بو یازیدا قصدیم وار قوزئی آذربایجانین گؤزل و دگرلی سایتلارینین بیر نئچهسینی تانیتدیریم. نه گؤزل اولار چئشیدلی ایشلریمیزده بو سایتلاردان فایدالاناق و فارسجا و حتی اینگیلیزجه سایتلاردان اوزاقلاشاق.
boxca.com:
ایلک تانیتدیغیم سایت، بوخجا سایتیدیر. بو سایت، دوسیا پایلاشیم (file sharing) سایتیدیر. rapidshare کیمی بیر سایت. بورادا یوکلنن دوسیالارینیز، اندیریلمهسهلر، 356 گونه قدر (1 ایل) سایتدا قالارلار. ان چوخو، 100 مئگابایتلیق دوسیا یوکلیه بیلرسینیز. دوسیالارین سایی سونسوزدور. یعنی هر نئچه فایل ایستهسز، یوکلیه بیلرسینیز. یوکلماق اوچون، قئدیییت گرکلی دگیل، اما اؤزونوز ایستهسز، قئدیییتدن ده گئچه بیلرسینیز.
من اؤزوم چوخلو دوسیالاریمی بو سایتا یوکلیهرم.
«بوخجا» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

بوخجا (دوسیالارینیز بوخجایا آتین!)
****************************************
box.az:
گؤزل ایمئیل سئرویس وئرن سایتیدیر. البته gmail-ه هئچ واخت یئتیشمز، اما اگر آنا دیلینده بیر ایمئیل سئرویسی ایستهسز، دردینیزه دیر. 1 گیگابایت یئر وئریر.
«باکس» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
xebername.com:
فارسلارین، «بالاترین» آدلی سایتی کیمی بیر سایتدیر. همیشه ماراقلی خبرلر و یازیلار، آذربایجان تورکجهسینده، تورکیه تورکجهسینده و یا روس دیلینده بو سایتدا گؤره بیلرسینیز. اؤز یازیلارینیزی دا یوللایا بیلرسینیز.
«خبرنامه» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
ilk10.com:
آذربایجانین ان گؤزل و چوخ گؤرولونن سایتلارینی بو سایتدا گؤره بیلرسینیز.
«ایلک اون» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
yoxdur.com/forum:
ایلک گؤروشده نظرینیزه سادهجه بیر فوروم گلر، اما اگر بؤلوملرینه بیر باش وورساز، گؤررسینیز بیر قیزیلا ال تاپمیسینیز! آذربایجان دیلینده هر نه موزیک، ویدئو کلیپ، فیلم، ایستر اسکی اولسون، ایستر یئنی، بو سایتدا تاپا بیرسینیز. دئماق اولار آدینین عکسیدیر؛ یعنی هر نمنه «وار»! فعال آپلود ائدن تاخیمی وار و بونلار بو دگرلی سایتی دوزلدیبلر. آپولودئر تاخیمینین اصلی آداملاریندان bakili آدلی یولداشمیزدیر بو سایتدا سیز اوندان چوخلو دوسیا گؤره بیلرسینیز.
«یوخدور» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
azeriblog.com:
بو سایتیدا چوخونوز تانیییرسینیز. آذربایجان دیلینده وئبلاق سئرویسیدیر. وئبلاق وئرماق اوچون، قدرتلی یازیلیمی وار و وئبلاقی ایله ایشلماق اوندا چوخ راحاتدیر. احتمالاً منده یاخین گونلرده بو فارس سیستئمیندن اورایا کؤچم!
دئمهلییم بو سایتین مودورو، گونئیلی (ایرانلی)دیر و همین کس، «ائلیمیز آنلاین» و «تورکبلاق» سایتینی آچیبدیر.
«آذری بلاق» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

آذری بلاق - آنا دیلینیزده وئبلاق آچین
****************************************
xazar.com:
بو سایتین چوخلو ماراقلی سئرویسلری وار و سیز اونلاردان قوللانا بیلرسینیز. او جوملهدندیر فوروم، چت (ایراندا فیلتئردیر!)، خبر، وئبلاق، ژورنال، شکیل، اویون، معلومات، باغلانتی و ... .
«خزر» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
4all.az:
بورادار سادهجه بیر فورومدور. گؤزل بیر فورومدور و حتی «گونئی آذربایجان» بؤلوموده واردیر و بعضاً اورادار بیزیم حاقدا دانیشارلار!
«4all» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

****************************************
qaynar.info:
آذربایجانین خبر سایتیردیر. «گونئی آذربایجان» آدلی بؤلوموده وار و اورادا گونئی آذربایجان حاققیندا خبرلر گؤره بیلرسینیز.
«قاینار» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:

قاینار - آذربایجانین خبر سایتی
****************************************
load.az:
و بو سایتدا دا هر نمنه تاپا بیلرسینیز. هر لحظه بورا گوندم (update) اولار و اگر قئیدییتدن گئچسز، سیزده هر نه ماراقلی بیر زاد اولسا، یوللایا بیلرسینیز. دووار کاغاذی (wallpaper)، موزیک، اویون، شعر، دینی یازیلار و ... بورادار تاپا بیلرسینیز.
من اؤزوم شخصاً موسیقی بؤلوموندن چوخ خوشوم گلر و یئنی موسیقیلری بورادان اندیرهرم.
«load» سایتینین ایلک صحیفهسینین شکیلی و باغلانتیسی:
****************************************
بورادا تانیتدیغیم سایتلار سادهجه بیر داملا ایدی بیر دنیزدن. بونلار منیم تانیدیغم و قوللاندیغیم سایتلاردیرلار. چوخلو باشقا گؤزل و دگرلی سایت دا واردیر. اونلاری بیر آختاریش ایله تاپا بیلرسینیز.
دشمنان زبان ترکی که از هشتاد سال پیش برای از بین بردن این زبان در آذربایجان، تمام تلاششان را کرده و از هر دری و از هر ترفند کثیفی برای این کار استفاده کرده ولی همیشه به در بسته خورده بودند، مدتی است که روش جدیدی به کار بستهاند. این دفعه از در دوستی و خیرخواهی وارد شدهاند و دایه مهربانتر از مادر برای ترکی شدهاند.
هر موقع در نوشتن و یا در صحبتهای رسمی، از یک کلمه اصیل ترکی که متأسفانه در زبان فعلی آذربایجان از بین رفته و جای خود را به کلمه فارسی و عربی داده است، ولی در ترکی استانبولی وجود دارد، استفاده میکنیم، سریع جبهه گرفته و به ما میتازند که شما در حال تبدیل زبان ترکی آذربایجانی به زبان بیگانه ترکی استانبولی و به عبارت دیگر «خیانت» هستید! و به این طریق از احساسات پاک آذربایجانیهایی که به زبان مادری خود علاقه دارند و زیاد از موضوع مطلع نیستند، سوءاستفاده میکنند.
البته با کوچکترین اندیشهای میتوان دروغگویی اینها را فهمید. این که اگر شما دوستدار زبان ترکی آذربایجانی هستید، چرا در مقابل سیل ورود کلمات فارسی به این زبان سکوت میکنید؟ چرا در مقابل جملات مفتضحی که مثلاً به ترکی آذربایجانی است و از تلویزیون و رادیوی مثلاً ترکی پخش میشوند چیزی نمیگویید؟ چرا جملهای مثل «نقدینگی یکی از پایههای اصلی تورم در جامعه دی» را انحراف ترکی آذربایجانی نمیدانید ولی جمله «بو باشقا سؤزدور» را به خاطر استفاده از کلمه اصیل ترکی «باشقا»، نشانه بیگانهگرایی میدانید؟ به راحتی اثبات میشود که شما هیچ علاقهای به ترکی آذربایجانی ندارید و به هیچ وجه درد آن را ندارید. جنابان، پانایرانیستان و یا به عبارت دیگر قومیتگرایان پشت ماسک ملیتگرایی، تمامیتخواهان، یکهتازبان قومیتی و زبانی، این نقشه شما هم با شکست مواجه است!
اگر درد ترکی آذربایجانی را دارید، چرا در مقابل درخواستهای قومیتی به حق ما از جمله تأسیس فرهنگستان زبان ترکی آذربایجانی، مخالفت و کارشکنی میکنید؟ چرا نمیگذارید تا این فرهنگستان تشکیل شود و ترکی آذربایجانی را از شر هر زبان بیگانهای نجات دهد؟
جنابان آیا میتوانید در نوشتههای ترکی هویتطلبان کلمه «حابر» را به جای «خبر» مشاهده کنید؟ آیا میتوانید تلفظهایی مثل «یوکاری» را به جای «یوخاری» ببینید؟ حتی یک مورد هم نمیتوانید پیدا کنید. هیچ کسی در حال تبدیل ترکی آذربایجانی به ترکی استانبولی نیست. اما افراد زیادی هستند که در حال تبدیل ترکی آذربایجانی به فارسی هستند. ترکی استانبولی به لطف TDK، ذخایر واژگانی ترکی خوبی دارد و ما از آنها برای جایگزینی واژگان بیگانه استفاده میکنیم، مثل «بیلگیسایار» به جای واژه بیگانه «کامپیوتر»، «اؤیرنجی» به جای واژه بیگانه «دانشجو» و ... . اینها به هیچ وجه بیگانهگرایی نیست. همانطور که استفاده از کلمات «دانشگاه» و «دانشکده» در زبان فارسی دری افغانستان هم بیگانهگرایی برای افغانستانیها نیست.
جنابان! دنبال یک نقشه شوم دیگر برای از بین ترکی آذربایجانی در آذربایجان باشید!
یکی از پان ایرانیستها در وبلاگ پانایرانیستیاش مطابق معمول شروع به نوشتم مطالب خلاف واقع و تحریک کننده حس وطندوستی نوشته است. در اینجا جوابی مختصر به نوشتههای این فرد ظاهراً آذربایجانی که خود را یاشار معرفی میکند، میدهیم.
نوشته این دفعه مربوط به یکی از مطالبات به حق ما یعنی تعدادی از اصول اجرا نشده و نمایشی قانون اساسی است. ایشان نوشتهشان را با فحشهای همیشگی که محافل تمامیتخواه پانایرانیست به هویتطلبان میدهند، یعنی «پانترک»، «تجزیهطلب» و ... شروع کرده و پس از افاضاتی چنین نوشتهاند:
همانگونه که میدانیم بعضن خط را هم تغییر داده و بسیاری از سایت های پانترکی از الفبای لاتین روسی همانگونه که در جمهوری خودمختار آذربایجان (ارّان-ایران شمالی) بکارمی رود بهره می گیرند.
در اصل 15 منظور از «خط رسمی» مسلماً خط فارسی است. اکنون هر زبانی در دنیا خط خودش را دارد و این کار که در یک کشوری که دهها زبان جریان دارند، برای همهشان یک خط تعیین کرد، مسلماً کاری غیر انسانی و شوونیستی است. در یک کلام منظور از خط رسمی در اینجا خط همه زبانهای ایرانی نیست. اما حتی اگر این را بر فرض محال بگیریم که منظور از «خط رسمی ایران» خط تمام زبانهای حاضر در ایران است، در آن صورت چرا ارامنه میتوانند به خط سنتی خودشان که کاملاً جدا از خط فارسی عربی است، بنویسند و در مدارس با این خط آشنا شده و تدریس شوند؟!
در ضمن شما عمداً و یا سهواً دو خط آذربایجان را با هم قاطی کردهاید. خط لاتین، روسی نیست و اتفاقاً استالین خط لاتین مصوب سال 1928 را ممنوع کرده و خط سریلیک را اجبار کردند. یعنی خود روسها دشمن خط لاتین فعلی بودهاند.
و باز هم در ضمن، در دنیای فعلی کشوری، منطقهای، ایالتی و یا هر چیز دیگری به اسم «جمهوری خودمختار آذربایجان» وجود ندارد. اگر منظورتان جمهوری آذربایجان است، آنجا کاملاً یک کشور مستقل است و جزو خاک هیچ کشور دیگری نیست که بخواهد در مجموعه آن کشور، خودمختار باشد!
مثلا تکلیف گویش های تاتی درآذربایجان چه میشود؟ تکلیف کردهای و ارامنه ارومیه چه میشود؟ کردهای کرمانجی خراسان چه کنند؟
همه این اقوامی که شما نام بردید، حقوق قومیتی خودشان را دارند و آنها هم باید با زبان خود در مدارس آشنا شوند. اگر میخواهید بگویید که حضور دهها قومیت و زبان در ایران عملاً این کار را غیر ممکن میکند، سخت در اشتباهید. اولاً همین الان خیلی از کشورها این گونه هستند. از کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکایی گرفته تا کشورهای عقبماندهای که در همسایگی ما هستند. در همین هند 22 زبان رسمی وجود دارد. مطمئناً اینها به صورت نمایشی رسمی نیستند و حتماً دارای کاربرد رسمی هستند.
اگر میخواهید پراکندگی و اختلاط اقوام را دلیل بر غیرممکن بودن آن بدانید، باز هم در اشتباهید. اکنون ارامنه در ایران جمعیت بسیار اندکی دارند و در شهرهای مختلف هم پراکندهاند ولی همهشان مدارس مخصوص خودشان را دارند و زبان مادریشان در مدارسشان تدریس میشود. پس دوای درد آن مشکل را الان خودتان دارید!
کدامیک از لهجه های ترکی آذری را برگزینند برای گفتار،شنیدار و نوشتار. میدانیم در تبریز به گونه ای ترکی آذری تلفظ میگردد که علی الظاهر لهجه اردبیلی را قبول ندارند. خوب باید چه کرد؟ با آذری تهرانی چه کنیم؟ کرد تهرانی چه؟ گیلک ها و ارامنه ی ساکن در تبریز چگونه؟
شما لازم نیست به فکر زبان ما باشید. زبان ما با وجود دهها لهجه و گویشی که دارد، زبان معیار خودش را هم دارد. همانطور که فارسی هم با وجود دهها لهجه و گویش، زبان معیار خودش را دارد. حتی برای زبانهایی که تا الان زبان معیار مشخصی ندارند، باید یک زبان معیار درست شود و این اصلاً درست نیست که لهجه یک مکانی را به عنوان زبان معیار به دیگران تحمیل کرد. کردی سورانی هم زبان معیارش را با انتخاب کلمهها و گرامر و ... از مجموع شهرهایی که به سورانی حرف میزنند، ساخته است.
این چگونه دستگاه آموزش و پرورشی است که در زنگ ادبیاتش انواع واقسام معلمین ادبیات داشته باشد آنهم با لهجه های متفاوت! که زبان مادری محترم شمرده گردد
این مشکل خیلی کوچک هم به راحتی با استفاده از نیروهای بومی حل میشود. همانطور که در بالا هم گفتم این یک طرح نو نیست، بلکه طرحی که سالهای سال در خیلی از کشورها اجرا شده و اجرا میشود. یعنی این که شما سعی دارید با طرح بعضی مسائل غیر ممکن بودن آن را نشان دهید، مطمئن باشید که تمام آنها جواب دارند وگرنه در کشورهای دیگر اجرا نمیشد.
اصولن پانترکیسم به یک زبان واحد اعتقاد دارد، آنهم زبان تورکی آلتایی- مغولی و بس. و این زبان هم باید حتی در دانشکده های پزشکی و مهندسی ایران تدریس گردد، این هدف غایی (نهایی) است.شاهد این مدعا چیست ؟
هیچ ترکی زبان ترکی را با مغولی یکی نمیداند. این دو فقط در یک خانواده زبانی قرار دارند و بس. ارتباطشان به بیش از آن نمیرسد. شما خودتان که آذربایجانی هستید و احتمالاً ترکی بلدید، خوشحال میشوم یک جمله مغولی به انتخاب خودتان برای ما معنی کنید!
پان ترکها در جمهوری آذربایجان با زبان پارسی چه کردند: گزارشات نشان میدهد، بی هیچ ملاحظه مدارس پارسی زبان راتعطیل کردند. در جمهوری خودمختار آذربایجان(ارّان) هنوز سالخوردگان تالش مشاهده می گردد که به زبان تالشی- تاتی سخن گفته و فرزندان آنها به سختی تنها چند کلمه از زبان فارسی می دانند. این است همان رویای پان ترکان در ایران، که هرآئینه تعبیر نخواهد شد. و درعین حال، همان کابوسی است که یکپارچگی ِ سرزمینی ِ این کشور تاریخی را تهدید میکند.
مقایسه ایران با وجود دهها میلیون ترک با جمهوری آذربایجانی که یک فارس بومی ندارد هم جالب است! در جمهوری آذربایجان مدارس به زبان روسی و گرجی وجود دارند. در ایران غیر از فارسی (و ارمنی) چه وجود دارد؟ در ضمن در جمهوری آذربایجان هم حق تالشها و تاتها و دیگر اقوام است که به زبان مادریشان مدرسه داشته باشند و سیاست کنونی آذربایجان در قبال آنها ظلم و است و من از آن دفاع نمیکنم. و البته این را هم نمیدانم که چرا آن را پیش میکشید، در حالی که هیچ ربطی به قانون اساسی ایران ندارد.
تدریس ادبیات آنهم به شیوه واحد، مثلا در آذربایجان غربی و شهرهای چند قومی، امری ناشدنی است و منجر به برادر کشی، و در بقیه مناطق نیز کمابیش به همین گونه است. حتما شنیده اید در آذربایجان غربی دانش آموزی که با دوست دیگرش به زبان کُردی سخن میگفته توسط معلم ترک زبانش از کلاس اخراج میشود.
اتفاقاً بسیار هم امری است شدنی. کافی است مدارش شهرهای چند قومیتی را به نسبت قومیتها بین آنها تقسیم کنند. در ضمن به هیچ وجه موجب برادرکشی نمیشود وگرنه در شهری مثل اصفهان که ارامنه در مدارس به زبان ارمنی و فارسها در مدارس به فارسی درس میخوانند، برادرکشی میشود؟
در ضمن داستان مذکور را نشنیدهام و مطمئناً دروغ است. وگرنه آموزش و پرورش آذربایجان غربی دست ترکها نیست که بخواهند این چنین سیاستی در پیش بگیرند.
این در حالی است که"مطبوعات و رسانه های گروهی" به زبان های قومی و خصوصا ترکی آذری وجود داشته و منعی برای آن وجود ندارد و بر اساس همین امر بوده که اندیشه های پان ترکیستی و تجزیه طلبانه منتشر میگردد!
مطمئن هستید وجود دارد؟ لغو و توقیف دهها مجله و روزنامه ترکی را چه میگویید؟ حتی روزنامههایی که فقط صفحه ترکیشان توقیف شده است! پدیدهای عجیب که من تا بحال مشابه آن را در هیچ کشوری نشنیدهام که فقط صفحهای از یک روزنامه را توقیف کنند. در ضمن اصلاً قبول. شاید برای من مرندی یک روزنامه در دکه پیدا شود که نصف صفحه ترکی نوشته باشد، آیا در تهران با چندین میلیون ترک چنین چیزی است؟ آیا در استان فارس و یا در خراسان و یا در قم چنین چیزی است؟ تا چند سال پیش در قم تعدادی مطبوعات ترکی وجود داشت ولی اکنون صراحتاً استفاده از زبان ترکی در مطبوعات قم ممنوع شده است.
رسانههای گروهی هم احتمالاً منظورتان شبکه استانی با چهار ساعت برنامه آن هم در زبان فاذری است. خوشحال میشوم به این نوشته از وبلاگ من مراجعه کنید. آیا شما آن را وجود رسانه گروهی به زبان ترکی میدانید؟
تاریخ گواه مدعای این امر است، هنگامی که در خلال سالهای(۱۳۲۵-۱۳۲۴) فرقه دمکرات آذربایجان به قدرت رسید یکی از اقدامات اصلی آنها در راستای مرحله ترکیسم و منویّات دولت شوروی، ممنوع کردن زبان فارسی بر مبنای اصل زبان واحد - سرزمین واحد بود.
اتفاقاً تاریخ به هیچ وجه گواه آن نیست و شما را به خاطر این دروغ در موردش، نفرین میکند. در جواب شما فقط اصل سوم بیانیه 12 شهریور را میآورم:
اصل ۳- آذربايجانين ابتدايی مکتبلرينده اوچ کلاسا قدر درسلر فقط آذربايجان ديلينده آپاريلماليدير و اوچ کلاسدان يوخاری دولت ديلی اولماق اوزره فارس ديليده آذربايجان ديلی ايله ياناشی تدريس ائديلمه ليدير. آذربايجاندا ملی دارالفنون تشکيلی دموکـرات فرقه سينين اساس مقصدلريندن بيری دير۰
نهایتن، به عنوان یک نتیجه گیری نهایی، آموزش و پرورش زبان مادری، در سرزمین های چند قومی- چند لهجه ای و چند زبانی،امری ناممکن و ناشدنی است و اساسن دولت در مقابل اجرای آن مسئولیت قانونی ندارد.
به هیچ وجه ناممکن نیست و در خیلی از کشورهای دنیا همین الان به صورت عملی وجود دارد. دولت در قبال اجرای اصلی که خودش تصویب کرده است و مردم هم به آن رأی داده و به اجرای آن دل خوش کردهاند، کاملاً مسئول است.
امیدوارم هویت طلبان (بدیل پانترکیسم و تجزیه طلبی) پاسخ شفاف دهند.
۱- آیا در جمهوری آذربایجان در مناطق غیر آذری ، زبان مادری غیر ترکی تدریس میگردد ؟
۲- آیا در ترکیه در مناطق غیر ترک ، زبان مادری غیر ترکی تدریس میگردد ؟
من جواب میدهم:
1) در جمهوری آذربایجان همانطور که در بالا گفتم مدارس به زبان روسی و گرجی وجود دارند. در مورد دیگر قومیتها هم من خودم خواستار تدریس آنها هستم و سیاست فعلیاش را ظالمانه دانسته و تقبیح میکنم. البته همانطور که گفتم وضع آنجا از ایران بهتر است چون حداقل غیر از زبان رسمی دو زبان دیگر هم تدریس میشود، در حالی که در ایران غیر از زبان رسمی فقط یک زبان دیگر (ارمنی) تدریس میشود.
2) در ترکیه هم تا جایی که میدانم ارامنه مدارس خودشان را دارند. در مورد کردها هم باز من خواستار مدارس به زبان مادریشان به همراه زبان رسمی هستم و سیاست فعلی ترکیه در قبال آنها را قبول ندارم.
درحالیکه اکثردولتمردان دوره های مختلف بعضا آذری بوده، در سیستم قضایی کشور نقش همیشگی داشته، رهبر کشورخود آذری بوده، در بازار تهران نقش موثر داشته، بزرگترین شاعر نوغزل سرای معاصر آذری بوده و شهریار نام داشته، درحالیکه اگر مواضع سیاسی سیمین بهبهانی نبود، میتوانست ایشان باشد، بسیاری از وزرای قبل از انقلاب آذری بوده، پادشاهان گذشته ایران که دیگر جای بحث ندارد و امری بدیهی است و .... .
این مواردی که ذکر کردهاید، هیچ دلیلی مبنی بر تحت تبعیض نبودن آذربایجانیها نیست. بله درست است که آذربایجان در ظاهر پیشرفته است ولی آیا واقعاً بنا به استعدادش این گونه است؟ آذربایجانی که هزاران نوع مواد معدنی دارد، غنی از منابع طبیعی جنگل و ... است، بنا به گفته یکی از همقطارهای شما، زرخیر است، و اخیراً نفت و گاز هم در آن کشف شده است، پیشرفتش کجا و اصفهان و یزدی که در بر بیابان قرار دارند، پیشرفتش کجا! آذربایجان مورد تبعیض قرار گرفته است، چون یکی از مهمترین سرمایههایش یعنی زبان ترکی مورد تبعیض است. وجود ترکها در مناسب حکومتی هم دلیلی بر عدم تبعیض نیست. خود شاه خائن هم نیمه ترک بود. ولی آیا این نشانی بر تحت تبعیض نبودن آذربایجان است؟ مگر شاه چه کاری برای آذربایجان انجام داد بجز آنکه زبانش را ممنوع کرده و هزاران نوع بلا بر سر زبانش نازل کرد! مگر همین شاه نبود که بعد از به اصطلاح نجات آذربایجان در خیابانها حمام خون راه انداخت؟
خامنهای هم ظاهراً ترک است. ولی از ترک بودنش چه خیری به ترکها رسیده است؟ مگر نه این است که همیشه در مورد زبان فارسی حرفهای کسرویگونه و افشارگونه و ... زده است؟
درد ما داشتن چند وزیر در کابینه نیست. درد ما زبان مادری مان است.
[فارسی] پس از حمله ی اعراب، به صورت پرقدرت در مقابل زبان عربی قد برافراشته بوده است.
مطمئنین؟!
و البته حتی اگر درست هم باشد هیچ ربطی به موضوع نوشته ندارد. مقاومت کرده است که کرده است! متکلمان این زبان حالش را ببرند ولی به من ترک چه؟ شاید زبان اسپانیایی هم در مقابل انگلیسی مقاومت بسیار کرده باشد ولی اینها هیچ ارتباطی به اجرای اصول قانون اساسی ایران ندارند.
آنها نگاهی نژادی و توتم پرستانه (بوز گورد) دارند و هنوز در اندیشه های ترکمنان و مغولان آنسوی جیحون هستند که اصولن با یکتاپرستی در تضاد بوده و مطابق مبانی اسلام باطل است.
ماجرای بوزقورد یک افسانه باستانی مربوط به ترکها است و قابل احترام است و به هیچ وجه به منزله پرستش نیست. البته من تأکید بیش از حد بر آن را هم محکوم میکنم. اما شما هم در نظر داشته باشید که باستانپرستی و کوروشپرستی هم کم از توتمپرستی ندارد. مطمئناً عکسهای باستانپرستان را دیدهاید که مقبره کوروش را میپرستند! احتمالاً از نظر شما این هیچ تضادی با یکتاپرستی ندارد!!
صرف نظر ازنژاد پرستی که در این عبارت دیده میشود، بیگانه پرستی نیزکاملا مشهود میباشد و واژه سولدوز (نقده)، عملن تهدید کردها را نیز بدنبال دارد.
عنوان «سولدوز» به هیچ وجه تهدید کننده کردها نیست. خود شهر نقده کلاً در دشت سولدوز است. آیا داشتن نام «فارس» بر استانی که چند میلیون ترک در آن زندگی میکنند، امنیت آنها را بر هم زده است؟
عبداله گل رئیس جمهور ترکیه علیرغم گرایشات اسلامی، همنوا با اهداف الحاقی اغوزی و ترکی سازی در سفر به ترکمنستان منویات نژادپرستانه وارثان خلیفه های عثمانی را اینگونه اعلام میدارد:
این یک واقعیت است که ترکها از آسیای میانه آمدهاند. (همانطور که آریاییها هم از جای دیگری آمدهاند) و هیچ تناقضی با دین مبین اسلام ندارد.
پانترکیستها با تراشیدن دشمنی به نام فارس می کوشند مرزهای قهر آمیز ایجاد نمایند، در حالی که تاریخ دویست ساله ی شهر تهران نشان می دهد، این شهر هیچ گاه سرزمین ترکی نبوده و در هیچ مکتوبی و مدرک تاریخی، تهران ماوای ترکان خوانده نشده و آذری های ترک زبان، عمدتا ازدوران پهلوی دوم به تهران مهاجرت کردند. پرسش مشخص این است که، در تهران، پایتخت ایران، آیا برای ترکی سخن گفتن منعی است یا خیر؟ آیا در اماکن عمومی منعی برای گویش ترکی مقرر گردیده است؟ آیا کتب و نشریات ترکی چاپ میگردد یا خیر؟ چنانچه منعی وجود ندارد آیا این نشانه همزیستی مسالمت آمیز مردم غیر آذری با، آذریها نیست؟ تهران شهری فارسی زبان بوده، اگر قرار است مبنا را سرزمین ترکی بدانیم، تهران که سرزمین ترکی نیست. چرا دولت و مردم شوونیزم فارس زبان آن، اجازه گویش غیر فارسی را در آنجا میدهند .این پارادوکس دشمن و دوست، چگونه قابل توضیح است ؟
در اینجا هم با آوردن اطلاعات نامربوط و مغتشش سعی در انحراف از موضوع دارید. ولی به تکتک گفتههایتان جواب میدهم. گفتن ترک و فارس هیچ ربطی به مرزسازی ندارد. هر قومی نام خودش را دارد. این شما هستید که با این گونه سیاستها سعی دارید همگان هویت قومی خودشان را به فراموشی بسپارند تا رویه یکسانسازی قومیتیتان را به راحتی انجام دهید.
درست است، تهران شهر ترک نبوده است و ترکها در تهران مهاجر هستند. همانطور که آریاییها در کل ایران مهاجر هستند.
آیا ما ادعا کردیم، سخن گفتن به ترکی در ایران ممنوع است که شما میگویید: «آیا برای ترکی سخن گفتن منعی است»؟ خیر منعی نیست. همانطور که در ارویه هم کردی سخن گفتن منع نیست.
«آیا کتب و نشریات چاپ میگردد؟» کتب بسیار اندکی چاپ میگردد ولی نشریات نه! خوشحا میشوم عکسی از یک دکه مطبوعاتی در تهران به من نشان بدهید که یک نشریه ترکی در آن یافت شود! یا حداقل آدرسش را بدهید!
« آیا این نشانه همزیستی مسالمت آمیز مردم غیر آذری با، آذریها نیست؟» چرا هست. اما کسی ادعا نگرد که ترکها با غیرترکها همزیستی مسالمتآمیز ندارند! خودتان هم خوب میدانید که درد ما ترکها زبان مادریمان است و تلاشمان در راستای دستیابی به حقوق قومیتیمان است. حال اینها چه ارتباطی به همزیستی مسالمتآمیز با دیگران دارند، الله اعلم!
آذربایجانیها همیشه با دیگران همزیستی داشتهاند و حتی به حدی که این همزیستی گاهاً به ضررشان تمام شده است، مثل پناه دادن به جلوها و آشوریهای رانده شده از عثمانی و در عاقبت نمکنشناسی آنها و قتل عام مردم ارومیه توسط آنها و یا پناه دادن به ارامنه و در نهایت از دست دادن تعدادی از شهرها از جمله ایروان.
«این پارادوکس دوست و دشمن چگونه قابل توجیح است؟» میتوانم از شما بپرسم که دوست و دشمن کیستند؟ همان طور که در اینجا هم واضح است، این شما هستید که سعی دارید حقوق قومیتی و اصول قانون اساسی را به دوست و دشمن تراشی ربط دهید. این شما هستید که اقوام ایران را دوست و دشمن مینامید!
مردم ایران بر اساس یک مدارای تاریخی، با هر زبانی که خواستند تکلم کردند، ولی زبان غیر نژادی ِ فارسی را برای زبان مشترک و میانجی برگزیدند
این حرف شما زمانی درست میبود که هیچ کسی در ایران وجود نداشت که زبان مادریاش فارسی باشد! اکنون در ایران فارسیزبان داریم و ترکزبان و ... داریم. هر کسی زبان مادری خودش را دارد. همانطور که فارسیزبان حق دارد در مدرسه به زبان مادریاش درس بخواند، ترکزبان و کردزبان و ... هم این حق را باید داشته باشند.
به مضمون آیه ای دیگر از قرآن کریم توجه نمایید :
" اگر قرآن به زبان عجم نازل میگردید شما اعراب به آن معتقد نمیگردیدید " « قرآن کریم سوره فصلت آیه ۴۴ »
که این نیز، نشان از غیر نژادپرست بودن ایرانیان و نژادپرست بودن اعراب میباشند، و اتفاقن در این مورد، اعراب مشابهت کامل با پانترکیستها (عدم قبول حدیث رسول اکرم ) دارند.
تفسیر به رأیتان از آیه قرآن هم کار بسیار زشتی بود. در آیه مربوط «شما اعراب» نیامده است. در ترجمه الهی قمشهای هم عبارت «کافران» آمده است. یعنی کافران آن را قبول نمیکردند. در ضمن عجم به معنی غیر عرب است و لطفاً فکر نکنید که در دنیا فقط ایرانی و عرب وجود دارند که منظور از عجم، ایرانیها باشد.
جواب من به نوشتههای شما تمام شد. اما مقداری هم خودم در مورد این نوشته و اهداف کلی شما که این نوشته هم ناشی از آن است، صحبت میکنم.
شما بحث را از اصول قانون اساسی شروع کردهاید. قانون که نخبههای حکومت آن را تصویب کردهاند و مردم هم با درصد بسیار بالایی به آن رأی دادهاند. مطمئناً اینها همگی یک بازی نیست که بگوییم نباید اجرا شود. قانون برای اجرا شدن تصویب شده است. در لابلای نوشتهتان سعی کردهاید با آوردن شبهاتی، این گونه تلقین کنید که آموزش زبانهای غیر رسمی در مدارس غیرممکن است. یک جواب کلی به حرف شما همانطور که در بالا هم گفتم، این است که این طرح الان از کشورهای پیشرفته گرفته تا کشورهای عقبمانده در حال اجراست. شما بهتر است چشمتان را باز کرده و از دنیای آرمانی آریایی که در اذهان خودتان ساختهاید بیرون آمده و به اطراف خود و دنیای فعلی کمی نگاه کنید. دنیای امروز دنیای یکهتازی زبانی نیست. کشورهای اروپایی و آمریکایی نه تنها زبانهای اقوام خود را حفظ کرده و به آنها کمک میکنند، بلکه با تأسیس سازمانهایی در فکر حفظ تمام زبانهای دنیا بوده و دغدغه آنها را دارند و آنها را سرمایههای بشری میدانند، ولی متأسفانه در ایرانی که سرشار از این سرمایههای بشری است، به خاطر یک عده افکار فاسد و آلوده قرون وسطایی که در فکر یکسانسازی زبانی هستند، این سرمایههای بشری با سرعت زیادی در حال نابودی هستند.
شماها در قبال از بین بردن این سرمایههای بشری مسئول هستید و باید روزی جوابگو باشید.
در ضمن لطفاً به زبانی که این همه سنگش را به سینهتان میزنید، کمی احترام بگذارید. کلماتی مثل «عملن»، «اصولن» و ... غلط هستند. برای جدا کردن پسوندها از جمله علامت جمع از کلمه هم از کاراکتر فاصله مجازی استفاده میشود.
شوونیستها، تمامیتخواهان، یکهتازان قومی و طرفداران اندیشه یکسانسازی قومیتی و فرهنگی، همیشه به ما ترکهای طرفدار حقوق قومیت، پانترک میگویند. ما هم در عوض به آنها پانفارس میگوییم. در اینجا آنها برگشته و به ما میگویند: «هه هه! اصلاً چیزی به اسم پانفارسیسم وجود نداره! هه هه!»
در اینجا میخواهم جواب این دسته افراد را بدهم. درست است که یک حزب مشخص با اساسنامه معین و اعضا معلوم با نام «پانفارسیسم» وجود ندارد، اما ما به افرادی که ذکرشان در ابتدای این نوشته رفت (شوونیست فارسیگرا، طرفداران اندیشه یکسانسازی قومیتی و فرهنگی، کسانی که هویت اقوام غیرآریایی مثل ترکها را تحریف میکنند)، پانفارس و به این نوع اندیشه، پانفارسیسم میگوییم. قرار نیست که منتظر باشیم تا حزبی با این نام تأسیس شود و ما بعداً این اسم را به آنها اطلاق کنیم.
از یک زاویه دیگری به این بحث نگاه کنیم. اینها که خودشان به ما پانترک میگویند، خودشان از معنی پانترک باخبرند؟! درست است که بر خلاف پانفارسیسم، حزبی و اندیشهای با نام پانترکسیم وجود داشته است، اما این اندیشه کاملاً از ما ترکهای هویتطلب ایرانی به دور است. همگان میدانند که پانتکرسیم به معنی «اتحاد تمامی سرزمینهای ترکنشین جهان به منظور تشکیل توران بزرگ» است. آیا در ما ترکهای هویتطلب ایرانی که در پی حقوق قومیتی خودمان هستیم، اینگونه اندیشهای وجود دارد؟! هر وجدان بیداری به این سؤال جواب منفی میدهد. من خودم شخصی هستم که بارها از سوی افرادی که ذکرشان رفت، پانترک نامیده شدهام، اما آیا شما تا بحال نوشتهای از من (چه در وبلاگ خودم و چه در کامنتهایم در دیگر وبلاگها) دیدهاید که دارای درونمایه پانترکیستی (با تعریف اصلیاش که در بالا رفت) باشد؟!
حالا از خوانندگان محترم یک سؤال دارم: «آیا اطلاق یک عنوان جدید به یک اندیشه خاص کار بدی است و یا اطلاق یک اندیشه با یک معنی مشخص به افرادی که کاملاً از آن به دورند؟!»
اسم «ترکان آسمانی» و یا به قول خودمان «گؤک تورکلر» را تا بحال زیاد شنیده بودم، اما هنوز هم اطلاعات چندانی راجع به آن ندارم. در ویکیپدیا داشتم نگاه کوتاهی به مقاله مربوط به آن میکردم که تصویر زیر را در آن مشاهده کردم:

نکته جالب در این تصویر این است که آذربایجان (شمالی و جنوبی) هم جزئی از امپراطوری ترکان آسمانی بوده است. یعنی ما ترکهای آذربایجانی هم جزئی از امپراطوری ترکان آسمانی بودهایم و اکنون باید این بخش از تاریخمان را بشناسیم. فارسها در سیطره این حکومت نبودهاند و ترکان آسمانی برایشان حداکثر یک همسایه بوده است، و به این خاطر دلیلی ندارد که بخواهند آنها را بشناسند و در مورد آن مطالعه کنند، ولی ما ترکهای آذربایجانی و همچنین سرزمینمان آذربایجان جزئی از امپراطوری بزرگ ترکان آسمانی بوده است و خواسته یا ناخواسته تاریخمان به آنها گره خورده است و برای شناخت تاریخ خودمان باید حتماً با ترکان آسمانی هم آشنا باشیم.
برای شروع مطالعه بهترین منبع همان دانشنامه آزاد ویکیپدیا است. میتوانید به ویکیپدیای انگلیسی، ترکی استانبولی و یا ترکی آذربایجانی مراجعه کنید. ویکیپدیای فارسی در مورد ترکان آسمانی نوشتهای ندارد. البته همانطور که در بالا هم گفتم، نیازی هم به آن ندارند.
تورکجه آلتیازی ایله فیلمه باخماغین بیر باشقا دادی وار!







دئمهلییم اینتئرنئتده تقریباً تامام فیلملره تورکجه آلتیازی تاپماق اولار. سادهجه ایستیر فیلمین آدین و دالیسینجا Turkish Subtitle و یا Altyazı یازیب و اونو آختاراسیز.
آنا دیلینده فیلمه باخماقدان لذت آپارین!

قوزئیلی شاعیر باجیمیز خانیم خاطیره فرجلینین «سنین سعادتین منم» آدلی شعر کیتابینی بو باغلانتیدان اندیره بیلرسینیز:
کیتابین حدوداً 41 صحیفهسی وار و 232 کیلوبایت دا بؤیوکلویودور. لاتین قرافیکاسیندا یازیلیبدیر.
خانیم فرجلینین شخصی وئبلاقینا دا بو باغلانتیدان گئده بیلرسینیز:
AzConvert proqram haqda yaxşı məlumat məlumat yetirmaq üçün ona özəl bir bloq açdım. Bu gündən sonra AzConvert-in yeni versiyaları və hər bir başqa məlumat onun haqda, bu yeni bloqda veriləcəkdir.
Bütün Azərbaycansevərlərdən və Türkcə uğrunda çalışanlardan istirəm AzConvert-i himayət etmək üçün, onun bloquna bağlantı versinlər və imkan qədər onu tanıtmaqda çalışsınlar. Bağlantı versəzsə, sizə əks bağlantı vermağa, bloqun şərhlər bölümündə mənə xəbər verin.
Diqqət: AÇY (AzConvert Çeviriçi Yazılımı) nın yeni 2.1 versiyasınıda bloqdan endirə bilərsiniz. Bu versiyada bir neçə kiçik səhv düzəlib və Latın->Ərəb istiqaməti biraz (sadəcə biraz!) yaxşılaşıb!
Ana dili ölən dəyil
Başqa dilə dönən dəyil
AzConvert proqramının yeni versiyası da çıxdı. AzConvert-in 2-ci versiyasını sonrada gələn bağlantıdan endirə bilərsiniz. Bu versiyanın yeni özəllikləri belədir:
*) Latin --> Ərəb istiqamətinin yaxşılaşması
*) Ərəb --> Latin istiqaməti beta olaraq əlavə olunması
*) Yeni sözləri, proqramın özündən sözlüklərə əkləmağın əlavə olunması
Öncəki kimi, proqramın çalıştırmağa .net framework gərəklidir. Onu microsoft-ın öz saytından endirə bilərsiniz.
ورژن جدید نرمافزار AzConvert آماده شد. AzConvert ورژن 2 را میتوانید از لینکی که در زیر میآید، دریافت کنید. ویژگیهای جدید این نرمافزار به این صورت است:
*) بهبود تبدیل در مسیر لاتین به عربی
*) اضافه کردن آزمایشی مسیر عربی به لاتین
*) امکان اضافه کردن واژههای جدید به دیکشنریهای نرمافزار از طریق خود برنامه
مثل قبل برای اجرای نرمافزار به برنامه net framework. نیاز دارید که میتوانید از سایت خود مایکروسافت دانلود کنید.
وبلاگهای سیاه نئو نازیستی (پانایرانیستی) مدتی پیش مثل همیشه نوشتهای سراسر دروغ و تفرقهافکنانه چاپ کردند. این نوشته هم مثل تمام نوشتههای قبلی، بیانگر هوش سرشار(!) نئو نازیهای ایرانی بود. این نوشته که در مورد برگزاری کنسرتهای ترکی در ایران بود را در زیر بررسی میکنیم. متأسفانه در دورانی که ما در حسرت یک کلمه به زبان مادری در وطن مادریمان سر میبریم، هر موقع هم که در گوشهای کلمهای به زبان مادریمان گفته میشود، نئو نازیهای ایرانی آن را برنتافته و با سوءاستفاده از حس وطندوستی مردم سعی در مربوط کردن آن به بیگانگان میکنند.
مثل همیشه وبلاگهای سیاه از تکنیک فوق حرفهای Copy - Paste استفاده کرده و تقریباً در اکثرشان این اطلاعایه چاپیده بود. به عنوان نمونه میتوانید آن را در اینجا ببینید.
در این کنسرت از آغاز تا پایان برنامه حتی یک کلمه فارسی صحبت نشد
یعنی این افراد اعتقاد دارند که باید در هر کنسرتی تعدادی کلمه به زبان آنها صحبت شود و هیچ گاه نباید کنسرتی وجود داشته باشد که به زبانهای دیگر ایرانیان باشد وگرنه آن کار دشمنان است و به منزله بیگانهگرایی و تجزیهطلبی است! حتماً باید تعدادی کلمه به فارسی صحبت شود تا از این اتهام تبرئه شوند!
تمامی ترانه ها به زبان ترکی استانبولی خوانده شد!
من در کنسرت مذکور حضور نداشتم ولی مطمئناً این گفته دروغ است. نویسنده فرصت طلب این نوشته مطمئناً صحبت به زبان ترکی اصیل و بدون کلمه فارسی را ترکی استانبولی نامیده است و با این کار همانطور که گفتم سعی در تحریک وطندوستان دارد. سؤالم از نویسنده فرصتطلب این نوشته این است که آیا شما مؤافق حرکت کسانی هستید که در افغانستان، کلمات «دانشگاه» و «دانشکده» را بیگانه خوانده و استفاده از کلمات فارسی مصطلح در ایران را نشانگر بیگانهگرایی خواندند؟! اگر بله که من به اندیشه شما تبریک میگویم! ولی اگر نه پس چطور استفاده از کلمات اصلی ترکی که متأسفانه در ترکی امروز ایران از بین رفتهاند و در ترکی استانبولی وجود دارند را نشانه صحبت به زبان ترکی استانبولی میدانید؟! آیا ما ترکهای ایران محکوم هستیم که همیشه به زبان فاذری صحبت کنیم؟ آیا حق نداریم که زبانمان را پالایش کرده و حداقل در صحبتهای رسمی از زبان فصیح استفاده کنیم؟!
به تخریب و تغییر تدریجی فرهنگ آذربایجان و ایران می پردازند
نماد بارز فرهنگ امروز آذربایجان، زبانش است و تمام موارد دیگر آن مثل موسیقی، رسوم سنتی، مراسم مذهبی و ... کاملاً وابسته به زبان آذربایجان یعنی ترکی است. شماهایی که ادعای دفاع از آن را دارید، چرا در مقابل ورود سیل عظیم کلمات فارسی به این زبان سکوت میکنید؟ چرا در مقابل درخواست حقوق قومیتی ما که یکیشان تأسیس فرهنگستان زبان ترکی آذربایجان است، کارشکنی کرده و مخالفت میکنید؟ چرا صحبت کردن به زبان فصیح ترکی بدون استفاده از لغات فارسی را نشانه بیگانهگرایی و تجزیهطلبی میدانید؟
در این کنسرت خواننده در اثنای کنسرت اقدام به سخنرانی های افشاگرانه کرده و دقایقی اندر فواید زبان ترکی اظهار فضل نمود ...
آیا کسی در ایران حق ندارد در مورد زبان مادریاش اظهار فضل کند؟! آیا هر کسی در این مملکت باید فقط به زبان مادری شما اظهار فضل کند؟
و اطلاعات خود را در مورد ترکان باستان و اینکه آذربایجان ترک است نه ایرانی و ایرانی یعنی فارس زبان و... به رخ مردم کشید
مطمئناً رحیم شهریاری هرگز نگفته که آذربایجان ایرانی نیست! این به ذهن فاسد و آلوده شما برمیگردد که فکر میکنید هر ترکی ایرانی نیست و هر ایرانی ترک نیست. در ضمن اشاعه کننده مفهوم «ایرانی یعنی فارسیزبان» خود شما هستید. کمی به نوشتههای پیشین خود بنگرید، میبینید که در تمام نوشتههایتان درونمایهای از این اندیشه منفور و یکهتازانه وجود دارد!
در این سو ، هنگام برگزاری های کنسرت های موسیقی غیرترکی می بینیم که یا مجوز برگزاری صادر نمی شود (چه تهران و چه تبریز)و یا اگر صادر شد اندکی پیش از شروع لغو می شوند.
خود شما هم خوب میدانید که تا بحال چقدر کنسرت و دیگر مراسم ترکی و مربوط به آذربایجان به خاطر افکار فاسد و آلوده شماهایی که هر صحبتی از زبان ترکی را بیگانهگرایی میدانید، لغو شده است. روزی نیست که در سایتهای خبری آذربایجان، صحبت از لغو مراسمی نباشد. اندک مواردی را هم که با هزاران سانسور و ... اجازه مییابند، شماها به آن بتازید و آن را بیگانهگرایی بدانید!
چگونه یک وطنپرست شویم؟!
برای تبدیل شدن به یک وطنپرست واقعی، تعدادی گام ساده تضمینی وجود دارد:
1) فقط خون من: فقط یک آریایی میتواند وطنپرست باشد. متأسفانه غیرآریاییهایی مثل ترکها و اعراب هم در این سرزمین وجود دارند. برای این که آنها هم بتوانند وطنپرستی کنند، باید هویت اصلی خودشان را انکار کنند و آن ماسک هویتی که ما برایشان ساختهایم را به چهره بزنند. ترکهای آذربایجانی میتوانند از ماسک «آذری» استفاده کنند. برای دیگر ترکها و همچنین اعراب متأسفانه هنوز چیزی نبافتهایم!
نتیجه: نتیجهای که از بند 1 میگیریم، این است که اگر کسی بر هویت ترک خودش تأکید کرد، آن شخص حتماً دشمن وطن است!
2) پرستش به معنای واقعی: یک وطنپرست همان طور که از خود کلمه هم برمیآید، باید وطن را بپرستد و از آنجایی که ما فردی به نام کوروش را به نماد وطن تبدیل کردهایم، باید او را بپرستد:

3) آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران بپسند: از آنجایی که وطنپرستی به مفهوم بالا با کثرت قومی مشکل دارد، پس همه باید هویت قومیشان را کنار بگذارند و فقط بر هویت ملیشان تأکید کنند. پس هر گونه حرکت قومی محکوم است. البته این حکم فقط برای کشور ما صادق است و مثلاً اگر کردها تحرکاتی در ترکیه انجام دادند، ما از آن حمایت میکنیم!
4) خوب یا بد، مسئله این است: هر مفهومی خوب یا بد است. مثلاً تعدادی از مفاهیم خوب و بد را برایتان میآوریم: آذربایجان جنوبی بد است، ایران شمالی خوب است، آذربایجان غربی بد است، کردستان شمالی خوب است، ترک بد است، آذری خوب است، پورپیرار بد است، صفیزاده خوب است، پانترکیسم بد است، پانایرانیسم خوب است، چشم طمع ما به خاک کشورهای اطراف خوب است، چشم طمع دیگران به خاک ما بد است، حقوق 50 درصدی خزر برای ما خوب است، حقوق 20 درصدی خزر برای هر کدام از کشورهای دیگر بد است، ترک بد است، کرد خوب است، قومیتگرایی آشکار بد است، قومیتگرایی پشت ماسک ملیتگرایی خوب است، حکومت هزار ساله ترکها که توأم با حمایت از زبان فارسی بود، بد است، حکومت 50 ساله پهلوی که ترکی را ممنوع کرد، خوب است، شاهنامه خوب است، دده قورقود و کور اوغلو بد هستند و هزاران خوب و بد دیگه که برای تشخیص خوبی یا بدی، کافی است با توجه به یکهتازی زبانی، شوونیسم، نژادپرستی تصمیمگیری کنیم.
5) تحریف بد، تحریف خوب: مفاهیمی هم وجود دارند که ذاتاً دارای ارزش مشخصی نیستند، گاهی خوب هستند، گاهی بد. مثلاً تحریف کردن. تحریف نام خلیج فارس به خلیج عرب، بد است ولی تحریف نام دریای خزر به دریای مازندران و یا کاسپین خوب است. همچنین تحریف نام خلیج فارس به خلیج پارس و یا خلیج همیشه فارس هم خوب است. در همین راستا تحریف نام تاریخی بوشهر به استان خلیج فارس هم خوب است.
6) توسعهطلبی ارضی: کشور ما در گذشته دورانهای خوب و بدی داشته است. ما باید به گذشتهای از کشورمان که خوب است، برگردیم. مثلاً دوران هخامنشی. اولین قدم در این راستا توسعهطلبی ارضی است. ما باید کشورهای اطراف را به این بهانه اشغال کرده و تحت حاکمیت خود قرار دهیم. از جمله این کشورها، آذربایجان و بحرین هستند. البته بعضی کشورهای دیگر از قاعده مستثنی هستند و اشغال آنها لازم نیست، مثل ارمنستان. با این که سرزمین کنونی ارمنستان هم تاریخی مشابه با کشورهای اطرافش مثل آذربایجان و گرجستان دارد، از جمله این که هر دو جزئی از ایران بودند و در یک زمان از ایران جدا شدند، ولی ما میتوانیم این را نادیده گرفته و اعلام کنیم که ارمنستان یک کشور تاریخی است و حق استقلال دارد ولی هرگز در تاریخ کشوری به نام آذربایجان وجود نداشته است و الان برای اینکه طلسم و تابوی تاریخ نشکند، باید تحت اشغال ما دربیاید!
Bu yazı bir sıra səbəblərə görə silindi
نرمافزاری که وعدهاش را داده بودم، بالاخره آماده شد. از لینک زیر میتوانید نرمافزار AzConvert را که نتیجه چندین ماه تلاشم (حتی در ایام امتحانات پایان ترم) است، دانلود کنید.

توسط این نرمافزار میتوانید متون ترکی آذربایجانی با خط لاتین را به عربی تبدیل کنید. تبدیل عربی به لاتین هم انشاءالله بعداً افزوده خواهد شد.
این نرمافزار توسط زبان برنامهنویسی C#.net نوشته شده است و بالتبع برای اجرای آن نیاز به .net framework دارید.
البته این اولین نرمافزار از این نوع نمیباشد و قبلاً یکی توسط دوستانمان در دانشگاه تهران نوشته شده بود. من سعی کردم ویژگیهای جدیدتری نسبت به نرمافزار مذکور به برنامه اضافه کنم. در این نرمافزار سعی خودم را کردم تا نتیجه، حداکثر سازگاری با قوانین تصویب شده دو سمینار اورتوگرافی ترکی آذربایجانی با خط لاتین را داشته باشد.
ویژگیهای این نرمافزار به شرح زیر است:
1) شناسایی تعداد زیادی از کلمات فارسی و عربی (کلمات بیقاعده) توسط دیکشنری موجود به همراه نرمافزار
2) امکان اضافه کردن کلمات بیقاعده جدید توسط کاربر به دیکشنری. برای راهنمایی به فایل help همراه نرمافزار مراجعه کنید.
3) قابلیت درک تقریبی متن: این نرمافزار فقط متن را تبدیل یک به یک نمیکند، بلکه به مقدار کمی مفهومیتر عمل میکند. AzConvert اکثر پسوندهای موجود در زبان ترکی را شناسایی کرده و آنها را جدا از کلمه تبدیل میکند. این قابلیت باعث میشود بتواند ریشههای عربی را از کلمه پیچیده بیرون آورده و آنها را از دیکشنری جایگزین کند. همچنین نتیجه دیگر این ویژگی، اضافه کردن کاراکتر فاصله مجازی به اول بعضی از پسوندها (آنهایی که نیاز دارند) است.
4) اضافه کردن خودکار «ای» به ابتدای کلماتی که با ST، SP، ŞT، ŞP و SK شروع میشوند. مثال: Stalin به ایستالین تبدیل میشود.
5) حذف خودکار چندین «ی» پشت سر هم در کلمات عربی با پسوند «یت». مثلاً «مدنیت».
6)شناسایی بعضی از کلماتی که نباید تبدیل شوند. مثل اعداد رومی که در الفبای لاتین زیاد استفاده میشوند.
7) ...
این نرمافزار، کدباز (Open source) نیست، اما اگر کسی از دوستان وارد به زبان C# بودند و خواستار کد این برنامه در جهت ارتقای آن بودند، میتوانم کد را در اختیارشان قرار دهم.
البته AzConvertدر تبدیل متن، مطمئناً اشکالاتی هم دارد و لازم است خروجی برنامه یک بار توسط کاربر، مرور و تصحیح شود.
نکته: با ترکیب نرمافزارهای Dilmanc و AzConvert، میتوانید متون غنی ترکی استانبولی موجود در اینترنت را به ترکی آذربایجانی با خط عربی برگردانید!
لینک تصحیح شد. متأسفانه فایل قبلی را اشتباه آپلود کرده بودم!
تذکر: همانطور که در بالا هم گفتم، برای اجرای برنامه، نیاز به نرم افزار net framework. دارید.
نرم افزار net framework. را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
Babək (AzərbaycanFilm & MosFilm - 1979)


Film: Babək
İL: 1979
Kinostudiya: AzərbaycanFilm & MosFilm
Fayl Böyüklüyü: 1.20 GB
Format: Avi (DivX 6.7)
Uzunluğu: 2:08:33
Məlumat: SAT-TV-Rip
Rejissor: Eldar Quliyev.
Ssenari: Ənvər Məmmədxanlı.
Operator: Rasim İsmayılov.
Rəssam: Mayis Ağabəyov.
Bəstəkar: Polad Bülbüloğlu.
Rollarda: Rasim Balayev (Babək), Həsənağa Turabov (Afşin), Amaliya Pənahova (Zərnisə), Tamara Yandiyeva (Pərvin), Şahmar Ələkbərov (Cavidan), Məmməd Verdiyev (Buğday), Hamid Azayev (Əzrək), Ənvər Həsənov (Tərxan), Hamlet Xanızadə (xəlifə Mütəsim), Hacı Murad (xəlifə Məmun), Səməndər Rzayev (İbn Bais), Hacı Xəlilov (İbn Boyat), Ramiz Məlikov (İbn Smbat), Eldəniz Rəsulov (Əzin), Muxtar Maniyev (İbn Muaz), Əliabbas Qədirov (Fəzl), Bahadur Əliyev (Divdad), Mikayıl Mirzəyev (Yüzbaşı), Y.Məmmədov (Əbu İmran).
Məzmun: Milli qəhraman, VII əsrdə ərəb xilafətinə qarşı xalq mübarizəsinin rəhbəri Babəkdən bəhs edir
Linklər:
Online izləmə:
http://video.google.com/videoplay?docid=5223700454075550071&hl=en-CA
من در دانشگاه، در رشته مهندسی کامپیوتر تحصیل میکنم و به رشتهام علاقه زیادی هم دارم. البته همانطور که میبینید، عاشق زبان مادریام هم هستم. بنابراین سعی کردهام این دو را به نحوی با هم ترکیب کنم. مثلاً وقتی میخواهم در اینترنت دنبال یک مطلب آموزشی بگردم، اول به ترکی جستجو میکنم. اگه چیزی پیدا نشد، دنبال انگلیسی میروم.
یادگیری C# هم این گونه شروع شد. من با تعدادی منابع ترکی، این زبان برنامهنویسی را فراگرفتم. اکنون همانها را برای شما هم میآورم تا اگر از دوستان علاقهمند بودند، استفاده کنند.
از لینک زیر میتوانید یک کتاب الکترونیک حدوداً 500 صفحهای در مورد آموزش C# به ترکی دانلود کنید. البته این کتاب مجموعه آموزشهایی است که به صورت جدا در یک سایت نوشته شده بودند و بعداً به صورت کتاب الکترونیک گردآوری شدهاند. کتابی بسیار زیبا و روان و ساده در آموزش C#. در ضمن من در حال تبدیل این کتاب به ترکی آذربایجانی با خط لاتین و عربی هم هستم و انشاءالله در صورت آماده شدن، آنها را هم در اختیار علاقهمندان قرار خواهم داد.
همچنین یک سایت عالی آموزش برنامهنویسی دات نت به زبان ترکی هم وجود دارد که در این سایت، شما میتوانید ویدئوهای آموزشی در مورد زبانهای برنامهنویسی دات نت، مخصوصاً C# پیدا کنید. البته این ویدئوها، مسائل ساده مانند متغیرها در C#، حلقه for در C# و همچنین مسائل متوسطی مانند خواندن و نوشتن فایل و همچنین ساخت Setup را توضیح میدهند. ویدئوها حجم اندکی دارند (به طور متوسط 4 یا 5 مگابایت) و بنابراین به راحتی میتوانید حتی با دایلآپ دانلود کنید. آدرس این سایت و بخش مربوط به C# را در زیر میبینید. البته برای دانلود ویدئوها نیاز به ثبت نام رایگان دارید.
منابع بسیار زیاد دیگری هم وجود دارند که با یک سرچ ساده میتوانید به آنها دست بیابید. من فقط منابعی که خودم از آنها استفاده کردم را برایتان آوردم.
«الگوریتم ساخت یک مملکت آریایی»
و یا
«چگونه قومیت خودمان را بر کشور حاکم سازیم؟!»
حالتی را فرض کنید که ما آریایی هستیم و چند سال پیش، وطن اصلیمان در سیبری را به دلایلی نامعلوم، رها کرده و به سرزمینهایی از جمله ایران آمدهام و اکنون به همراه غیر آریاییها که ساکنان اصلی این مملکت هستند، در اینجا ساکنیم. چگونه باید این کشور را به کشور آریایی مخصوص خودمان تبدیل کنیم؟ در اینجا یاد میگیریم.
شناخت نژادمان:
ابتدا باید نژادمان را بشناسیم، بالاخره ما میخواهیم یک حکومت نژادپرستانه ایجاد کنیم.
ما آریایی هستیم. نژاد ما پاک است. اجداد ما برای این که نژادشان را پاک نگه دارند، همیشه با خواهر و مادر خویش ازدواج میکردهاند تا این خون خالص را بدون هیچ آلودگی به ما برسانند. اکنون ما باید حافظ این خون و نژاد باشیم. البته نمیدانم چرا ما آریاییهایی که در این مکان ساکن شدهایم، شبیه دیگر آریاییهایی که در هند و در آلمان و ایتالیا و ... هستند، نیستیم.
لزوم وجود رهبر تاریخی
ما به یک تاریخ قوی نیاز داریم. همچنین در این تاریخ باید یک حکومت بزرگ با رهبری بزرگ هم داشته باشیم. من پیشنهاد میکنم دخمهای در وسط صحرا را به عنوان قبر همین رهبرمان برگزینیم. البته مشکلی که وجود دارد، این است که این قبر هیچ جسدی ندارد! البته این هم مشکل بزرگی نیست. به راحتی میتوانیم افسانهای ساخته و این مشکل را حل کنیم. مثلاً میتوانیم بگوییم این رهبر بزرگ وصیت کرده بود او را در خاک دفن کنند تا اجزای بدنش، خاک این سرزمین را تشکیل دهد!! البته همین حرف هم زیاد مسخره است؛ مثلاً این که قبل از آن مگر این سرزمین خاک نداشت و یا اینکه مگر یک جسد چقدر خاک میتواند تولید کند و ... .
البته خیلی از مردم کشور ما دارای احساسات عمیق مذهبی هستند. برای این که این افراد را که به راحتی به افکار نژادپرستانه ما نمیپیوندند را با خود همراه کنیم، باید نژادپرستامیمان را با دین هم آمیخته میکنیم. در کتاب مذهبی این افراد، از پیامبری سخن رانده شده است که اطلاعات زیادی راجع به آن داده نشده است. میتوانیم همین رهبر خودمان را به عنوان همان پیامبر معرفی کنیم و بگوییم که منظور خدایشان از آن پیامبر، همین رهبر ما بوده است.
میتوانیم بعد از مدتی فرهنگسازی و ... همین قبر بیجسد را به عنوان قبله جدیدمان هم برگزینیم:

ساخت حزب آریایی
قبل از هر چیز ما به یک حزب مبتنی بر نژادمان نیاز داریم. البته اگر نام قومیتمان را بر این حزب بگذاریم، در ان صورت ممکن است دیگر قومیتها روی خوش نسبت به این حزب نشان ندهند، پس باید اسم کشورمان را رویش بگذاریم و پشت این اسم هر گهی دلمان خواست بخوریم. همین که اسم این حزب، اسم کشورمان باشد، امتیاز بزرگی است. حتی میتوانیم به همین روش دشمنانمان که نمیخواهند ما حکومت مبتنی بر نژادمان را بنیان بگذاریم، را به دشمنی با کشور متهم کرده و به راحتی از شرشان راحت شویم.
علامتی که برای این حزب برمیگزینیم هم باید گویای نژادپرستی و عدم برابری آریایی و غیرآریایی باشد:

زبان رسمی آریایی
ما باید یک زبان رسمی آریایی هم داشته باشیم. البته تمام ما آریاییهایی که به اینجا آمدهایم، زبانمان یکی نیست اما بالاخره باید یک زبان از بینشان دربیاوریم. میتوانیم یکی از این هزاران زبان را به عنوان زبان اصلی معرفی کنیم و دیگر زبانها را لهجه و گویش همین زبان معرفی کنیم. البته درست است که این به اصطلاح صاحبان لهجهها و گویشها حرف همدیگر را نمیفهمند، اما میدانیم که مردمی که میخواهیم برایشان حکومت کنیم، پپه و نفهم هستند و ما هر چه به آنها بگوییم، قبول میکنند.
ایجاد حس وطنپرستی و علاقه به زبان
ما باید به فرزندانمان بیاموزیم که روزگاری در تمام دنیا لعل همین زبانی که برای خودمان برگزیدیم، از لبهای تمام مردم بیرون میریخت و این استعمار و دشمنان این زبان بودند که آن را از سرزمینهایی مثل هند، پاکستان، آذربایجان و ... محو کردند. در آن صورت فرزندمان احساس علاقه اندکی به این زبان که از لحاظ دستوری و ذخیره واژگان و ... بسیار ضعیف است، پیدا خواهند کرد.
باید به یاد داشته باشیم که هر کجا فردی به این زبان ما شعر سروده و یا اثری نوشته، هر کجا هم که به دنیا امده باشد، پس حتماً زبان مادریاش همین زبان بوده است و همنژاد و همخون ما است. اما اگر کسی از سرزمین ما به زبان دیگری اثری بنویسد، این چیز خاصی را نمیرساند و نمیتوان نتیجه گرفت که آن زبان، زبان مادریاش بوده و خودش متعلق به قوم آن زبان است.
ساخت پرچم آریایی
ما به یک پرچم آریایی نیاز داریم. میتوانیم از پرچم سه رنگ با نشان شیر و خورشید استفاده کنیم. البته این که همین نشان شیر و خورشید را هم اولین بار سلجوقیهای ترک غیرآریایی انتخاب کردند، مهم نیست. زیرا همه مردم همانطور که در بالا هم گفتم، پپه هستند و کسی این را نمیداند.
پیدا کردن دوست و دشمن
ما به تعدادی دوست و دشمن هم نیاز داریم. پیدا کردن دوست و دشمن کار سختی نیست. کافی است از یک فرمول ساده استفاده کنیم. مثلاً: «همنژاد من دوست من، غیر همنژاد من دشمن من» با توجه به این فرمول، کشورهایی مثل ترکیه و آذربایجان و ترکمنستان و همچنین کشورهای عربنشین، دشمن هستند و کشورهایی مثل ارمنستان دوست هستند. البته همین ارمنستانیها سالها پیش، قتل عام بسیار بزرگی در چند تا از شهرهای کشور ما مثل ارومیه و سلماس انجام دادند، اما نژاد مهمتر از این حرفهاست و ما باید به خاطر همنژادیمان آن را نادیده گرفته و با آنها دوست شویم. و همچنین دلیل موجه دیگر بر نادیده گرفتن این قتل عام، این است که افراد قتل عام شده، غیرآریایی بودند و این برای ما خیلی هم خوب است.
خلاص شدن از شر غیر آریاییها
متأسفانه در این سرزمین غیر آریاییهای زیادی هنوز ساکن هستند و اینها مانع بزرگی در جهت اهداف نژادپرستانه ما هستند. ما باید به طریقی از شر آنها خلاص شویم. البته ما هر کاری کردیم، مؤفق نشدیم. زبانشان را هم ممنوع کردیم، به آنها خر گفتیم و هزاران کار دیگر کردیم، اما نتوانستیم کاری از پیش ببریم. میتوانیم گذشتهشان را تحریف کنیم و اعلان کنیم که آنها هم همنژاد ما بودهاند و توسط دشمنانی وحشی و غارتگر، زبانشان به زور عوض شده است. البته برای این که این نظریه را راحتتر قبول کنند، باید این حرف توسط فردی از میان خودشان گفته شود. نظریهپرداز دربار پهلوی که چیزی از زبانشناسی سرش نمیشود، گزینه خوبی است.
سرکوب غیرآریاییها
البته ما باز هم به همین راحتی نمیتوانیم از شر این غیرآریاییها که گند زدن به کارهای نژادپرستانه ما، راحت بشویم. برای این که خفهشان کنیم، میتوانیم یک شبکه تلویزیونی برایشان تأسیس کنیم که در این شبکه از هر صد کلمه، 98 کلمه به زبان ما و 2 کلمه به زبان خودشان باشد.در این صورت، هر وقت ادعای نداشتن حقوق قومیتی شدند، میتوانیم این تلویزیون را به سرشان بکوبیم و بگوییم دروغ میگویید، شما به زبان محلیتان تلویزیون دارید. همین طور است برای روزنامه و مجله و کتاب.
تبلیغات آریایی
ما هر کاری میکنیم، نمیتوانیم شر این غیر آریاییها را از سرمان کم کنیم. رفتهاند کلی سایت و وبلاگ در اینترنت ساختهاند. ما هم باید تعدادی افراد استخدام کنیم تا با آنها مبارزه کنیم. افرادی که در آلمان زندگی کردهاند و احتمالاً یک روز هم ایران را ندیدهاند ولی در وطنپرستی کاسه داغتر از آش شدهاند، گزینههای خوبی هستند. این افراد مهارتهای بسیار بالایی مثل کپی کردن چرت و پرت به تعداد انبوه و وبلاگهای دشمنان را داشته باشند. همچنین این افراد باید از قوه تخیل خوبی هم برخوردار باشند، تا بتوانند چرندیاتی را ساخته و آنها را به دشمنانمان نسبت دهند: تعدادی از این داستانهای تخیلی میتوانید به این صورت باشد: «ماجرای وحشی ترکلر گفتن ترکیهایها به همزبانان آذربایجانیشان»، «ماجرای «دیوار گوشی» گفتن ترکها به کردها»، «حامام اوغلانی»، «اصطلاح ترک خر در عثمانی ساخته شده و فارسهای از همه جا بیخبر هم فقط آن را به فارسی ترجمه کردهاند»، «عثمانیها خودشان از کلمه ترک نفرت داشتند و آن را بد میپنداشتند» و ... .
چشمانداز هزار ساله - صدور آپارتاید
در پایان باید این نکته را هم متذکر شوم که نژادپرستی در دنیای کنونی کاملاً شکست یافته است و تمام حکومتهای نژادپرست مثل آلمان نازی، حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی و هزاران نمونه و مثال دیگر همگی نابود شدهاند، اما ما آریاییهای ایرانی باید این نوع حکومت را زنده کرده و دوباره به جهان معرفی کنیم.
در مملکت خودمان ما را از زبانمان محروم کردهاند. مطمئناً اگر شما خواننده محترم هم مثل من از قومیتهای غیر فارس و همچنین غیر ارمنی این مملکت باشید، مثل من در حسرت یک کلمه زبان مادری هستید.
اما اینترنت را که فعلاً از دستمان نگرفتهاند. کافی است یک سرچ کوچک بزنید تا به سیل عظیم منابع غنی به زبان ترکی دست پیدا کنید.
اگر شما هم مثل من هم به زبان مادری و هم به دنیای کامپیوتر و فناوری اطلاعات، علاقه دارید، پس با یک تیر دو نشان بزنید. مجلههای الکترونیک ترکی رایگان زیادی وجود دارند. آنها را به صورت رایگان دانلود کرده و هم دانش کامپیوترتان را افزایش داده و هم در زبان مادریتان (که متأسفانه در مملکت خودمان به ناحق از ما گرفته شده است) مهارت پیدا کنید.
یکی دیگر از مجلههای الکترونیکی ترکی رایگان، مجله pdfdergi است که در مورد دنیای کامپیوتر و فناوری اطلاعات است. این مجله را هم میتوانید از سایت رسمیاش دانلود کنید.
لینک دریافت آخری شماره مجله - شماره 24
همچنین میتوانید در گروه اینترنتی این مجله الکترونیک عضو شوید تا هر دفعه شما را از وجود شماره جدید برای دانلود آگاه کنند:
http://groups.google.com/group/pdfdergi
یکی دیگر از این نشریات الکترونیک بسیار زیبا هم، Herkes İçin Bilgisayar Eğitimi Pdf Dergi است. آرشیو این نشریه را میتوانید از طریق دو لینک زیر دریافت کنید:

مجله
ها را به نیت کوری چشم دشمنان آذربایجان و مردم ترک و زبان و فرهنگ ترکی دریافت کرده و بخوانید!
















دیروز
شبکه استانی آذربایجان شرقی یک برنامه کارشناسی(!) در مورد طرح جدید اقتصادی دولت
داشت. اما اگر گفتید به چه زبانی؟! راهنمایی اول این که این برنامه از لحاظ زبان چیز خاصی نداشت و مثل تمام برنامههای دیگر این شبکه بود. راهنمایی دوم این که تعدادی از جملاتی که در این
برنامه ایراد شدند را برایتان میآورم:
«نقدینگی، یکی از پایههای
تورم در جامعه دی.»
«به جای این که سوخت ارزان و خودروی گران، در واقع، استفاده
ائلییاخ...»
«...فقط شکل توزیع برای رسیدن به او اهداف تغییر تاپا»
«با حداقل هزینه، با حداقل صدمات، بیشتری درآمدی آلاخ.»
«...هر چند کی شاید قیمت افزایش تاپا»
«هدفمندینین فاز
اولینده، فعلاً صحبت از نقدی کردن دی.»
«به جای این که مردم به دولت متکی اولسونلار...»
Bu yazı bir sıra səbəblərə görə silindi





