
ندارید. با همان دایلآپ هم میتوانید به رادیو گوش دهید.
در ضمن تعداد گجتهای ترکی بسیار فراتر از این دو است. میتوانید
در هر زمینهای از جمله خبر، وضع هوا، باشگاههای ترکیه و ... گجت پیدا کنید. صفحه
تمام گجتهای ترکی را میتوانید از لینک زیر ببینید:
البته خیلی از گجتهای ترکی در این صفحه دستهبندی نشدهاند
و آنها را فقط در صفحه تمام گجتها میتوانید پیدا کنید (البته باید نزدیک 6000
گجت را بگردید!):
مطالب مشابه قبلی:
اردیبهشت
امسال چند بار به نمایشگاه بینالمللی کتاب رفتم و در بخش خارجی به غرفههای ترکیه
هم سر زدم. ترکیه امسال نسبت به سال قبل حضور بسیار فعالتری داشت. تقریباً 7 - 8
غرفه مختلف داشت که هر کدام مربوط به انتشارات خاصی بودند. انتشارات کوثر که
کالاهای فرهنگی مذهبی مثل کتاب و فیلم داشت. فیلمهایش هم اکثراً دوبله ترکی فیلمهای
مذهبی ایران بود. انتشارات تیماش که کتابهای تاریخی و کودکان داشت و یکی از پر
رونقترین و شلوغترین غرفههای خارجی بود و ... . در این میان یک انتشارات هم به
نام انتشارات احسان وجود داشت. این انتشارات هم اکثراً کالاهای فرهنگی مذهبی داشت.
اما نکته جالبی که در این غرفه به چشم میخورد، وجود چند CD به زبان کردی کرمانجی
بود. خود مسئول غرفه هم یک کرد بود. نکته جالب این غرفه این بود که بر خلاف غرفههای
دیگر ترکیه، جلوی این غرفه کرد جمع شده بود تا ترک! اکثر مراجعه کنندگان به این
غرفه کرد بودند و مسئول این غرفه تقریباً تمام وقت کردی صحبت میکرد!
در
زیر عکس از این غرفه و CD کردی را میبینید.


سؤالی
که برای من مطرح شده است این است که آیا ایران هم در نمایشگاههای خارجی کتاب و CD غیر فارسی مثلاً ترکی
آذربایجانی میبرد؟!
این
سایتهای پانایرانیستی و کردی اکثراً مدعی میشوند که کردها در ترکیه تحت فشار
هستند. من خودم از وضعیت کردهای ترکیه اطلاع چدانی ندارم ولی از شواهد به این
نتیجه رسیدهام که این حرف کاملاً غلط و نادرست است و از نظر من برای سرپوشانی بر
وضعیت خراب اقلیتهای قومیتی ایران مخصوصاً ترکها ساخته و پرداخته شده است.
من
خودم وقتی میخواهم نرمافزاری را برای کامپیوترم دانلود و یا نصب کنم و وقتی
آن نرمافزار چندزبانه هست، همیشه زبان ترکی را برمیگزینم. در این میان به
زبانهای دیگر هم نگاهی میاندازم. نکته جالبی که وجود دارد این است که زبان کردی
کرمانجی هم اکثراً در این میان وجود دارد ولی خیلی مواقع خبری از فارسی نیست. به
عنوان مثال میتوانید به صفحه
دانلود فایرفاکس نگاهی بیندازید. همینطور چند روز پیش که
در حال نصب جدیدترین نسخه کوبونتو بودم، در صفحه انتخاب زبان اولیه هم وضع به همین
منوال بود. کردی بود ولی خبری از فارسی نبود.
حالا
سؤالی که مطرح است، این است که زبان کردی کرمانجی که متکلمانش در ترکیه هستند (در
شمال شرق ایران هم اندکی وجود دارد) و طبق گفته منابع پانایرانیستی (بخوانید پانفارسیستی
و یا آنتیترکیستی) آنها تحت فشار قومیتی بوده و زبانشان ممنوع است، میتوانند تا
این اندازه در دنیای کامپیوتر پیشرفت کنند که حتی از زبان فارسی که در سه کشور
رسمی بوده و بودجههای کلانی هم میخورد، جلوتر بزنند؟ پس معلوم است که فرض اولیه
غلط است!
مطلب مرتبط در وبلاگ جناب اودلار:
* کردها در ترکیه


