مهدی کروبی یک بیانیه در رابطه با حقوق اقوام و مذاهب منتشر کرد که بسیار باعث خوشحالی فعالان حقوق قومیتی واقع شد. البته این بیانیه باعث جذب خوب اقوام غیرفارس و مذاهب غیرشیعه به سمت او شد. رقبایش هم که از این رویه احساس ترس کردند، دست به کارهای مشابه زدند. چندی پس از آن، میرحسین موسوی هم بیانیه مشابهی داد و در آن سخن از احیای حقوق اقوام و اجرای قوانین معطل مانده 15 و 19 خبر داد و در سخنرانی هایش در تبریز و ارومیه هم چندین بار بر آن تأکید کرد. محسن رضایی هم اعلام کرد که در دانشگاهها زبانهای اقوام ایرانی را تدریس خواهد کرد تا پس از چند سال با ترتیب نیروهای لازم، این طرح به مدارس انتقال داده شود. محمود احمدی نژاد هم در جلسه هیئت دولت، طرحی تصویب کرد که به موجب آن، زبانهای اقوام ایرانی در دانشگاههای استانهای مربوطه به صورت درس اختیاری، تدریس خواهند شد.
البته تأکید میکنم که فعلاً زمان انتخابات و زمان وعده و وعید است و احتمال اجرای این شعارها در فردای انتخاب کم است، اما این مسئله که همه کاندیداهای ریاست جمهوری به بحث حقوق اقوام رسیده اند و حداقل در ظاهر آن را قبول دارند و بر احیای حقوق اقوام و زبانها تأکید میکنند، خود پیروزی بزرگی است و این پیروزی به دست نیامده است، جز از طریق فعالیتها و روشنگریهای فعالان قومیتی. من خودم اکنون 20 ساله هستم. تا سن 17 سالگی، اصلاً نمیدانستم که زبان ترکی را میشود نوشت!! اما با روشنگریهای و فعالیتهای فعالان، فهمیدم که نه تنها ترکی را میشود نوشت، بلکه حق قانونی و مشروع ما است که به زبان ترکی بخوانیم و بنویسیم و حق ما بر گردن دولت است که زمینه این کار را فراهم کند.
پس جا دارد در اینجا یاد و خاطره 4 شهید سولدوز و دهها شهید دیگر و هزاران فرد زندانی شده در این راه آزادی زبان و مبارزه با یکسانسازی و یکه تازی پارسی را گرامی داریم و به آنها اعلام کنیم که خونها و ضجر کشیدنهایتان در حال نتیجه دادن است.
به امید ایرانی برابر برای تمام اقوام
اگر ما خر نیستیم، پس چرا زبان مادریمان را فراموش کرده و به فرزندانمان زبان بیگانه آموزش میدهیم؟
اگر ما خر نیستیم، پس چرا عدهای از ما گول سیاست یکسانسازی دوران ستمشاهی پهلوی و حرف احمد کسروی مرتد را خورده و پشت به هویت خود کرده و خود را به قومیت بیگانه چسباندند؟ همین یک مورد کافی است تا خرها در مقابل ما سربلند باشند!
اگر ما خر نیستیم، پس چرا در مقابل سیاستهای قرون وسطایی یکسانسازی زبانی و فرهنگی، حرکت مؤثری نکرده و مدت 80 سال است که از ابتداییترین حقوق خودمان که همانا آموزش به زبان مادری است، محرومیم؟
ما خر هستیم، چرا که مقابل حرفهایی مثل «آذربایجان سر ایران است»، «آذربایجان صاحب انقلاب است» و … خر شدهایم! به راستی هم عجب خری هستیم که در مقابل حرف «آذربایجان سر ایران است»، کاملاً سکوت کرده و اصلاً نمیپرسیم که این آذربایجان چگونه سری است که زبانش با زبان صاحبش فرق میکند!
ما خر هستیم، چرا که 80 سال است نامهای شهرها و روستاها و کوهها و دشتها و رودها و مغازهها و … ما را به زبان بیگانه عوض کردند و هنوز هم میکنند و ما چیزی نمیگوییم!
ما خر هستیم، چرا که نمایندهای به مجلس میفرستیم که این نماینده میرود در مجلس اعتراض میکند که چرا از نام ترکی «دریای خزر» استفاده میکنید و چرا آن را مثل همان موارد بالا تحریف نمیکنید؟
ما خر هستیم، چرا که هیچ وقت به این موضوع اعتراض نکردیم که چرا ارامنه در ایران باید از تمام حقوق خود برخوردار باشند ولی ما نه؟ به راستی ما به این مملکت بیشتر خدمت کردیم یا ارامنه؟ کدامیک به کشور خیانت کردند؟ چرا اعتراض نمیکنیم که چرا به ارامنهای که به خاطر خیانتهایشان در زمان جنگهای ایران و روسیه، آذربایجان شمالی از کشور جدا شد و به خاطر نمکنشناسیهایشان، صدها هزار نفر آذربایجانی در زمان جنگ جهانی کشته شدند و به خاطر تجاوزشان، نزدیک بود خوی و ارومیه و سلماس و … را هم از دست بدهیم و …، حقوقشان را میدهید ولی برای ما ترکها که جز خدمت به مملکت نکردیم، نه؟
ما خر هستیم، چرا که قانونی با این مضمون که «همه زبانهای تکلم شده در ایران، باید با خط فارسی نوشته شوند»، تصویب میکنند و بنابراین ما را از استفاده از خط قوی لاتین محروم میکنند، ولی همین قانون را برای ارامنه اجرا نمیکنند و ارامنه کماکان از خط غیرفارسی خود استفاده میکنند؟
…
حال، آیا نباید به ملتی با این مشخصات، خر یا سوسک یا ... گفت؟
شما هم میتوانید به این لیست اضافه کنید. مطمئنم این لیست خریتهای ما، بیانتهاست!
بخش نظرات در خدمتتان است.
اگر در اینترنت مطالبی در مورد «تغییر خط» جستجویی کرده باشید، احتمالاً به تعدادی سایت در زمینه زبان فارسی هم میرسید که در مورد تاریخ و مسئله تغییر خط در ترکیه و مطرح شدن آن در ایران آن زمان و … مطالبی نوشته شده است. در اکثر این منابع که توسط مدعیان وطنپرستی (بخوانید فارسی پرستی) نوشته شده است، بارها با عبارت «خط فارسی» روبرو میشوید که البته در ظاهر معنای عجیبی ندارد، اما اگر به کاربرد آن در نوشته توجه فرمایید، متوجه چیزهای عجیب میشوید.
پرده اول:
این مدعیان، ادعا دارند که ترکیه، خط فارسی استفاده شده را به خط لاتین تبدیل کرده است! و گاهاً هم برای این کار، دلایلی عجیب و غریبی مثل «جلوگیری از رشد فارسی» برمیشمرند!! حال به بحث نمادین من با یکی از مدعیان توجه فرمایید:
- فرمودید «ترکیه خط فارسی را به لاتین تغییر داد». میتوانم بپرسم چرا خط ترکی عثمانی را «خط فارسی» نام گذاشتید؟
- عثمانیها خطشان را از زبان فارسی گرفته بودند.
- در ظاهر که خط عربی به نظر می آید، حال چگونه مدعی هستید که خطشان از فارسی گرفته شده است؟
- چون دارای حرفهای گ، پ، چ و ژ بود و این خطها هم مختص فارسی است. یعنی موقع برگرفتن خط عربی برای فارسی، به علت کمبود خط عربی برای نمایش فارسی، این حرفها را مختص فارسی افزودند. بنابراین هر خطی که دارای این حروف باشد، «خط فارسی» است.
- خب قبول که عثمانیها خطشان را مستقیماً از اعراب نگرفتند و احتمالاً شما گرفتند. ولی خودشان هم تعدادی حرف مثل «ﯓ» بدان افزودند. حال با افزودن این حروف، چرا هنوز باید اسمش خط فارسی باشد؟ چطور خودتان با افزودتان تعدادی حرف به عربی، نامش را دیگر «خط عربی» نمیگویید ولی انتظار دارید که ترکها با وجود تغییر خط، آن را به نام خط شما بخوانند؟
- !!!
میبینید که این بحث و ادعای این مدعیان، به تناقض میرسد و کاملاً بدیهی است که در راستای اغراضی این گونه سخن میگویند. مثلاً میخواهند بگویند که دنیا در تسخیر ما بود و غرب و غربگرایی و دشمنان زبان فارسی(!) اجازه ندادند و زبان ما را ضعیف کردند!
پرده دوم:
در ویکیپدیای انگلیسی (و گاهاً فارسی) هرجا در مورد استفاده از خط عربی برای ترکی صحبت رانده شده است، عده ای افراد که در نظر خودشان، خود را حافظ زبان و فرهنگ ایرانی میدانند(!) آن را به عبارت «خط فارسی-عربی» (Perso-Arabic Script) عوض (بخوانید تحریف) کرده اند! نمیدانیم خط فارسی-عربی دیگر چه صیغه ای است! از ایشان میپرسیم، جواب میدهند که خطی است که از عربی گرفته شده و توسط فارسی و برای فارسی تغییر داده شده است. برای دیگر زبانها مثل ترکی قدیم و اردو و پشتو و کردی و … از خط تغییر داده شده «فارسی-عربی» استفاده شده است و یا میشود!
حال به این مکالمه توجه داشته باشید:
- وقتی ما میگوییم «ترکی با خط عربی نوشته میشده است» منظورمان ریشه این خط است.
- نخیر. این خط توسط فارسی تغییر کرده است و دیگر خط عربی نیست و باید نام فارسی هم بیاید.
- منظورتان چیست؟
- توسط زبان فارسی چندیدن حرف به خط عربی افزوده شده است و چندین حرف هم املایش تغییر کرده است.
- خب اگر منظور از تغییر این است، در آن صورت در ترکی هم پس از وام گرفتن این خط، تغییراتی روی آن داده شد و تعدادی حرف بدان اضافه شد. پس اگر از قاعده نامگذاری شما استفاده کنیم(!) پس نامش باید باشد «خط عربی-فارسی-ترکی» باشد!
- !!!
و باز هم جوابی ندارند!
چه کنیم با این مدعیانی که در سه جمله صحبت حرفهایشان به تناقض میرسد!
این مدعیان در همان منابعشان نوشته اند: «ازبکستان خط لاتین را جایگزین خط فارسی کرد تا ارتباط فارسی زبانان آسیای مرکزی را با ایران قطع کنید»!
یکی نیست بگوید که چرا فکر میکنید هر جای دنیا هر کاری انجام شده است، حتماً به شما مربوط است؟ ازبکستان از خط عربی استفاده میکرد و مثل خیلی دیگر از ملتها، خطش را به سریلیک و سپس لاتین تغییر داد! این وسط، من ربطی به زبان فارسی شما نمیبینم!
در منابع میخوانیم، از طرف ایران، برنامه مبدل خط سریلیک و فارسی نوشته شده و به تاجیکستان داده شده است تا منابع را به راحتی به خط مقابل تبدیل کنند!
همچنین هزاران جلد کتاب درسی با نام «خط نیاکان» همه ساله به تاجیکستان اهدا میشود تا تاجیکها با خط قبلیشان آشنا شوند!
به راستی چرا باید بیت المال متعلق به 49 درصد غیر فارسی زبان ایرانی، که زبان خودشان در طی دهه ها مورد بیمهری قرار گرفته و بسیار تضعیف شده و در حال نابودی است به طوری که شاید تعداد کسانی که بلدند به زبان مادریشان بخوانند و بنویسند، حتی به 1 درصد هم نرسد، صرف آموزش خط فارسی به تاجیکها شود؟ و البته من مطمئنم از 51 درصد فارسی زبانان هم بسیارند کسانی که هزاران بدبختی دارند و آنها هم با این کار مخالفند.
آیا درد و غم من ترک و آن فرد کرد و آن لر و آن بلوچ و … این است که تاجیکها با خط صد سال پیش آشنا شوند؟
واقعاً حرام است این پولهایی که صرف این مسائل میکنید. بله، روز حسابی در راه است که در آن، کوچکترین عملی بی جواب نخواهد ماند و کوچکترین حق خوری، بی قضاوت نخواه ماند؛ گرچه میدانیم که کسانی که به فکر گسترش زبان خود به قیمت نابودی دهها و صدها زبان و گویش و لهجه هستند و حتی از پول خود این مردم برای نابودی زبانشان و جایگزینی زبانی دیگر میپردازند، چه میدانند قیامت چیست.
از مفاد بیانیه سوم کروبی:
- حقوق اقوام و گروههاي مختلف زباني و مذهبي بايد رعايت شود. كماكان اصل 15 قانون اساسي به اجرا درنيامده است كه نهتنها عدم اجراي آن خلاف قانون است، بلكه به معناي دقيق نافي وحدت ملي نيز هست. وحدت ملي از طريق يكسانسازي محقق نميشود، بلكه از طريق پذيرش و احترام به تفاوتها در ذيل اشتراكات ملي صورت ميگيرد بنابراين اصول معطل مانده قانون اساسي را اجرا خواهيم كرد.
البته هیچ بعید نیست که این موارد، فقط جنبه تبلیغاتی داشته باشند، ولی باز هم جای شکرش باقی است که عبارت بالا را که حرف اول و آخر ماست، را از دهان مسئولان بلندرتبه سابق و شاید آینده حکومتی میشنویم. این امر نشاندهنده این است که عقل و وجدان انسانی هنوز در بعضی مقامات باقی مانده و به افکار آلوده پان ایرانیستی و نژادپرستی و باستانگرایی، آلوده نشده است.
به امید ایرانی برابر برای تمام اقوام
به نقل از تابناک:
اولين بيانيه ستاد دولت ائتلافي
...
بايد از فرصت فعلي استفاده كرد و ايران را تبديل به يك امپراطوري علمي، فرهنگي و اقتصادي نمائيم كه ريال و زبان فارسي، پول و زبان مشترك منطقه گردد.
...
به همین خیال باشین! ما مردمی که هنوز بلد نیستیم به زبون خودمون بخونیم و بنویسیم، حالا بیایم به شما کمک کنیم که زبون خودتون رو به پاکستان و ترکمنستان و آذربایجان و ترکیه و عربستان و عراق و مصر و ... هم تحمیل کنین! عجبا.
ریال را هم شما سعی کنید در همین مملکت خودمان جا بندازید، منطقه پیشکش!
داشتم وبسایت فرهنگستان زبان فارسی را نگاه میکردم، که در بخش اهداف فرهنگستان، عبارت زیر را دیدم:
رواج زبان و ادب فارسى و گسترش حوزه و قلمرو آن در داخل و خارج از كشور؛ [منبع]
با بخش «ادب فارسی» بالا کاری ندارم. همچنین با قسمت «خارج کشور». بنابراین عبارت زیر را میشود از عبارت بالا استخراج کرد:
رواج زبان فارسى و گسترش حوزه و قلمرو آن در داخل كشور؛
به راستی این عبارت چه معنی دارد؟ گسترش «زبان فارسی» در «داخل کشور» چه معنی دارد جز این که زبانهای غیر فارسی دیگر در کشور باید نابود شوند و متکلمانشان به سمت فارسی بیایند؟ آیا کسی معنی غیر از این از عبارت مذکور برداشت میکند؟
عجب کشوری داریم که در آن نه تنها برای n-1 زبان، هیچ امکاناتی وجود ندارد، بلکه از اهداف امکانات آن یک زبان هم این است که بر زبانهای دیگر مسلط شود و آنها را نابود کند. خداوند همه ما را عاقبت بخیر کند!


